A-12 Avenger-2

30 سال پیش ، در 1981 ( 1360 ) ، سال ورود رونالد ریگان به کاخ سفید – در حالی که نیرو هوایی امریکا 3 پروژه کلی سری هواپیماهای رادارگریز را در دست اجرا گذاشت نیرو دریایی امریکا هیچ علاقه ای به تکنولوژی استیلت ابراز نکرده بود و برنامه ای نیز برای دستیابی به این نوع هواپیما ، بویژه برای جانشینی هواپیمای تهاجمی A-6E ، حتی در برنامه 5 ساله – که یک سند بودجه ای برای هدایت وزارت دفاع برای برنامه ریزی مالی اینده است – نداشت . اگر برنامه ای در این سند موجود نبود ، عملا موجود نداشت .

ولی با روی کار امدن ریگان و تیم او ، John Lehman که در دولت جدید به عنوان وزیر دریا داری انتخاب شد ، یک خلبان هواپیمای تهاجمی A-6 در گارد ملی این کشور بود . وی از همان اغاز به کار ، علاقه زیادی به تکنولوژی هواپیمای رادار گریز و بویژه برای جایگزینی هواپیمای قدیمی A-6 با یک هواپیمای بسیار پیشرفته استیلت نشان داد . به طوریکه در 23 اوریل 1982 ( 3 فروردین 1361 ) ، وی به همراه دریا سالار Ernest Seymour ، فرمانده سیستم های هوایی نیرو دریایی از شعبه اسکانک ورکس لاکهید ، جایی که جنگنده بمب افکن F-117 ساخته می شدند ، دیدار کرد .

در این زمان ، با اینکه توجه Lehman به هواپیمای استیلت معطوف بود ، بخش های دیگر هوادریای نیرو دریایی امریکا و شرکتهای هواپیماسازی ، به رهیافت هواپیمای متعارف غیر استیلت برای جایگزینی هواپیمای A-6 ادامه می دادند و مسوول برنامه تکامل طرحها برای جایگزینی هواپیمای A-6 در نیرو دریایی امریکا ، خواستار هواپیمایی بود که ترکیبی از هواپیماهای F-14 و A-6 باشد . ولی سرانجام ، پس از مدتی کشمکش اداری ، دیدگاه وزیر دریاداری پیروز شد و در 23 فوریه 1984 ( 4 اسفند 1362 ) ، William Taft ، معاون وزیر دفاع ، برنامه تحقیق و توسعه " هواپیمای پیشرفته تاکتیکی " ) ATA ) را که بعدها A-12 نامیده شد ، رسما اغاز کرد . توانایی اولیه این هواپیما که می بایستی یک هواپیمای کاملا استیلت می بود ، سال مالی 1995 ( 1374 ) تعیین شد .

در ایم میان ، بخش وزارتی نیروی دریایی امریکا عقیده داشت که در رابطه با پروژه هواپیمای پیشرفته تاکتیکی ، می باید با شرکتهایی قرارداد بست که پیشتاز تکنولوژی استیلت هستند . این به معنای دعوت از شرکتهای لاکهید ، نورث روپ ، جنرال داینامیکز و تا حدودی هم گرومن بود . به این ترتیب ، شرکتهای بویینگ ، مکدانل داگلاس ، LTV ، و فیرچایلد از رقابت محروم می شدند .
ولی هوادریا معتقد بود که از انجایی که تجربه در زمینه تکنولوژی رادارگریز یا از طریق تحقیقات مستقل ( بدون سرمایه گذاری دولتی ) و یا از طریق برنامه های ویژه طبقه بندی شده دولتی ( برنامه های نیرو هوایی که افراد نیروی دریایی از انها بی اطلاع بودند ) به دست می اید ، لذا غیر ممکن است که دقیقا تعیین کرد کدام پیمانکار دارای بیشترین دانش و تجربه در این زمینه می باشد . لمن ، وزیر دریاداری نیز خواستار انجام رقابت از طریق تشکیل تیم توسط شرکتهای رقیب بود تا با تجمیع منابع و امکانات باعث سرعت بخشیدن به برنامه شده و " توانایی اولیه عملیاتی " ( IOC ) تا سال 1994 ( 1373 ) حاصل شود . به این ترتیب ، لمن در نامه ای به شرکتها 2 هفته فرصت داد تا تیم های خود را برای رقابت در برنامه هواپیمای پیشرفته تاکتیکی تشکیل دهند . در این برنامه ، نیرو دریایی 4 خواسته اصلی از پیمانکاران داشت که عبارت بودند از :

