نبرد تانک ها...


چکیده: در حمله سراسری ارتش عراق به مرزهای جمهوری اسلامی از جمله محورهای اصلی هجوم در منطقه جنوب ، محور عمومی عماره ـ عین خوش ـ

چکیده: در حمله سراسری ارتش عراق به مرزهای جمهوری اسلامی از جمله محورهای اصلی هجوم در منطقه جنوب ، محور عمومی عماره ـ عین خوش ـ پل کرخه ـ دزفول و محور علی غربی ـ فکه – چنانه ـ شوش بود. پدافند این منطقه به تیپ 2 لشکر 92 زرهی اهواز و یک گروه رزمی از تیپ 37 محول شده و پوشش مناطق مرزی به عهده پاسگاههای ژاندارمری بود.
با شروع تهاجم لشکر 10 زرهی عراق، نیروهای پدافند کننده نه تنها موفق نشدند پیشروی دشمن را متوقف کنند و عملیات تاخیری انجام دهند، بلکه به سرعت عقب نشینی کردند. اما لشکر 1 بر سر راه خود در فکه و چنانه با مقاومت خودی روبرو شد و گروه زرهی شیراز که عقبه اش در پل نادری بود، پس از اطلاع از عقب نشینی تیپ 2 از پل نادری و اشغال سه راه قهوه خانه توسط دشمن، از مقاومت دست برداشت و با از هم پاشیدگی سازمان عقب نشینی کرد طوری که نیروها و یگانهای آن با وضع نامطلوبی از رودخانه کرخه گذشتند و خود را به شرق رودخانه رساندند. عملیات پیشروی و تعقیب توسط یگانهای دشمن روز ششم مهرماه پایان یافت و عراقیها در غرب رودخانه کرخه متوقف شدند. تا این زمان تمام قسمت غرب رودخانه کرخه در منطقه دزفول و شوش به اشغال ارتش عراق در آمد و این رودخانه خط تماس نیروهای خودی و دشمن قرار گرفت.
کلمه های کلیدی:
• جنگ ایران و عراق
• ارتش عراق
• عملیاتهای دفاع مقدس
• مرزهای جمهوری اسلامی
• رودخانه کرخه
• منطقه دزفول و شوش
• لشکر 21 حمزه(ع)

مقدمه
در حمله سراسری ارتش عراق به مرزهای جمهوری اسلامی از جمله محورهای اصلی هجوم در منطقه جنوب ، محور عمومی عماره ـ عین خوش ـ پل کرخه ـ دزفول و محور علی غربی ـ فکه – چنانه ـ شوش بود. پدافند این منطقه به تیپ 2 لشکر 92 زرهی اهواز و یک گروه رزمی از تیپ 37 محول شده و پوشش مناطق مرزی به عهده پاسگاههای ژاندارمری بود.
با شروع تهاجم لشکر 10 زرهی عراق، نیروهای پدافند کننده نه تنها موفق نشدند پیشروی دشمن را متوقف کنند و عملیات تاخیری انجام دهند، بلکه به سرعت عقب نشینی کردند. اما لشکر 1 بر سر راه خود در فکه و چنانه با مقاومت خودی روبرو شد و گروه زرهی شیراز که عقبه اش در پل نادری بود، پس از اطلاع از عقب نشینی تیپ 2 از پل نادری و اشغال سه راه قهوه خانه توسط دشمن، از مقاومت دست برداشت و با از هم پاشیدگی سازمان عقب نشینی کرد طوری که نیروها و یگانهای آن با وضع نامطلوبی از رودخانه کرخه گذشتند و خود را به شرق رودخانه رساندند. عملیات پیشروی و تعقیب توسط یگانهای دشمن روز ششم مهرماه پایان یافت و عراقیها در غرب رودخانه کرخه متوقف شدند. تا این زمان تمام قسمت غرب رودخانه کرخه در منطقه دزفول و شوش به اشغال ارتش عراق در آمد و این رودخانه خط تماس نیروهای خودی و دشمن قرار گرفت.
فرمانده تیپ2 لشکر 92 به علت آنکه در کودتای نوژه دست داشت دستگیر شده بود لذا تا تاریخ پنجم مهر، تیپ 2 لشکر 92 فرمانده نداشت و یک سرگرد مخابرات آن را سرپرستی می کرد. در این تاریخ سرهنگ زرهی ستاد «امرالله شهبازی» به عنوان سرپرست تیپ در منطقه نبرد خود را به تیپ معرفی کرد. تیپ 2 در تاریخ 11 مهر طی عملیاتی سرپلی به عمق 1 تا 3 کیلومتر و عرق 5 کیلومتردر پای پل کرخه تصرف کرد. عملیات نسبتاً موفق تیپ 2 در تصرف و تامین سرپل، اعجاب فرماندهان ارتش از جمله فرمانده نیروی زمینی (تیمسار ظهیرنژاد) ، جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش (تیمسار فلاحی) و فرمانده کل قوا (بنی صدر) را برانگیخت. و این موفقیت موجب شد در برآورد وضعیت کارایی رزمی ارتش عراق رو به زوال تصور شود و نتیجه گرفته شود که چنانچه قبل از تثبیت مواضع نیروهای عراقی، با نیروی نسبتاً قابل ملاحظه ای به قوای دشمن حمله شود، نیروهای عراقی یارای مقاومت نداشته و سریعاً به سمت غرب عقب نشینی کنند و همین انگیزه اصلی طرحریزی و اجرای عملیات بیست و سوم مهر 1359 شد.
اهداف عملیات
پیش بینی می شد که هدف اصلی دشمن در این محور ، عبور از رودخانه کرخه، رسیدن به شهرهای دزفول و اندیمشک و بستن جاده دزفول ـ اهواز و در نتیجه قطع ارتباط تهران ـ خوزستان و اشغال کامل خوزستان باشد. بنابراین، مبنای تصمیم گیری برای اجرای عملیات در این محور براین اصل استوار شد که قبل از اینکه دشمن موفق به تحکیم مواضع اشغالی در غرب رودخانه کرخه شود و بتواند مرحله بعدی هجوم را شروع کند، باید هرچه سریعتر قوای دشمن را از سرزمینهای اشغالی بیرون راند تا ضمن از بین رفتن امکان عبور دشمن از رودخانه کرخه و احتمال اشغال دزفول و اندیمشک و قطع جاده ارتباطی خوزستان ، شهر دزفول نیز از برد توپخانه سنگین دشمن خارج شود.
در دستور جزء به جزء شماره 1 قرارگاه تاکتیکی نیروی زمینی ارتش (دزفول) در این زمینه چنین آمده است:
«منظور اصلی از این عملیات انهدام نیروهای موجود دشمن در منطقه است و کلیه پرسنل و یگانها باید از هر گلوله خود برای از بین بردن دشمن، حداکثر استفاده را به عمل آورند و از فرار دشمن جلوگیری نمایند.»(1)
موقعیت منطقه عملیاتی
منطقه عمومی عملیات غرب رودخانه کرخه در منطقه پای پل و محور عین خوش تا تپه های ابوصلیبی خات، در حدود 30 کیلومتری جنوب و تپه های عل گره زد در 15 کیلومتری غرب پل کرخه بود.
بطور کلی منطقه عملیات پوشیده از تپه ماهور است و جاده اندیمشک ـ دهلران از مرکز آن عبور می کند. طرفین جاده از دامنه جنوبی تپه های علی گره زد در منطقه ای به طول 8 کیلومتر و به عرض حدود 6 کیلومتر شیب ملایمی دارد. بقیه منطقه پوشیده از تپه ماهور است که تا ارتفاعات عین خوش و دوسلک امتداد دارد و دشت عباس بزرگترین دشت منطقه بعد از ارتفاعات علی گره زد قرار دارد. تپه های اسکندر خندان و سپتون در شمال جاده دهلران در بعضی قسمتها شیب تندی دارد و برای خودروهای شنی دار و چرخدار غیرقابل عبور است ولی حرکت خوردوهای زرهی در سایر تپه ها غالباً بدون اشکال انجام می شود.
عوارض حساس منطقه که تصرف هر یک از آنها در تامین منطقه اهمیت شایانی دارد از شرق رودخانه تا غرب و جنوب غرب به ترتیب عبارتست از: تپه کمانه در شرق رودخانه، تپه های اسکندر خندان، تپه چشمه و تپه های سپتون در غرب رودخانه، تپه کوت کاپون در سه راهی و بالاخره تپه های علی گره زد و شاوریه در غرب منطقه و تپه های رادار و ابوصلیبی خات در جنوب منطقه.
رودخانه کرخه در این منطقه غیرقابل عبور است. یک پل ثابت 40 تنی در محلی (موسوم به پای پل) احداث شده و تنها محل عبور از رودخانه است. برای انجام عملیات یک پل شناور 60 تنی نیز احداث گردید.
در منطقه عملیاتی شهر و آبادی بزرگی وجود ندارد. چند آبادی کوچک در کنار رودخانه کرخه هست که حائز اهمیت نیستند. ایستگاه رادار پایگاه هوایی دزفول مهمترین تاسیسات احداثی در منطقه بود که در طول عملیات در اثر گلوله باران خودی و دشمن بکلی منهدم شد.(2)
ابلاغ ماموریت و زمانبندی عملیات
موفقیت نسبی عملیات 11/7/59 تیپ 2 لشکر 92 زرهی در تصرف سرپلی در غرب رودخانه کرخه مبنای تصمیم گیری برای تعرض متقابل به دشمن در این منطقه شد. برای این منظور، لشکر 16 زرهی که در حال انتقال از نقاط استقرار خود در پادگانهای قزوین، زنجان و همدان و منطقه عملیاتی کردستان به دزفول بود، در نظر گرفته شده بود. از سوی دیگر، همزمان لشکر 21 پیاده نیز که در کردستان آرایش گرفته بود، جمع آوری و به دزفول انتقال یافت. چون اکثر ادوات سنگین لشکر 21 در تهران قرار داشت سریعتر از لشکر 15 زرهی انتقال یافت و قبل از 20 مهر به منطقه دزفول رسید. نظر فرمانده نیروی زمینی ارتش، اجرای سریع تعرض متقابل بود تا به دشمن فرصت تحکیم مواضع داده نشود. به همین خاطر و با توجه به آمادگی بیشتر لشکر 21، این لشکر به جای لشکر 16 برای عملیات انتخاب شد و با احضار فرمانده آن به قرارگاه مقدم نیروی زمینی، ماموریت حمله به صورت شفاهی توسط فرمانده نیرو ابلاغ و از وی خواسته شد که ماموریت در تاریخ 21 مهر به اجرا در آید، ولی با اصرار فرمانده لشکر برای دادن مهلت بیشتر جهت کسب آمادگی و همچنین با پیشنهاد ستاد قرارگاه مقدم، زمان حمله به 23 مهر 1359 موکول گردید.(3) در پی آن، قرارگاه تاکتیکی نیروی زمینی ارتش (مستقر در دزفول) طی «دستورالعملی مکتوب موسوم به دستور جزء به جزء شماره 1» ماموریت یگانها را چنین ابلاغ کرد:
الف ـ لشکر 21 پیاده
1-عناصر آن لشکر در منطقه دزفول از خط سرپل تیپ 2 لشکر 92 زرهی [اقدام به] تک کرده و ارتفاعات علی گره زد ایستگاه رادار را تصرف نمایید.
2-در صورت عدم مقاومت جدی دشمن، تک را به سمت غرب ادامه دهید و به ترتیب تقدم، ابتدا ارتفاعات تپه دوسلک و بعد عین خوش را تصرف و تامین نمایید.
3-ترجیحاً یگانهای پیاده را در سمت راست [محور] پیشروی و ارتفاعات شمال محور دهلران و یگانهای زرهی را در سمت چپ در محور دوسلک بکار برید.
4-گردانهای 138 و 141 پیاده سازمانی را از ساعت 7 روز 21/7/59 زیر امر بگیرید.
ب ـ لشکر 16 زرهی
1-کلیه عناصر لشکر که به منطقه دزفول وارد شده اند سریعاً سازمان رزمی بگیرند.
2-آماده باشید به عنوان احتیاط نیرو در منطقه دزفول بنا به دستور عناصر لشکر 21 پیاده را دنبال نمایید.
3-آماده باشید پس از عبور یگانهای لشکر 21 پیاده از رودخانه، یک گروه رزمی در شرق رودخانه کرخه در منطقه پای پل کرخه مستقر سازید.
علاوه بر اینها در این ابلاغیه به فرماندهی عملیات دزفول، یگانهای توپخانه، یگان هوانیروز مستقر در منطقه دزفول و پایگاه هوایی دزفول دستور پشتیبانی از لشکر 21 داده شد.(4)
سازمان رزم
لشکر 21 پیاده برای انجام دادن عملیات 4 گردان پیاده، 2 گردان تانک (با استعداد حدود 60 تانک چیفتن) و 6 گردان توپخانه در اختیار داشت. علاوه بر آن دو گردان 138 و 141 لشکر 21 که زیر امر لشکر 92 بودند، مجدداً به لشکر 21 واگذار شد و به منظور تقویت این لشکر، گردان 291 تانک لشکر 77 پیاده (منهای یک گروهان آن) نیز زیر امر لشکر 21 قرار گرفت. در مجموع تعداد گردانهای عمل کننده در حمله 23 مهر، 12 گردان پیاده و زرهی و 10 گردان توپخانه (با احتساب گروه 55 توپخانه و تیپ 2 زرهی لشکر 92) بود.(5)
تعداد رزمندگان پاسدار، بسیج عشایر و در منطقه محدود بود و به علت عدم همکاری قبلی، ایجاد هماهنگی به سادگی امکان پذیر نبود و در طرح عملیاتی ماموریتی برای رزمندگان غیر ارتشی منظور نشده بود.(6)
طرح مانور عملیات
تدبیر عملیات فرمانده لشکر 21 برای انجام ماموریت محوله در دو محور و به صورت زیر طراحی شد:
1-تیپ 3 لشکر 21 با سه گردان پیاده از سرپل موجود در محور ارتفاعات شمال غربی پل تک نماید و با انجام یک مانور احاطه ای از جناح چپ دشمن به تپه های شاوریه و علی گره زد حمله کرده، آن را به تصرف در آورد؛
2-تیپ 1 لشکر 21 با یک گردان پیاده و یک گروه رزمی تانک در محور سرپل، سه راه قهوه خانه به تپه ابوصلیبی خات تک کرده و آن را تصرف و یا تامین نماید. همزمان در این محور گردان سوار زرهی لشکر در امتداد کرانه غربی رودخانه پیشروی و جناح چپ لشکر را تامین کند.(7)
در حالی که قرارگاه مقدم نیروی زمینی به لشکر 21 ماموریت آفندی داده بود، به تیپ 84 پیاده نیز دستور داد که آماده باشد از مواضع اشغالی به سمت عین خوش تک نماید ولی این تیپ آمادگی لازم را برای عملیات تهاجمی نداشت. همچنین تیپ 2 دزفول و گروه رزمی 37 به علت عدم توان لازم فقط عهده دار پدافند از سرپل شدند. از طرف دیگر ، قرارگاه مقدم نیروی زمینی به خاطر نگرانی از تک دشمن قبل از تک لشکر 21، به لشکر 16 زرهی دستور آماده باش داد تا در صورت تهاجم دشمن با پدافند در ساحل شرقی رودخانه کرخه، از عبور نیروهای عراقی از رودخانه جلوگیری نماید.(8)
وضعیت دشمن
در یک ماهه اول جنگ، فعالیتهای اطلاعاتی نیروهای خودی خیلی ضعیف بود و اطلاعات معتبری از چگونگی سازمان و گسترش نیروهای دشمن در دست نبود و اطلاعات کلی نشان می داد که لشکرهای 1 مکانیزه و 10 زرهی ارتش عراق به ترتیب در محور فکه، دوسلک، ایستگاه رادار، رودخانه کرخه و محور ربوط، عین خوش، علی گره زد، رودخانه کرخه در خاک ایران پیشروی کرده اند.
براساس اطلاعات کلی بدست آمده از مدارک موجود، استعداد تقریبی یگانهای دشمن که پس از پیشروی در غرب رودخانه کرخه در جبهه دزفول و شوش مستقر شده بودند، به شرح زیر بود:
لشکر1 مکانیزه شمال دو تیپ مکانیزه و دو تیپ زرهی بود که در مجموع 8 گردان مکانیزه، 7 گردان تانک، یک گردان شناسایی، 5 یگان کماندو، سه گردان توپخانه صحرایی، دو گردان پدافند هوایی، یک گردان ضدتانک و عناصر دیگر پشتیبانی رزمی و پشتیبانی سرویس رزمی در اختیار داشت. لشکر 10 زرهی شامل دو تیپ زرهی و یک تیپ مکانیزه و در مجموع دارای 7 گردان تانک، 5 گردان مکانیزه، یک گردان شناسایی، 4 گردان توپخانه صحرایی، یک گردان دفاع الواجبات، یک گردان پدافند هوایی، یک گردان ضدتانک، یک گردان موشکی، یک تیپ پیاده (با 3 گردان پیاده) و عناصر دیگر پشتیبانی رزمی و پشتیبانی سرویس رزمی بود.
با توجه به سازمان دو لشکر یاد شده، جمع گردانهای عمل کننده دشمن در منطقه عملیاتی غرب کرخه (جبهه دزفول و شوش) 36 گردان مانوری، 7 گردان توپخانه و 4 گردان ضدهوایی بود. با وجود توان بالای قوای مهاجم، دشمن از ادامه حمله به سمت شرقی رودخانه کرخه خودداری کرد و حتی در مقابل حمله تیپ 2 زرهی که از توان ناچیزی برخوردار بود، حدود 3 کیلومتر عقب نشینی کرد که در برآورد وضعیت دشمن همین نکته به عنوان دلیلی بر ضعف روحیه نیروهای آن تلقی شد و مبنای تصمی گیری برای این عملیات گردید.(9)
در آستانه عملیات
در روزهای 17،18 و 19 مهر دشمن با آتش شدید توپخانه مواضع یگانهای خودی را زیر آتش گرفت و در منطقه شوش تظاهر به حمله کرد که با پشتیبانی هوایی و هوانیروز حرکات دشمن متوقف شد. در 18مهرماه یک هیات بازرسی از افسران قرارگاه مقدم نیروی زمینی برای بررسی وضعیت واحدهای مستقر در پای پل کرخه و شوش اعزام شد و به این نتیجه رسید که استعداد رزمی یگانهای خودی خیلی ضعیف است ولی روحیه پرسنل برای مقاومت و مبارزه قابل تحسین است.