• داشتن تجربه در زمینه تکنولوژی رادار گریزی
• دارا بودن تجربه در طراحی هواپیمای ناونشین
• تجربه داشتن در یکپارچه سازی سیستم ها

• توانایی اختصاص منابع


همانطور که اشاره شد ، نیرو دریایی در این زمان معتقد بود که تنها 3 پیمانکار واجد شرایط مناسب وجود دارد که عبارت بودند از : جنرال داینامیکز ، لاکهید و نورث روپ . لذا نیرو دریایی این شرکتها را راهنمایی کرد که با یکدیگر و با شرکتهای گرومن ، بویینگ ، راک ول ، ال تی وی و فیرچایلد ، تیم هایی را تشکیل دهند . از انجایی که نیرودریایی شرکت مکدانل داگلاس را واجد شرایط تلقی نمی کرد ، لذا در تلاش برای رفع این ممنوعیت ، رییس این شرکت به همراه مدیر برنامه ATF که بعدها به جنگنده YF-23 به رهبری شرکت نورث روپ منجر شد که در رقابت با هواپیمای YF-22 شرکت لاکهید ، شکست خورد – ملاقاتی را با Melvin Paisley معاون وزیر نیرو دریایی برای تحقیق ، مهندسی و سیستم ها ، به منظور متقاعد کردن او به توانایی شرکت مکدانل داگلاس در زمینه تکنولوژی استیلت – به دلیل مشارکت در برنامه جنگنده پیشرفته تاکتیکی – انجام داد .
در این جلسه پیسلی گفت که نیروی دریایی خواهان ان است که " هواپیمای تکنولوژی پیشرفته " از اخرین دستاوردها در تکنولوژی استیلت برخوردار باشد و معتقد نیست که مکدانل داگلاس یک گزینه معتبر در این برنامه باشد ؛ با اینحال ، به دنبال اصرار نمایندگان مکدانل داگلاس و پس از انکه نمایندگان نیروی دریایی از این شرکت بازدید کردند ، وی نظر خود را تغییر داد و به مکدانل داگلاس نیز اجازه داد شد تا در این رقابت ، به عنوان رهبر تیم فعالیت کند .

در پی ان ، شرکتهای مختلف تیمهای خود را تشکیل دادند که عبارت بودند از :

1- شرکت نورث روپ به عنوان رهبر تیم ، با شرکتهای گرومن به عنوان عضو تیم و شرکت " ووت " به عنوان پیمانکار فرعی عمده .

2- جنرال داینامیکز به عنوان رهبر تیم با مکدانل داگلاس به عنوان عضو تیم .

3- لاکهید مارتین که هیچ ترتیب تیمی را به چندین دلیل پیشنهاد نکرد . زیرا این شرکت نه قادر به تامین نیاز نیروی دریایی در زمینه سطح رادارگریز مورد نیاز بود و نه انطباق با یازهای عملیاتی ناوهای هواپیمابر . به علاوه ، لاکهید ، شرایط قرارداد نیرودریایی را غیر قابل پذیرش می دانست و در نتیجه به سرعت از دور رقابت حذف شد . سپس ، در 28 نوامبر 1984 ( 7 اذر 1363 ) نیرو دریایی قرارداد ی به مبلغ 2.3 میلیون دلار برای شروع کار طراحی در مرحله فرموله کردن طرح را با تیم های رقیب به امضا رساند .