در روز 19 مهرماه خبر بسیار نگران کننده عبور نیروهای دشمن از کارون و قطع جاده اهواز ـ آبادان دریافت شد و همزمان با آن خبر دیگری مبنی بر قصد حمله قوای متجاوز به سرپل کرخه و عبور از این رودخانه رسید و نتیجه گرفته شد که دشمن قصد دارد حمله متوقف شده خود را برای تصرف دزفول ، اهواز و آبادان مجدداً از سر گیرد. در این روزها وضعیت منطقه خرمشهر و بستان بشدت بحرانی بود و بالاخره در 23 مهر بستان به تصرف دشمن در آمد.
تحرکات یادشده دشمن موجب شد با وجود اینکه ماموریت اجرای حمله به لشکر21 ابلاغ شده بود، در عین حال ماموریت دفاع در منطقه سرپل هم به این لشکر واگذار گردد. لذا لشکر 21 به جای اینکه یگانهای خود را جمع کند و به آنها سازمان، آموزش و تمرین دهد، ناچار آنها را در مواضع دفاعی گسترش داد.(10)
در نتیجه در آستانه عملیات سه نقطه ضعف اساسی وجود داشت:
1-عدم آمادگی کافی نیروها از نظر آموزشی، عدم آشنایی عملی با خصوصیات جنگ منظم و بکارگیری جنگ افزارهای لازم برای این نوع جنگ؛(11)
2-عدم شناسایی و نداشتن اطلاعات کافی از منطقه عملیات و وضعیت دشمن، بخصوص در رده های پایین عمل کننده؛(12)
3-عدم رعایت حفاظت، بطوری که زمان حمله لشکر 21 را علاوه بر اینکه کلیه پرسنل نظامی و غیرنظامی منطقه می دانستند، دشمن نیز از این موضوع کاملاً اطلاع داشت و به منظور برهم زدن این عملیات، اقدام به حمله روز 22 مهرماه کرد.(13)
حمله مختل کننده دشمن در روز 22 مهرماه
در ساعت 16 روز 22 مهرماه دشمن برای ایجاد اختلال در عملیات قریب الوقوع نیروهای خودی، به منطقه سرپل در غرب رودخانه کرخه حمله کرد و به تیپ 2 زرهی لشکر 92 که پدافند این منطقه را برعهده داشت، فشار آورد. در پی این حمله، توپخانه خودی با حداکثر توان منطقه را زیر آتش گرفت و با توجه به احتمال سقوط سرپل، به لشکر 21 دستور داده شد که تیپ 3 پیاده را شبانه به سرپل بفرستد و مانع سقوط سرپل شود. بالاخره با مقابلة مناسبی که بخصوص با توپخانه به عمل آمد، فرمانده تیپ 2 (لشکر 92) گزارش داد که نیروهای دشمن از ساعت 22 عقب نشینی به مواضع قبلی خود را شروع کردند و به این ترتیب تک دشمن پایان یافت.(14) قابل توجه است که دشمن از همان راه کارهایی استفاده کرد که محورهای عملیات نیروهای خودی بود.
شرح عملیات
با شکست تک مختل کننده نیروهای عراقی، میزان احتمال موفقیت برای آفند لشکر 21 پیاده حمزه(ع) افزایش یافت و عملیات روز 22/7/59 عراق باعث شد که تیپ3 لشکر 21 قبل از برنامه پیش بینی شده، در پشتیبانی از یگانهای سرپل از رودخانه عبور نماید و در ارتفاعات شمالی علی گره زد مستقر شود.
عملیات آفندی لشکر 21 به علت تراکم در عبور از پل های ثابت و شناور با یک ساعت تاخیر در ساعت 7 صبح مورخه 23/7/59 آغاز شد.
تیپ1 پیاده لشکر عملاً با زیر امر گرفتن گردان 250 زرهی متشکل از تانکهای چیفتن و گردان 291 تانک لشکر 77 و گردان 131 در واقع به یک تیپ زرهی با قرارگاه تیپ پیاده تبدیل شده بود. برابر طرح، این تیپ می بایستی با یک گردان زرهی در محور دهلران پیشروی کرده و تپه علی گره زد را از سمت شرق مورد تهدید قرار دهد و با یک گردان تانک دیگر روی محور سه راه قهوه خانه به سمت تپه ابوطلیبی خات حرکت و آن را تصرف نماید. تیپ 3 پیاده نیز ماموریت داشت با سه گردان پیاده از ارتفاعات شمالی محور دهلران به سمت جنوب تک نماید و قسمت غربی تپه علی گره زد را تصرف کند. تیپ3 پیاده به علت باز بودن هر دو جناح و عدم آشنایی با منطقه و سایر مشکلات نتوانست هیچ گونه حرکتی به سمت هدفهای واگذاری انجام دهد و لذا عملیات لشکر 21 پیاده حمزه(ع) به تک تیپ 1 محدود گردید.
یگانهای تانک تیپ1، در حول محور پل نادری سه راهی قهوه خانه با پشتیبانی آتش شدید توپخانه به حرکت در آمدند. در لحظات اولیه دشمن هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نداد. یگانهای تانک به تصور آنکه دشمن پس از عملیات مختل کننده روز قبل منهدم شده و هنوز نتوانسته است پدافند خود را سازمان بدهد و با احتمال اینکه از منطقه عقب نشینی نموده است بر سرعت حرکت خود افزودند و شاید در آن لحظه به سبب شوق تصرف هدفهای واگذاری ، ملاحظات تاکتیکی لازم در اتخاذ آرایش را از یاد برده بودند. به هرحال دو ستون از یگانهای حمله ور تانک شش کیلومتر از پل نادری یعنی خط سرپل دور شدند و در حدود دو کیلومتری خط پدافند دشمن قرار گرفتند که آتش ضدتانک دشمن در ساعت 8 صبح بر روی تانکهای در حال حرکت باز شد. هرچه فاصله یگانها با خط مقدم دشمن نزدیکتر می گردید حجم آتشهای ضدتانک دشمن افزایش می یافت، دشمن در آن روز تمامی جنگ افزارهای ضدزره خود را در امتداد جاده دهلران به سمت شمال مستقر کرده بود و تانکهای در حال حرکت به سمت تپه علی گره زد را از پهلو هدف قرار می داد.
در ساعت 9 صبح با پیشروی یگانهای تانک بر حجم آتش دشمن افزوده شد و یگانهای حمله ور که انتظار چنین عکس العمل شدیدی را نداشتند و از آنجایی که اطلاعات صحیحی نیز از دشمن به آنها داده نشده بود، احساس کردند که در دام افتاده اند، آنگاه سراسیمه در تلاش برای خروج از دام گسترده شده توسط دشمن افتادند.
زمین عملیاتی، منطقة باز و مسطحی بود که شیب آن از طرف نیروهای خودی به سمت دشمن بود و اگرچه زمین از نظر پدافندی برای نیروهای خودی مزیت فراوانی داشت و آنان را در یک موضع سرکوب نسبت به دشمن قرار داده بود ولی همین زمین برای حرکت یگانهای تانک به صورت سالن سینمایی بود که پرده آن نسبت به سطح سالن در ارتفاع بالاتری قرار داشت و هرگونه حرکتی در پرده در معرض دید تمامی تماشاگران حاضر در سالن بود و حرکت تانکها از سطح بالا به طرف پایین آن هم در زمین باز، پرده متحرکی را در مقابل دید دشمن به وجود آورده بود که از دید آنها مخفی نمی ماند بویژه آنکه تانکهایی که بایستی به سمت تپه علی گره زد حرکت می کردند، پس از عبور از خط سرپل به سمت غرب ادامه حرکت داده و مسیر حرکتشان تقریباً موازی جاده آسفالته دهلران در حدفاصل سه راه قهوه خانه تا تپه علی گره زد قرار داشت. لذا این یگان تانک با پهلوی باز، خود را در معرض دید دشمن قرار داده و بطور صد در صد در مقابل آتشهای ضدتانک دشمن که از قبل پیش بینی شده بود، قرار گرفته بود.
این حرکت غیراصولی با عکس العمل شدید دشمن مواجه شد و تلفات و خسارات فراوانی برجای گذاشت. پرسنل یگانهای حمله ور علی رغم شوق و علاقه ای که برای رسیدن به هدفها داشتند، ناگزیر به پراکندگی تن دادند و این پراکندگی باعث از هم گسیختن یگانها گردید.
در ساعت 10 صبح لشکر 21 گزارش نمود که تیپ1 و گردان سوار زرهی در حال محاصره و انهدام می باشند و در پیامی دیگر اعلام شد که تیپ1 در شمال جاده در فاصله 4 کیلومتری سه راه قهوه خانه زمین گیر شده و سه چهارم تجهیزات و پرسنل خود را از دست داده است و باقیمانده آن در حال محاصره شده می باشند. گروه رزمی 291 تانک در فاصله بین سه راه قهوه خانه و رودخانه کرخه در داخل شیار عمیقی که توسط دشمن حفر شده، متوقف گردیده است و اکثر وسایل خود را از دست داده است و تعدادی از خدمه تانکها زخمی شده و حدود 7 دستگاه نیز در منطقه رها گردیده است.
در ساعت 12 فرمانده لشکر وضعیت یگانهای درگیر را وخیم اعلام نمود و خواستار تدبیر فرمانده نیروی زمینی شد.
دستور رده مقدم نزاجا به یگانهای منطقه بدین ترتیب بود که لشکر 21 پیاده حمزه(ع) سعی نماید در موقعیتی که هست باقی بماند و تلاش در نگهداری سه راهی قهوه خانه نماید؛ به تیپ 2 زرهی دستور استقرار در کرانه شرقی رودخانه کرخه داده شد. در حقیقت با این دستور پیش بینی سه رده پدافندی در عمق به عمل آمده بود تا در صورتی که دشمن بعد از شکست دادن نیروهای تک کننده قصد حمله و عبور از رودخانه را داشته باشد با مقاومتهای متوالی در سه رده مواجه گردد.
لشکر 21 پس از دریافت این پیام، پاسخ داد که موقعیت موجود برای اتخاذ وضعیت پدافندی مناسب نمی باشد و هر دو یگان حمله ور تابعه تیپ1 در شرف انهدام بوده و در صورتی که نتوان تحت حمایت آتشهای پشتیبانی یگانها را به عقب آورد نابودی آنها حتمی است.
آخرین پیام فرمانده لشکر 21 حمزه(ع) به شرح زیر مخابره شد:
«قسمت عمده نیروهای ما از بین رفته اند، وضع گردان سوار زرهی نسبتاً خوب است. دستور داده شد تا آخرین نفس بجنگند حتی اگر تا آخرین نفر شهید شوند. اگر دستور دیگری هست بگویید من خود در خط مقدم هستم.»
سرانجام تصمیم گرفته شد که لشکر 21 پیاده حمزه(ع) تلاش نماید یگانهای خود را از محاصره خارج و در ارتفاعات منطقه (ارتفاعات خرولی) پدافند کند، گردان سوار زرهی را که در عمق بیشتری تا دامنه های تپه ابوصلیبی خات پیش رفته بود مجدداً حمله متقابل دشمن انجام نگرفته بود بلکه یگانهای سوار زرهی و گردان 291 تانک با استفاده از فضای خالی بین جاده سه راه قهوه خانه به فکه که توسط دشمن اشغال نشده بود پیشروی نموده و در نتیجه خود به خود بین رودخانه و دشمن به محاصره افتاده بودند. با توجه به مشکلات و بی نظمیهای پیش آمده، در نهایت به لشکر ابلاغ گردید که به غیر از عناصر زرهی بقیه یگانها را در شرق رودخانه جمع آوری و مجدداً شروع به سازماندهی نماید. بدین ترتیب با تمامی وسایل و تجهیزات زرهی باقیمانده از یگانها یک گروهان سازمان داده شد و گردان 291 تانک که از وضعیت بهتری برخوردار بود در اختیار تیپ 2 دزفول برای تقویت خط سرپل قرار گرفت و بقیه عناصر لشکر را به شرق رودخانه تغییر مکان دادند و عملیاتی که نتایج آن درخشان پیش بینی شده بود، نتیجه معکوس داد و علاوه بر وارد شدن صدمات و خسارات ، در کاهش روحیه پرسنل تاثیر وافری به جای گذاشت.(15)
نتایج و ارزیابی عملیات
بطور کلی در عملیات روز 23/7/59 در غرب رودخانه کرخه، لشکر 21 پیاده حدود 60 تانک از دست داد که بیش از 50 دستگاه آن از نوع تانک چیفتن تحت امر تیپ 1 پیاده بود. گردان 291 تانک که حدود 30 تانک داشت کمتر از 10 تانک از دست داد. گردان سوار زرهی نیز تعداد معدودی تانک اسکورپیون از دست داد. تلفات پرسنلی لشکر نیز حدود 400 شهید و مجروح و مفقود بود.(16) این عملیات نه تنها لشکر نیمه آماده (لشکر 21) را از کار انداخت، بلکه این عدم موفقیت در روحیه پرسنل تیپ 2 زرهی (لشکر 92) و سایر مدافعین سرپل نیز اثرات نامطلوبی گذاشت به نحوی که آنها نیز بطور مدام درخواست تعویض می کردند.(17)
علل و عوامل مختلفی باعث عدم موفقیت عملیات 23/7/59 در غرب رودخانه کرخه شد که مهمترین آنها عبارتست از:
- ساده اندیشی و خوش باوری نسبت به توان دشمن و تصور ضعف و زبونی قوای عراقی و تلقی ضعف روحیه نیروهای مهاجم و اینکه به محض کمترین فشار فرار کرده و یا تسلیم خواهند شد. از سوی دیگر قطعی دانستن موفقیت حمله، که بیشتر از موفقیت نسبی حمله 11/7/59 تیپ 2 (لشکر 92) در تصرف سرپلی در غرب رودخانه کرخه ناشی می شد؛(18)
-عدم آمادگی : عجله و شتاب در اجرای تعرض قبل از کسب آمادگی لازم، عدم آمادگی پرسنل عمل کننده از نظر آشنایی با خصوصیات جنگ منظم و عدم آشنایی کافی با کاربرد جنگ افزار، ضعف سیستم فرماندهی و کنترل و انضباط؛(19)
-عدم شناسایی: نداشتن اطلاعات صحیح و دقیق از وضعیت زمین و استعداد و گسترش دشمن، نبودن وقت کافی برای شناسایی و کسب اطلاعات لازم از دشمن؛(20)
-عدم رعایت حفاظت و غافلگیری: طوری که دشمن سریعاً در جریان طراحی عملیات قرار گرفت و اصل غافلگیری در زمان طرحریزی ، اجرا و در روش هدایت رعایت نشد(21)
-عدم هماهنگی هدف با توان لشکر 21 و توان بالای قوای دشمن در منطقه عملیاتی نسبت به توان قوای عمل کننده؛(22)
-بی توجهی به نظرات و طرحهای برادران سپاه و به حساب نیاوردن نیروهای مردمی، هنگام طراحی عملیات.
علاوه بر مسائل مذکور که در هنگام طرحریزی عملیات به آن توجه لازم نشد، عوامل دیگری نیز در اجرای عملیات ضعفهای طراحی را تشدید کرد که مهمترین آنها عبارتند از:
-از بزرگترین مشکلات در جریان عملیات ضعف و کنترل فرماندهی در کلیه رده های فرماندهی بود؛(23)
-عدم هماهنگی لازم بین رده های عمل کننده در اجرای عملیات؛(24)
-عدم توجه به مساله تامین در هنگام پیشروی، حرکت با آرایشی شبیه راهپیمایی، بی توجهی به جناحین و عدم تامین آن در هنگام پیشروی؛(25)
-وحشت و اضطراب بیش از حد نیروهای عمل کننده و مخصوصاً خدمه تانکها با شروع ضربات دشمن؛(26)
-عدم بکار گرفتن نیروهای مردمی که می توانستند با ایستادگی خود و روحیه دادن به نیروهای نظامی و جلوگیری از فرار آنها حداقل از ضایعات بیش از حد بکاهند.
با این حال در طرحریزی عملیات نکاتی مورد توجه قرار گرفته بود که باعث کاهش ضایعات شد:
-با در نظر گرفتن احتمال عدم موفقیت لشکر 21، به تیپ 2 زرهی لشکر 92 دستور داده شده بود که بدون دستور، هیچ تغییری در وضعیت دفاعی خود ندهد. همچنین لشکر 16 زرهی برای دفاع رده دوم منظور شده بود؛
-پشتیبانی آتش هوایی، هلی کوپتری و توپخانه ای نسبتاً مناسبی پیش بینی شده بود که در جلوگیری از حوادث ناگوارتر از آنچه ببار آمد، نقش موثری داشت.
-علاوه بر اینها، با وجود اینکه تیپ1، گروه رزمی 291 و گردان سوار زرهی در معرض محاصره و انهدام قرار گرفتند، موفق شدند خود را از دام دشمن رها کنند و ضایعات کمتری متحمل شوند.(27)
والسلام
مآخذ
(1) سند 44803، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 22، دستور جزء به جزء شماره 1 قرارگاه تاکتیکی نزاجا در خوزستان، 20/7/59.
(2) سند 44803، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص ص 9-7.
(3) مآخذ شماره 2، ص 187.
(4) مآخذ شماره 2، ص 22 و 21.
(5) مآخذ شماره 2، ص 186 و ص 186؛ و کتاب ارتش.
(6) مآخذ شماره 2، ص 180.
(7) سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس جلد اول ( تهران، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش، 1372) ص133، ص ص 134-133.
(8) پیشین، ص 134.
(9) مآخذ شماره2، ص ص 186-185.
(10) مآخذ شماره 2، ص 190-189.
(11) مآخذ شماره 2، ص 181.
(12) مآخذ شماره2، ص 64 و ص 183.
(13) مآخذ شماره 2، ص 193.
(14) مآخذ شماره 2، ص 193.
(15) کتاب ارتش ص ص 139-135.
(16) مآخذ شماره 2، ص 201.
(17) مآخذ شماره 2، ص 202.
(18) مآخذ شماره 2، ص 165، ص 186، ص 188، ص 206.
(19) مآخذ شماره 2، ص 164، ص 176، ص 181.
(20) مآخذ شماره2، ص 164، ص 177، ص 182.
(21) مآخذ شماره2، ص ص 178-175.
(22) مآخذ شماره2، ص 177، ص 186.
(23) مآخذ شماره 2، ص 198.
(24) مآخذ شماره 2، ص 179.
(25) مآخذ شماره 2، ص 177.