طرح های پیشنهادی رقیب :
پس از گذشت بیش از 2 سال ، سرانجام در 19 دسامبر 1986 ( 28 اذر 1365 ) ، نیرو دریایی امریکا رسما " درخواست ارائه پیشنهاد " ( RFP ) را برای رقابت در مرحله توسعه به مقیاس واقعی را اعلام کرد . نیرو دریایی خواستار ان بود که طرح های پیشنهادی بر مبنای قیمت ثابت ارائه شود و هزینه پیشنهادی از مبلغ 4.2 میلیون دلار ( بر اساس ارزش دلار در سال 1985 ) فراتر نرود .

تاریخ " توانایی اولیه عملیاتی ، سال 1994 ( 1373 ) تعیین شده بود – خواسته هایی که در عمل مشخص شد ، بیش از حد خوشبینانه اند . در همین رابطه ، نیروی دریایی از شرکتهای رقیب خواست پیشنهاد فنی خود را تا 7 مارس 1987 ( 16 اذر 1365 ) و بهای پیشنهادی را تا 30 مارس ( 10 فروردین 1366 ) ارائه کنند .

همانطور که اشاره شد ، شرکت لاکهید مارتین بطور جدی در این رقابت شرکت نکرد ؛ تیمی تشکیل نشد و بزودی از رقابت کنار رفت . اطلاعاتی نیز از طرح پیشنهادی ان منتشر نشده است . فقط در یکی از کتاب هایی که در مورد تاریخچه شعبه طرح های پیشرفته شرکت لاکهید با نام " اسکانک ورکس " منتشر گردیده ، اشاره شده که طرح های پیشنهادی این شرکت ، هواپیمایی با خطوط شکسته ، همانند نایت هاوک بود .

تیم نورث روپ طرح پیشنهادی خود را در اخرین روز مهلت تعیین شده ارائه کرد و براورد هزینه خود را نیز در 30 مارس ( 10 فروردین ) به نیروی دریایی تحویل داد . این طرح پیشنهادی ، در واقع نمونه کوچکتر شده و دو موتوره بمب افکن استراتژیک " B-2 " به شمار می رفت . هزینه براورد شده نورث روپ برای این هواپیما 5.51 میلیارد دلار بود و در ضمن ، این تیم با خواسته نیروی دریایی مبنی بر ارائه پیشنهاد بر مبنای قیمت ثابت توافق نداشت . از سوی دیگر ، تیم جنرال داینامیکز / مکدانل داگلاس ، نه فقط موضوع مبلغ تعیین شده از سوی نیروی دریایی را پذیرفت ، بلکه با مسئله قیمت ثابت نیز موافقت کرد . در ماه مارس ، فرماندهی سیستم های هوایی نیروی دریایی ، نگاهی به 2 طرح رقیب انداخت .

طرح های پیشنهادی دو تیم در 24 اوریل 1987 ( 4 اردیبهشت 1366 ) بررسی شدند . در این بررسی اشکار شد که موتور پیشنهادی تیم جنرال داینامیکز دارای فقط 30% تشابه با موتور تولیدی F-404 مورد استفاده در جنگنده در حال تولید F/A-18 بود ، در حالی که موتور پیشنهادی برای طرح نورث روپ ، یک طرح کاملا جدید به شمار می رفت . به علاوه ، طرح پیشنهادی جنرال داینامیکز / مکدانل داگلاس وزن کمتری داشت و دارای شعاع عمل رزمی بسیار بیشتری نسبت به طرح رقیب بود . به علاوه ، از انجایی که تیم جنرال داینامیکز / مکدانل داگلاس پیشنهاد قرارداد مبلغ ثابت 3.9 میلیارد دلاری نیروی دریایی ( شامل تولید 8 فروند نمونه اولیه ) را پذیرفته بود ، لذا وزارت دفاع قرارداد توسعه و تکمیل هواپیمای پیشرفته تاکتیکی را که اکنون A-12 Avenger2 نامیده میشد را در 13 ژانویه 1988 ( 23 دی 1366 ) ، 4 سال پس از انکه معائن وزیر دفاع یادداشت اغاز برنامه را تهیه کرد ، با تیم جنرال داینامیکز / مکدانل داگلاس امضا کرد .
از سوی دیگر ، در ماه اوریل 1986 ( فروردین 1365 ) با تشویق کنگره امریکا ، قرارداد ی مابین نیروهای دریایی و هوایی این کشور به امضا رسید .