(26) مآخذشماره 2، ص 199.
(27) مآخذ شماره 2، ص 207، 206.
از مجموعه مقالات تاریخی - سیاسی
منابع:
پژوهشگاه علوم ومعارف دفاع مقدس

پل کرخه ـ دزفول و محور علی غربی ـ فکه – چنانه ـ شوش بود. پدافند این منطقه به تیپ 2 لشکر 92 زرهی اهواز و یک گروه رزمی از تیپ 37 محول شده و پوشش مناطق مرزی به عهده پاسگاههای ژاندارمری بود.
با شروع تهاجم لشکر 10 زرهی عراق، نیروهای پدافند کننده نه تنها موفق نشدند پیشروی دشمن را متوقف کنند و عملیات تاخیری انجام دهند، بلکه به سرعت عقب نشینی کردند. اما لشکر 1 بر سر راه خود در فکه و چنانه با مقاومت خودی روبرو شد و گروه زرهی شیراز که عقبه اش در پل نادری بود، پس از اطلاع از عقب نشینی تیپ 2 از پل نادری و اشغال سه راه قهوه خانه توسط دشمن، از مقاومت دست برداشت و با از هم پاشیدگی سازمان عقب نشینی کرد طوری که نیروها و یگانهای آن با وضع نامطلوبی از رودخانه کرخه گذشتند و خود را به شرق رودخانه رساندند. عملیات پیشروی و تعقیب توسط یگانهای دشمن روز ششم مهرماه پایان یافت و عراقیها در غرب رودخانه کرخه متوقف شدند. تا این زمان تمام قسمت غرب رودخانه کرخه در منطقه دزفول و شوش به اشغال ارتش عراق در آمد و این رودخانه خط تماس نیروهای خودی و دشمن قرار گرفت.
کلمه های کلیدی:
• جنگ ایران و عراق
• ارتش عراق
• عملیاتهای دفاع مقدس
• مرزهای جمهوری اسلامی
• رودخانه کرخه
• منطقه دزفول و شوش
• لشکر 21 حمزه(ع)

مقدمه
در حمله سراسری ارتش عراق به مرزهای جمهوری اسلامی از جمله محورهای اصلی هجوم در منطقه جنوب ، محور عمومی عماره ـ عین خوش ـ پل کرخه ـ دزفول و محور علی غربی ـ فکه – چنانه ـ شوش بود. پدافند این منطقه به تیپ 2 لشکر 92 زرهی اهواز و یک گروه رزمی از تیپ 37 محول شده و پوشش مناطق مرزی به عهده پاسگاههای ژاندارمری بود.
با شروع تهاجم لشکر 10 زرهی عراق، نیروهای پدافند کننده نه تنها موفق نشدند پیشروی دشمن را متوقف کنند و عملیات تاخیری انجام دهند، بلکه به سرعت عقب نشینی کردند. اما لشکر 1 بر سر راه خود در فکه و چنانه با مقاومت خودی روبرو شد و گروه زرهی شیراز که عقبه اش در پل نادری بود، پس از اطلاع از عقب نشینی تیپ 2 از پل نادری و اشغال سه راه قهوه خانه توسط دشمن، از مقاومت دست برداشت و با از هم پاشیدگی سازمان عقب نشینی کرد طوری که نیروها و یگانهای آن با وضع نامطلوبی از رودخانه کرخه گذشتند و خود را به شرق رودخانه رساندند. عملیات پیشروی و تعقیب توسط یگانهای دشمن روز ششم مهرماه پایان یافت و عراقیها در غرب رودخانه کرخه متوقف شدند. تا این زمان تمام قسمت غرب رودخانه کرخه در منطقه دزفول و شوش به اشغال ارتش عراق در آمد و این رودخانه خط تماس نیروهای خودی و دشمن قرار گرفت.
فرمانده تیپ2 لشکر 92 به علت آنکه در کودتای نوژه دست داشت دستگیر شده بود لذا تا تاریخ پنجم مهر، تیپ 2 لشکر 92 فرمانده نداشت و یک سرگرد مخابرات آن را سرپرستی می کرد. در این تاریخ سرهنگ زرهی ستاد «امرالله شهبازی» به عنوان سرپرست تیپ در منطقه نبرد خود را به تیپ معرفی کرد. تیپ 2 در تاریخ 11 مهر طی عملیاتی سرپلی به عمق 1 تا 3 کیلومتر و عرق 5 کیلومتردر پای پل کرخه تصرف کرد. عملیات نسبتاً موفق تیپ 2 در تصرف و تامین سرپل، اعجاب فرماندهان ارتش از جمله فرمانده نیروی زمینی (تیمسار ظهیرنژاد) ، جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش (تیمسار فلاحی) و فرمانده کل قوا (بنی صدر) را برانگیخت. و این موفقیت موجب شد در برآورد وضعیت کارایی رزمی ارتش عراق رو به زوال تصور شود و نتیجه گرفته شود که چنانچه قبل از تثبیت مواضع نیروهای عراقی، با نیروی نسبتاً قابل ملاحظه ای به قوای دشمن حمله شود، نیروهای عراقی یارای مقاومت نداشته و سریعاً به سمت غرب عقب نشینی کنند و همین انگیزه اصلی طرحریزی و اجرای عملیات بیست و سوم مهر 1359 شد.
اهداف عملیات
پیش بینی می شد که هدف اصلی دشمن در این محور ، عبور از رودخانه کرخه، رسیدن به شهرهای دزفول و اندیمشک و بستن جاده دزفول ـ اهواز و در نتیجه قطع ارتباط تهران ـ خوزستان و اشغال کامل خوزستان باشد. بنابراین، مبنای تصمیم گیری برای اجرای عملیات در این محور براین اصل استوار شد که قبل از اینکه دشمن موفق به تحکیم مواضع اشغالی در غرب رودخانه کرخه شود و بتواند مرحله بعدی هجوم را شروع کند، باید هرچه سریعتر قوای دشمن را از سرزمینهای اشغالی بیرون راند تا ضمن از بین رفتن امکان عبور دشمن از رودخانه کرخه و احتمال اشغال دزفول و اندیمشک و قطع جاده ارتباطی خوزستان ، شهر دزفول نیز از برد توپخانه سنگین دشمن خارج شود.
در دستور جزء به جزء شماره 1 قرارگاه تاکتیکی نیروی زمینی ارتش (دزفول) در این زمینه چنین آمده است:
«منظور اصلی از این عملیات انهدام نیروهای موجود دشمن در منطقه است و کلیه پرسنل و یگانها باید از هر گلوله خود برای از بین بردن دشمن، حداکثر استفاده را به عمل آورند و از فرار دشمن جلوگیری نمایند.»(1)
موقعیت منطقه عملیاتی
منطقه عمومی عملیات غرب رودخانه کرخه در منطقه پای پل و محور عین خوش تا تپه های ابوصلیبی خات، در حدود 30 کیلومتری جنوب و تپه های عل گره زد در 15 کیلومتری غرب پل کرخه بود.
بطور کلی منطقه عملیات پوشیده از تپه ماهور است و جاده اندیمشک ـ دهلران از مرکز آن عبور می کند. طرفین جاده از دامنه جنوبی تپه های علی گره زد در منطقه ای به طول 8 کیلومتر و به عرض حدود 6 کیلومتر شیب ملایمی دارد. بقیه منطقه پوشیده از تپه ماهور است که تا ارتفاعات عین خوش و دوسلک امتداد دارد و دشت عباس بزرگترین دشت منطقه بعد از ارتفاعات علی گره زد قرار دارد. تپه های اسکندر خندان و سپتون در شمال جاده دهلران در بعضی قسمتها شیب تندی دارد و برای خودروهای شنی دار و چرخدار غیرقابل عبور است ولی حرکت خوردوهای زرهی در سایر تپه ها غالباً بدون اشکال انجام می شود.
عوارض حساس منطقه که تصرف هر یک از آنها در تامین منطقه اهمیت شایانی دارد از شرق رودخانه تا غرب و جنوب غرب به ترتیب عبارتست از: تپه کمانه در شرق رودخانه، تپه های اسکندر خندان، تپه چشمه و تپه های سپتون در غرب رودخانه، تپه کوت کاپون در سه راهی و بالاخره تپه های علی گره زد و شاوریه در غرب منطقه و تپه های رادار و ابوصلیبی خات در جنوب منطقه.
رودخانه کرخه در این منطقه غیرقابل عبور است. یک پل ثابت 40 تنی در محلی (موسوم به پای پل) احداث شده و تنها محل عبور از رودخانه است. برای انجام عملیات یک پل شناور 60 تنی نیز احداث گردید.
در منطقه عملیاتی شهر و آبادی بزرگی وجود ندارد. چند آبادی کوچک در کنار رودخانه کرخه هست که حائز اهمیت نیستند. ایستگاه رادار پایگاه هوایی دزفول مهمترین تاسیسات احداثی در منطقه بود که در طول عملیات در اثر گلوله باران خودی و دشمن بکلی منهدم شد.(2)
ابلاغ ماموریت و زمانبندی عملیات
موفقیت نسبی عملیات 11/7/59 تیپ 2 لشکر 92 زرهی در تصرف سرپلی در غرب رودخانه کرخه مبنای تصمیم گیری برای تعرض متقابل به دشمن در این منطقه شد. برای این منظور، لشکر 16 زرهی که در حال انتقال از نقاط استقرار خود در پادگانهای قزوین، زنجان و همدان و منطقه عملیاتی کردستان به دزفول بود، در نظر گرفته شده بود. از سوی دیگر، همزمان لشکر 21 پیاده نیز که در کردستان آرایش گرفته بود، جمع آوری و به دزفول انتقال یافت. چون اکثر ادوات سنگین لشکر 21 در تهران قرار داشت سریعتر از لشکر 15 زرهی انتقال یافت و قبل از 20 مهر به منطقه دزفول رسید. نظر فرمانده نیروی زمینی ارتش، اجرای سریع تعرض متقابل بود تا به دشمن فرصت تحکیم مواضع داده نشود. به همین خاطر و با توجه به آمادگی بیشتر لشکر 21، این لشکر به جای لشکر 16 برای عملیات انتخاب شد و با احضار فرمانده آن به قرارگاه مقدم نیروی زمینی، ماموریت حمله به صورت شفاهی توسط فرمانده نیرو ابلاغ و از وی خواسته شد که ماموریت در تاریخ 21 مهر به اجرا در آید، ولی با اصرار فرمانده لشکر برای دادن مهلت بیشتر جهت کسب آمادگی و همچنین با پیشنهاد ستاد قرارگاه مقدم، زمان حمله به 23 مهر 1359 موکول گردید.(3) در پی آن، قرارگاه تاکتیکی نیروی زمینی ارتش (مستقر در دزفول) طی «دستورالعملی مکتوب موسوم به دستور جزء به جزء شماره 1» ماموریت یگانها را چنین ابلاغ کرد:
الف ـ لشکر 21 پیاده
1-عناصر آن لشکر در منطقه دزفول از خط سرپل تیپ 2 لشکر 92 زرهی [اقدام به] تک کرده و ارتفاعات علی گره زد ایستگاه رادار را تصرف نمایید.
2-در صورت عدم مقاومت جدی دشمن، تک را به سمت غرب ادامه دهید و به ترتیب تقدم، ابتدا ارتفاعات تپه دوسلک و بعد عین خوش را تصرف و تامین نمایید.
3-ترجیحاً یگانهای پیاده را در سمت راست [محور] پیشروی و ارتفاعات شمال محور دهلران و یگانهای زرهی را در سمت چپ در محور دوسلک بکار برید.
4-گردانهای 138 و 141 پیاده سازمانی را از ساعت 7 روز 21/7/59 زیر امر بگیرید.
ب ـ لشکر 16 زرهی
1-کلیه عناصر لشکر که به منطقه دزفول وارد شده اند سریعاً سازمان رزمی بگیرند.
2-آماده باشید به عنوان احتیاط نیرو در منطقه دزفول بنا به دستور عناصر لشکر 21 پیاده را دنبال نمایید.
3-آماده باشید پس از عبور یگانهای لشکر 21 پیاده از رودخانه، یک گروه رزمی در شرق رودخانه کرخه در منطقه پای پل کرخه مستقر سازید.
علاوه بر اینها در این ابلاغیه به فرماندهی عملیات دزفول، یگانهای توپخانه، یگان هوانیروز مستقر در منطقه دزفول و پایگاه هوایی دزفول دستور پشتیبانی از لشکر 21 داده شد.(4)
سازمان رزم
لشکر 21 پیاده برای انجام دادن عملیات 4 گردان پیاده، 2 گردان تانک (با استعداد حدود 60 تانک چیفتن) و 6 گردان توپخانه در اختیار داشت. علاوه بر آن دو گردان 138 و 141 لشکر 21 که زیر امر لشکر 92 بودند، مجدداً به لشکر 21 واگذار شد و به منظور تقویت این لشکر، گردان 291 تانک لشکر 77 پیاده (منهای یک گروهان آن) نیز زیر امر لشکر 21 قرار گرفت. در مجموع تعداد گردانهای عمل کننده در حمله 23 مهر، 12 گردان پیاده و زرهی و 10 گردان توپخانه (با احتساب گروه 55 توپخانه و تیپ 2 زرهی لشکر 92) بود.(5)
تعداد رزمندگان پاسدار، بسیج عشایر و در منطقه محدود بود و به علت عدم همکاری قبلی، ایجاد هماهنگی به سادگی امکان پذیر نبود و در طرح عملیاتی ماموریتی برای رزمندگان غیر ارتشی منظور نشده بود.(6)
طرح مانور عملیات
تدبیر عملیات فرمانده لشکر 21 برای انجام ماموریت محوله در دو محور و به صورت زیر طراحی شد:
1-تیپ 3 لشکر 21 با سه گردان پیاده از سرپل موجود در محور ارتفاعات شمال غربی پل تک نماید و با انجام یک مانور احاطه ای از جناح چپ دشمن به تپه های شاوریه و علی گره زد حمله کرده، آن را به تصرف در آورد؛
2-تیپ 1 لشکر 21 با یک گردان پیاده و یک گروه رزمی تانک در محور سرپل، سه راه قهوه خانه به تپه ابوصلیبی خات تک کرده و آن را تصرف و یا تامین نماید. همزمان در این محور گردان سوار زرهی لشکر در امتداد کرانه غربی رودخانه پیشروی و جناح چپ لشکر را تامین کند.(7)
در حالی که قرارگاه مقدم نیروی زمینی به لشکر 21 ماموریت آفندی داده بود، به تیپ 84 پیاده نیز دستور داد که آماده باشد از مواضع اشغالی به سمت عین خوش تک نماید ولی این تیپ آمادگی لازم را برای عملیات تهاجمی نداشت. همچنین تیپ 2 دزفول و گروه رزمی 37 به علت عدم توان لازم فقط عهده دار پدافند از سرپل شدند. از طرف دیگر ، قرارگاه مقدم نیروی زمینی به خاطر نگرانی از تک دشمن قبل از تک لشکر 21، به لشکر 16 زرهی دستور آماده باش داد تا در صورت تهاجم دشمن با پدافند در ساحل شرقی رودخانه کرخه، از عبور نیروهای عراقی از رودخانه جلوگیری نماید.(8)
وضعیت دشمن
در یک ماهه اول جنگ، فعالیتهای اطلاعاتی نیروهای خودی خیلی ضعیف بود و اطلاعات معتبری از چگونگی سازمان و گسترش نیروهای دشمن در دست نبود و اطلاعات کلی نشان می داد که لشکرهای 1 مکانیزه و 10 زرهی ارتش عراق به ترتیب در محور فکه، دوسلک، ایستگاه رادار، رودخانه کرخه و محور ربوط، عین خوش، علی گره زد، رودخانه کرخه در خاک ایران پیشروی کرده اند.
براساس اطلاعات کلی بدست آمده از مدارک موجود، استعداد تقریبی یگانهای دشمن که پس از پیشروی در غرب رودخانه کرخه در جبهه دزفول و شوش مستقر شده بودند، به شرح زیر بود:
لشکر1 مکانیزه شمال دو تیپ مکانیزه و دو تیپ زرهی بود که در مجموع 8 گردان مکانیزه، 7 گردان تانک، یک گردان شناسایی، 5 یگان کماندو، سه گردان توپخانه صحرایی، دو گردان پدافند هوایی، یک گردان ضدتانک و عناصر دیگر پشتیبانی رزمی و پشتیبانی سرویس رزمی در اختیار داشت. لشکر 10 زرهی شامل دو تیپ زرهی و یک تیپ مکانیزه و در مجموع دارای 7 گردان تانک، 5 گردان مکانیزه، یک گردان شناسایی، 4 گردان توپخانه صحرایی، یک گردان دفاع الواجبات، یک گردان پدافند هوایی، یک گردان ضدتانک، یک گردان موشکی، یک تیپ پیاده (با 3 گردان پیاده) و عناصر دیگر پشتیبانی رزمی و پشتیبانی سرویس رزمی بود.
با توجه به سازمان دو لشکر یاد شده، جمع گردانهای عمل کننده دشمن در منطقه عملیاتی غرب کرخه (جبهه دزفول و شوش) 36 گردان مانوری، 7 گردان توپخانه و 4 گردان ضدهوایی بود. با وجود توان بالای قوای مهاجم، دشمن از ادامه حمله به سمت شرقی رودخانه کرخه خودداری کرد و حتی در مقابل حمله تیپ 2 زرهی که از توان ناچیزی برخوردار بود، حدود 3 کیلومتر عقب نشینی کرد که در برآورد وضعیت دشمن همین نکته به عنوان دلیلی بر ضعف روحیه نیروهای آن تلقی شد و مبنای تصمی گیری برای این عملیات گردید.(9)
در آستانه عملیات
در روزهای 17،18 و 19 مهر دشمن با آتش شدید توپخانه مواضع یگانهای خودی را زیر آتش گرفت و در منطقه شوش تظاهر به حمله کرد که با پشتیبانی هوایی و هوانیروز حرکات دشمن متوقف شد. در 18مهرماه یک هیات بازرسی از افسران قرارگاه مقدم نیروی زمینی برای بررسی وضعیت واحدهای مستقر در پای پل کرخه و شوش اعزام شد و به این نتیجه رسید که استعداد رزمی یگانهای خودی خیلی ضعیف است ولی روحیه پرسنل برای مقاومت و مبارزه قابل تحسین است.