به موجب این قرارداد ، نیرو هوایی هواپیمای A-12 را به عنوان جایگزین هواپیمای تهاجمی برد بلند F-111 و در اینده دورتر ، جایگزین F-15E برگزید . در مجموع قرار بود که 620 فروند از این هواپیما برای نیروی دریایی ، 238 فروند برای تفنگداران دریایی و 400 فروند با تغییراتی برای انطباق با استانداردهای نیرو هوایی ( جمعا 1258 فروند ) ساخته شود . اغاز تحویل A-12 به نیروی هوایی امریکا ، سال 1992 ( 1371 ) تعیین شده بود . انگلیس نیز علاقه خود را به خرید این هواپیما برای جایگزینی با هواپیمای تورنادو ابراز کرده بود .

مشخصات فنی طرح :
بسیاری از اطلاعات و جزییات هواپیمای A-12 ، زمانی که دیک چنی برنامه انرا لغو کرد ، هنوز سری بودند . بیشترین اطلاعات در این زمینه ، پس از لغو برنامه این هواپیما در طی کنفرانس طراحی هواپیما که توسط موسسه خصوصی " انستیتو امریکایی هوانوردی و فضانوردی " در سال 1992 برگزار گردید ، توسط " کیت جکسون " مدیر برنامه A-12 در شرکت جنرال داینامیکز ، منتشر شدند .
به گفته وی ، طرح A-12 بر مطالعات پیشین جنرال داینامیکز در دهه 70 میلادی برای جایگزینی هواپیمای تهاجمی F-111 مبتنی بود . این طرح در جنرال داینامیکز Sneaky Pete نامیده میشد . شکل ساده مثلثی این هواپیما ، به دلیل ویژگی های رادارگریز ، با حداقل زوایا ، لبه ها و خطوط شکسته ، اتخاب شد . طرح این هواپیما تنها 3 لبه مستقیم داشت و زاویه عقب رفتگی لبه حمله بال / بدنه ان 46.5 درجه بود . این زاویه با توجه به ویژگی های استیلت هواپیما و مشخصه های ائرودینامیکی و سازه ای انتخاب شد . به گفته جکسون ، بال این هواپیما ، نسبت حجم داخلی به سطح بیشتری را نسبت به هر طرح بال دیگری را فراهم می کرد و پهنای زیاد بال و سطح کم طرح بال / بدنه ، این هواپیما را از لحاظ ائرودینامیکی ، کارامد می ساخت . این موضوع باعث میشد که A-12 برد بسیار بیشتری نسبت به A-6 داشته باشد . جکسون در سخنان خود ، برد را به عنوان " یک متغیر دستکم گرفته شده " در کارایی عملیاتی عنوان کرد و افزود که اندازه منطقه ای که یک هواپیما در عملیات نظامی قادر به تاثیر گذاری است ، متناسب با توان دوم برد است . به علاوه ، برد بیشتر به معنای توانایی پرواز در مسیر غیر مستقیم و انحرافی به سوی هدف می باشد .

Avenger 2 قابلیت مانور بسیار بیشتری از انچه به نظر می امد داشت . رابطه مابین زاویه عقب رفتگی و نسبت منظری ( Aspect Ratio ) ان ، برای دوری از عدم ثبات پروازی همانند هواپیمای جنگنده انتخاب شده بود و پهنای زیاد طرح بال / بدنه و در نتیجه ، نسبت " برا " به " پسا " ی زیاد ان امکان انجام گردش های پیوسته تند ، بدون استفاده از پس سوز را به ان می داد .