در روز 19 مهرماه خبر بسیار نگران کننده عبور نیروهای دشمن از کارون و قطع جاده اهواز ـ آبادان دریافت شد و همزمان با آن خبر دیگری مبنی بر قصد حمله قوای متجاوز به سرپل کرخه و عبور از این رودخانه رسید و نتیجه گرفته شد که دشمن قصد دارد حمله متوقف شده خود را برای تصرف دزفول ، اهواز و آبادان مجدداً از سر گیرد. در این روزها وضعیت منطقه خرمشهر و بستان بشدت بحرانی بود و بالاخره در 23 مهر بستان به تصرف دشمن در آمد.
تحرکات یادشده دشمن موجب شد با وجود اینکه ماموریت اجرای حمله به لشکر21 ابلاغ شده بود، در عین حال ماموریت دفاع در منطقه سرپل هم به این لشکر واگذار گردد. لذا لشکر 21 به جای اینکه یگانهای خود را جمع کند و به آنها سازمان، آموزش و تمرین دهد، ناچار آنها را در مواضع دفاعی گسترش داد.(10)
در نتیجه در آستانه عملیات سه نقطه ضعف اساسی وجود داشت:
1-عدم آمادگی کافی نیروها از نظر آموزشی، عدم آشنایی عملی با خصوصیات جنگ منظم و بکارگیری جنگ افزارهای لازم برای این نوع جنگ؛(11)
2-عدم شناسایی و نداشتن اطلاعات کافی از منطقه عملیات و وضعیت دشمن، بخصوص در رده های پایین عمل کننده؛(12)
3-عدم رعایت حفاظت، بطوری که زمان حمله لشکر 21 را علاوه بر اینکه کلیه پرسنل نظامی و غیرنظامی منطقه می دانستند، دشمن نیز از این موضوع کاملاً اطلاع داشت و به منظور برهم زدن این عملیات، اقدام به حمله روز 22 مهرماه کرد.(13)
حمله مختل کننده دشمن در روز 22 مهرماه
در ساعت 16 روز 22 مهرماه دشمن برای ایجاد اختلال در عملیات قریب الوقوع نیروهای خودی، به منطقه سرپل در غرب رودخانه کرخه حمله کرد و به تیپ 2 زرهی لشکر 92 که پدافند این منطقه را برعهده داشت، فشار آورد. در پی این حمله، توپخانه خودی با حداکثر توان منطقه را زیر آتش گرفت و با توجه به احتمال سقوط سرپل، به لشکر 21 دستور داده شد که تیپ 3 پیاده را شبانه به سرپل بفرستد و مانع سقوط سرپل شود. بالاخره با مقابلة مناسبی که بخصوص با توپخانه به عمل آمد، فرمانده تیپ 2 (لشکر 92) گزارش داد که نیروهای دشمن از ساعت 22 عقب نشینی به مواضع قبلی خود را شروع کردند و به این ترتیب تک دشمن پایان یافت.(14) قابل توجه است که دشمن از همان راه کارهایی استفاده کرد که محورهای عملیات نیروهای خودی بود.
شرح عملیات
با شکست تک مختل کننده نیروهای عراقی، میزان احتمال موفقیت برای آفند لشکر 21 پیاده حمزه(ع) افزایش یافت و عملیات روز 22/7/59 عراق باعث شد که تیپ3 لشکر 21 قبل از برنامه پیش بینی شده، در پشتیبانی از یگانهای سرپل از رودخانه عبور نماید و در ارتفاعات شمالی علی گره زد مستقر شود.
عملیات آفندی لشکر 21 به علت تراکم در عبور از پل های ثابت و شناور با یک ساعت تاخیر در ساعت 7 صبح مورخه 23/7/59 آغاز شد.
تیپ1 پیاده لشکر عملاً با زیر امر گرفتن گردان 250 زرهی متشکل از تانکهای چیفتن و گردان 291 تانک لشکر 77 و گردان 131 در واقع به یک تیپ زرهی با قرارگاه تیپ پیاده تبدیل شده بود. برابر طرح، این تیپ می بایستی با یک گردان زرهی در محور دهلران پیشروی کرده و تپه علی گره زد را از سمت شرق مورد تهدید قرار دهد و با یک گردان تانک دیگر روی محور سه راه قهوه خانه به سمت تپه ابوطلیبی خات حرکت و آن را تصرف نماید. تیپ 3 پیاده نیز ماموریت داشت با سه گردان پیاده از ارتفاعات شمالی محور دهلران به سمت جنوب تک نماید و قسمت غربی تپه علی گره زد را تصرف کند. تیپ3 پیاده به علت باز بودن هر دو جناح و عدم آشنایی با منطقه و سایر مشکلات نتوانست هیچ گونه حرکتی به سمت هدفهای واگذاری انجام دهد و لذا عملیات لشکر 21 پیاده حمزه(ع) به تک تیپ 1 محدود گردید.
یگانهای تانک تیپ1، در حول محور پل نادری سه راهی قهوه خانه با پشتیبانی آتش شدید توپخانه به حرکت در آمدند. در لحظات اولیه دشمن هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نداد. یگانهای تانک به تصور آنکه دشمن پس از عملیات مختل کننده روز قبل منهدم شده و هنوز نتوانسته است پدافند خود را سازمان بدهد و با احتمال اینکه از منطقه عقب نشینی نموده است بر سرعت حرکت خود افزودند و شاید در آن لحظه به سبب شوق تصرف هدفهای واگذاری ، ملاحظات تاکتیکی لازم در اتخاذ آرایش را از یاد برده بودند. به هرحال دو ستون از یگانهای حمله ور تانک شش کیلومتر از پل نادری یعنی خط سرپل دور شدند و در حدود دو کیلومتری خط پدافند دشمن قرار گرفتند که آتش ضدتانک دشمن در ساعت 8 صبح بر روی تانکهای در حال حرکت باز شد. هرچه فاصله یگانها با خط مقدم دشمن نزدیکتر می گردید حجم آتشهای ضدتانک دشمن افزایش می یافت، دشمن در آن روز تمامی جنگ افزارهای ضدزره خود را در امتداد جاده دهلران به سمت شمال مستقر کرده بود و تانکهای در حال حرکت به سمت تپه علی گره زد را از پهلو هدف قرار می داد.
در ساعت 9 صبح با پیشروی یگانهای تانک بر حجم آتش دشمن افزوده شد و یگانهای حمله ور که انتظار چنین عکس العمل شدیدی را نداشتند و از آنجایی که اطلاعات صحیحی نیز از دشمن به آنها داده نشده بود، احساس کردند که در دام افتاده اند، آنگاه سراسیمه در تلاش برای خروج از دام گسترده شده توسط دشمن افتادند.
زمین عملیاتی، منطقة باز و مسطحی بود که شیب آن از طرف نیروهای خودی به سمت دشمن بود و اگرچه زمین از نظر پدافندی برای نیروهای خودی مزیت فراوانی داشت و آنان را در یک موضع سرکوب نسبت به دشمن قرار داده بود ولی همین زمین برای حرکت یگانهای تانک به صورت سالن سینمایی بود که پرده آن نسبت به سطح سالن در ارتفاع بالاتری قرار داشت و هرگونه حرکتی در پرده در معرض دید تمامی تماشاگران حاضر در سالن بود و حرکت تانکها از سطح بالا به طرف پایین آن هم در زمین باز، پرده متحرکی را در مقابل دید دشمن به وجود آورده بود که از دید آنها مخفی نمی ماند بویژه آنکه تانکهایی که بایستی به سمت تپه علی گره زد حرکت می کردند، پس از عبور از خط سرپل به سمت غرب ادامه حرکت داده و مسیر حرکتشان تقریباً موازی جاده آسفالته دهلران در حدفاصل سه راه قهوه خانه تا تپه علی گره زد قرار داشت. لذا این یگان تانک با پهلوی باز، خود را در معرض دید دشمن قرار داده و بطور صد در صد در مقابل آتشهای ضدتانک دشمن که از قبل پیش بینی شده بود، قرار گرفته بود.
این حرکت غیراصولی با عکس العمل شدید دشمن مواجه شد و تلفات و خسارات فراوانی برجای گذاشت. پرسنل یگانهای حمله ور علی رغم شوق و علاقه ای که برای رسیدن به هدفها داشتند، ناگزیر به پراکندگی تن دادند و این پراکندگی باعث از هم گسیختن یگانها گردید.
در ساعت 10 صبح لشکر 21 گزارش نمود که تیپ1 و گردان سوار زرهی در حال محاصره و انهدام می باشند و در پیامی دیگر اعلام شد که تیپ1 در شمال جاده در فاصله 4 کیلومتری سه راه قهوه خانه زمین گیر شده و سه چهارم تجهیزات و پرسنل خود را از دست داده است و باقیمانده آن در حال محاصره شده می باشند. گروه رزمی 291 تانک در فاصله بین سه راه قهوه خانه و رودخانه کرخه در داخل شیار عمیقی که توسط دشمن حفر شده، متوقف گردیده است و اکثر وسایل خود را از دست داده است و تعدادی از خدمه تانکها زخمی شده و حدود 7 دستگاه نیز در منطقه رها گردیده است.
در ساعت 12 فرمانده لشکر وضعیت یگانهای درگیر را وخیم اعلام نمود و خواستار تدبیر فرمانده نیروی زمینی شد.
دستور رده مقدم نزاجا به یگانهای منطقه بدین ترتیب بود که لشکر 21 پیاده حمزه(ع) سعی نماید در موقعیتی که هست باقی بماند و تلاش در نگهداری سه راهی قهوه خانه نماید؛ به تیپ 2 زرهی دستور استقرار در کرانه شرقی رودخانه کرخه داده شد. در حقیقت با این دستور پیش بینی سه رده پدافندی در عمق به عمل آمده بود تا در صورتی که دشمن بعد از شکست دادن نیروهای تک کننده قصد حمله و عبور از رودخانه را داشته باشد با مقاومتهای متوالی در سه رده مواجه گردد.
لشکر 21 پس از دریافت این پیام، پاسخ داد که موقعیت موجود برای اتخاذ وضعیت پدافندی مناسب نمی باشد و هر دو یگان حمله ور تابعه تیپ1 در شرف انهدام بوده و در صورتی که نتوان تحت حمایت آتشهای پشتیبانی یگانها را به عقب آورد نابودی آنها حتمی است.
آخرین پیام فرمانده لشکر 21 حمزه(ع) به شرح زیر مخابره شد:
«قسمت عمده نیروهای ما از بین رفته اند، وضع گردان سوار زرهی نسبتاً خوب است. دستور داده شد تا آخرین نفس بجنگند حتی اگر تا آخرین نفر شهید شوند. اگر دستور دیگری هست بگویید من خود در خط مقدم هستم.»
سرانجام تصمیم گرفته شد که لشکر 21 پیاده حمزه(ع) تلاش نماید یگانهای خود را از محاصره خارج و در ارتفاعات منطقه (ارتفاعات خرولی) پدافند کند، گردان سوار زرهی را که در عمق بیشتری تا دامنه های تپه ابوصلیبی خات پیش رفته بود مجدداً حمله متقابل دشمن انجام نگرفته بود بلکه یگانهای سوار زرهی و گردان 291 تانک با استفاده از فضای خالی بین جاده سه راه قهوه خانه به فکه که توسط دشمن اشغال نشده بود پیشروی نموده و در نتیجه خود به خود بین رودخانه و دشمن به محاصره افتاده بودند. با توجه به مشکلات و بی نظمیهای پیش آمده، در نهایت به لشکر ابلاغ گردید که به غیر از عناصر زرهی بقیه یگانها را در شرق رودخانه جمع آوری و مجدداً شروع به سازماندهی نماید. بدین ترتیب با تمامی وسایل و تجهیزات زرهی باقیمانده از یگانها یک گروهان سازمان داده شد و گردان 291 تانک که از وضعیت بهتری برخوردار بود در اختیار تیپ 2 دزفول برای تقویت خط سرپل قرار گرفت و بقیه عناصر لشکر را به شرق رودخانه تغییر مکان دادند و عملیاتی که نتایج آن درخشان پیش بینی شده بود، نتیجه معکوس داد و علاوه بر وارد شدن صدمات و خسارات ، در کاهش روحیه پرسنل تاثیر وافری به جای گذاشت.(15)
نتایج و ارزیابی عملیات
بطور کلی در عملیات روز 23/7/59 در غرب رودخانه کرخه، لشکر 21 پیاده حدود 60 تانک از دست داد که بیش از 50 دستگاه آن از نوع تانک چیفتن تحت امر تیپ 1 پیاده بود. گردان 291 تانک که حدود 30 تانک داشت کمتر از 10 تانک از دست داد. گردان سوار زرهی نیز تعداد معدودی تانک اسکورپیون از دست داد. تلفات پرسنلی لشکر نیز حدود 400 شهید و مجروح و مفقود بود.(16) این عملیات نه تنها لشکر نیمه آماده (لشکر 21) را از کار انداخت، بلکه این عدم موفقیت در روحیه پرسنل تیپ 2 زرهی (لشکر 92) و سایر مدافعین سرپل نیز اثرات نامطلوبی گذاشت به نحوی که آنها نیز بطور مدام درخواست تعویض می کردند.(17)
علل و عوامل مختلفی باعث عدم موفقیت عملیات 23/7/59 در غرب رودخانه کرخه شد که مهمترین آنها عبارتست از:
- ساده اندیشی و خوش باوری نسبت به توان دشمن و تصور ضعف و زبونی قوای عراقی و تلقی ضعف روحیه نیروهای مهاجم و اینکه به محض کمترین فشار فرار کرده و یا تسلیم خواهند شد. از سوی دیگر قطعی دانستن موفقیت حمله، که بیشتر از موفقیت نسبی حمله 11/7/59 تیپ 2 (لشکر 92) در تصرف سرپلی در غرب رودخانه کرخه ناشی می شد؛(18)
-عدم آمادگی : عجله و شتاب در اجرای تعرض قبل از کسب آمادگی لازم، عدم آمادگی پرسنل عمل کننده از نظر آشنایی با خصوصیات جنگ منظم و عدم آشنایی کافی با کاربرد جنگ افزار، ضعف سیستم فرماندهی و کنترل و انضباط؛(19)
-عدم شناسایی: نداشتن اطلاعات صحیح و دقیق از وضعیت زمین و استعداد و گسترش دشمن، نبودن وقت کافی برای شناسایی و کسب اطلاعات لازم از دشمن؛(20)
-عدم رعایت حفاظت و غافلگیری: طوری که دشمن سریعاً در جریان طراحی عملیات قرار گرفت و اصل غافلگیری در زمان طرحریزی ، اجرا و در روش هدایت رعایت نشد(21)
-عدم هماهنگی هدف با توان لشکر 21 و توان بالای قوای دشمن در منطقه عملیاتی نسبت به توان قوای عمل کننده؛(22)
-بی توجهی به نظرات و طرحهای برادران سپاه و به حساب نیاوردن نیروهای مردمی، هنگام طراحی عملیات.
علاوه بر مسائل مذکور که در هنگام طرحریزی عملیات به آن توجه لازم نشد، عوامل دیگری نیز در اجرای عملیات ضعفهای طراحی را تشدید کرد که مهمترین آنها عبارتند از:
-از بزرگترین مشکلات در جریان عملیات ضعف و کنترل فرماندهی در کلیه رده های فرماندهی بود؛(23)
-عدم هماهنگی لازم بین رده های عمل کننده در اجرای عملیات؛(24)
-عدم توجه به مساله تامین در هنگام پیشروی، حرکت با آرایشی شبیه راهپیمایی، بی توجهی به جناحین و عدم تامین آن در هنگام پیشروی؛(25)
-وحشت و اضطراب بیش از حد نیروهای عمل کننده و مخصوصاً خدمه تانکها با شروع ضربات دشمن؛(26)
-عدم بکار گرفتن نیروهای مردمی که می توانستند با ایستادگی خود و روحیه دادن به نیروهای نظامی و جلوگیری از فرار آنها حداقل از ضایعات بیش از حد بکاهند.
با این حال در طرحریزی عملیات نکاتی مورد توجه قرار گرفته بود که باعث کاهش ضایعات شد:
-با در نظر گرفتن احتمال عدم موفقیت لشکر 21، به تیپ 2 زرهی لشکر 92 دستور داده شده بود که بدون دستور، هیچ تغییری در وضعیت دفاعی خود ندهد. همچنین لشکر 16 زرهی برای دفاع رده دوم منظور شده بود؛
-پشتیبانی آتش هوایی، هلی کوپتری و توپخانه ای نسبتاً مناسبی پیش بینی شده بود که در جلوگیری از حوادث ناگوارتر از آنچه ببار آمد، نقش موثری داشت.
-علاوه بر اینها، با وجود اینکه تیپ1، گروه رزمی 291 و گردان سوار زرهی در معرض محاصره و انهدام قرار گرفتند، موفق شدند خود را از دام دشمن رها کنند و ضایعات کمتری متحمل شوند.(27)
والسلام
مآخذ
(1) سند 44803، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 22، دستور جزء به جزء شماره 1 قرارگاه تاکتیکی نزاجا در خوزستان، 20/7/59.
(2) سند 44803، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص ص 9-7.
(3) مآخذ شماره 2، ص 187.
(4) مآخذ شماره 2، ص 22 و 21.
(5) مآخذ شماره 2، ص 186 و ص 186؛ و کتاب ارتش.
(6) مآخذ شماره 2، ص 180.
(7) سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس جلد اول ( تهران، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش، 1372) ص133، ص ص 134-133.
(8) پیشین، ص 134.
(9) مآخذ شماره2، ص ص 186-185.
(10) مآخذ شماره 2، ص 190-189.
(11) مآخذ شماره 2، ص 181.
(12) مآخذ شماره2، ص 64 و ص 183.
(13) مآخذ شماره 2، ص 193.
(14) مآخذ شماره 2، ص 193.
(15) کتاب ارتش ص ص 139-135.
(16) مآخذ شماره 2، ص 201.
(17) مآخذ شماره 2، ص 202.
(18) مآخذ شماره 2، ص 165، ص 186، ص 188، ص 206.
(19) مآخذ شماره 2، ص 164، ص 176، ص 181.
(20) مآخذ شماره2، ص 164، ص 177، ص 182.
(21) مآخذ شماره2، ص ص 178-175.
(22) مآخذ شماره2، ص 177، ص 186.
(23) مآخذ شماره 2، ص 198.
(24) مآخذ شماره 2، ص 179.
(25) مآخذ شماره 2، ص 177.
(26) مآخذشماره 2، ص 199.
(27) مآخذ شماره 2، ص 207، 206.
از مجموعه مقالات تاریخی - سیاسی
منابع:
پژوهشگاه علوم ومعارف دفاع مقدس