بر طبق گزارشات منتشره ای ، A-12 حداکثر سرعت گردش لحظه ای ( محدود به " برا " ) بیشتر از F/A-18 ( مسلح به سلاح های هوا به سطح ) داشت و حداکثر سرعت گردش پیوسته ان ( محدود به نیروی پیشرانه ) در حد همین جنگنده F/A-18 در صورت حمل مهمات در مقرهای زیر بال بود .
حتی بدون استفاده از فلاپ ها و بار بازگردانده شده به میزان دو برابر هواپیمای A-6 ، A-12 به دلیل پهنا و سطح زیاد بال ، دارای عملکرد عادی در مرحله تقرب و فرود بود . طراحان ، انواع مختلفی از سکانهای عمودی را برای کنترل سمتی هواپیما ، در تونل باد ازمایش کردند ، ولی سرانجام انرا به دلیل افزایش زیاد سطح مقطع راداری و عدم کارایی ائرودینامیک – به دلیل طول کوتاه هواپیما – کنار گزاشتند . در عوض ، انها از طرح شهپرهای دو تکه باز شونده از هم در بخش بیرونی لبه فرار بال ( همانند B-2 ) استفاده کردند . شهپر / فلاپ و اسپویلر ، بخش عمده ای از لبه فرار بال را شامل می شدند و نیروی " برا " ، ، زاویه حمله ، غلت و حرکت سمتی هواپیما را کنترل می کردند .

A-12 از فلاپ های لبه حمله در قسمت بیرونی بال استفاده می کرد که به صورت خودکار در سرعت های کم و یا مانورهای شدید – زمانی که نیروی " برا " ی زیاد مورد نیاز بود – باز می شدند . اگزوز موتور این هواپیما با قابلیت تغییر زاویه رانش نیروی موتور F-412 ، هر یک با نیروی رانش 13000 پوند ( 5900 کیلوگرم معادل 57.8 کیلونیوتن ) ، کنترل زاویه حمله هواپیما در سرعتهای کم و بویژه در مراحل برخاستن و فرود را تسهیل می کرد . جنرال داینامیکز و مکدانل داگلاس " ضریب اشغال " سطح { عرشه ناو هواپیمابر } توسط A-12 را از طریق استفاده از مکانیزم " تا " کردن بال از وسط ، به حداقل رساندند . بخشی از دریچه های تعمیراتی و بازرسی تجهیزات هواپیما در منطقه تا شدن بال ، مقرهای تسلیحات افندی و پدافندی داخلی بدنه ، دریچه های ارابه فرود و دریچه های تعویض موتور قرار داشتند . به گفته جکسون ، در نمونه پیشنهادی به نیروی هوایی ، مکانیزم " تا " کردن بال حفظ شده بود تا A-12 در اشیانه های استانداردهای نیروی هوایی جا شود .

تجهیزات اصلی الکترونیک پروازی A-12 شامل رادار چند وضعیته کاوش فعال اکترونیکی ( APQ-183 ) با " امکان رهگیری پایین " ( LPI ) ساخت شرکت وستینگهاوس بود که بر اساس تجربیات این شرکت در ساخت رادار ( APQ-66 ) جنگنده F-16 و رادار APQ-164 بمب افکن B-1 ساخته شد . این رادار با دو انتن که در طرفین لبه های حمله بال / بدنه نصب شده بود ، دارای وضعیتهای عملیاتی گوناگون ، شامل " رادار روزنه مصنوعی " ( SAR ) و وضعیتهای هوا به هوا بود . زاویه دید رادار این هواپیما به طور غیر عادی گسترده بود که احتمال عدم کشف هدف را ، بویژه در شرایط رزم هوایی بشدت کاهش می داد . این رادار بوسیله سیستم هدف گیری " دید مقابل مادون قرمز " ( FLIR ) با وضوح تصویری بالا پشتیبانی میشد . A-12 در ضمن دارای یک سیستم اخطار راداری تهدید بود که امکان استفاده از ان بر علیه هدف های هوایی و سطحی وجود داشت . این هواپیما در ضمن دارای یک سیستم اخطار تقرب موشکی هم بود که نزدیک شدن موشکهای هوا به هوا و سطح به هوا به انرا اخطار می داد . یک سیستم نقشه دیجیتالی انجام پرواز در ارتفاع بسیار پایین ، بدون استفاده از رادار هواپیما را امکان پذیر می کرد .

A-12 ، دارای یک نمایشگر " هد آپ " ( HUD ) با زاویه دید وسیع ( 30 درجه افقی و 23 درجه عمودی ) بود و از تکنولوژی مدارهای یکپارچه بسیار پر سرعت ، فیبر اپتیکی و پردازنده های قابل برنامه ریزی استفاده می کرد .
این هواپیما در ضمن دارای فضای خالی استفاده نشده زیادی بود که امکان نصب سیستم های جدید در اینده را فراهم می کرد .

A-12 دارای دو محفظه حمل سلاح در داخل بدنه بود که شامل 2 محفظه اصلی در قسمت میانی بدنه برای حمل سلاح های تهاجمی هوا به سطح می شد . هر یک از این دو محفظه قادر به حمل 12 بمب 200 پوندی ( 227 کیلوگرمی ) و با ظرفیت حداکثر 6150 کیلوگرم بود . این هواپیما در ضمن دارای 2 محفظه داخلی برای حمل سلاح های دفاع از خود ، شامل موشک امرام و یا موشک های ضد رادار هارم بود که در طرفین محفظه اصلی سلاح های اصلی هواپیما قرار داشتند . امکان حمل سلاح های بیشتر در بیرون از بدنه نیز وجود داشت – البته در صورتی که سطح تهدیدات ، امکان انجام عملیات غیر استیلت را اجازه می داد . این هواپیما برای مقاومت در برابر اسیبهای رزمی طراحی شد و می بایستی پاسخگوی سخت ترین الزامات قابلیت بقای رزمی در طول تاریخ هوانوردی می بود . این میزان شاما کاهش اسیب پذیری در مقابل صدمات رزمی با ضریب 12 نسبت به هواپیمای A-6 و با ضریب 5 نسبت به جنگنده F/A-18 بود . لذا این هواپیما در حین مرحله تکمیل مورد آزمایشهای تیر اندازی قرار گرفت و بخش های گوناگون سازه ان مورد اصابت گلوله های واقعی قرار گرفت و بخشهای گوناگون سازه ان مورد اصابت گلوله های 23 و 30 میلیمتری قرار گرفتند .

این ازمایشات نشان دادند که مواد کامپوزیتی مقاومت و تحمل کمتری در مقابل صدمات رزمی دارند . در نتیجه ، طراحان ناچار از استفاده از مواد تازه و مستحکم الیاف / رزین شدند . این مواد جدید ، گران تر بوده و ساخت قطغات هواپیما از انها دشوارتر بود . به گفته یکی از منابع اگاه ، قطعات سازه 9 فروند اولیه A-12 با دست ساخته شدند . همین موضوع باعث افزایش بسیار هزینه ها و به تاخیر افتادن برنامه این هواپیما گردید که در لغو برنامه ان توسط وزیر دفاع وقت ، موثر بود .با اینحال ، این تجربه اولین مورد در این زمینه نبود و شرکتهای دیگر نیز با همین مشکلات مواجه بودند .

به عنوان مثال ، شرکت نورث روپ بیش از 900 ماده و فرایند تولید را پیش از تکمیل اولین فروند بمب افکن استراتژیک B-2 ، اختراع کرد و این هواپیما نیز در حین مرحله تکمیل دچار مشکل افزایش وزن سازه بود . جنگنده پیشرفته تاکتیکی – که به جنگنده F-22 منجر شد – نیز با همان چالش ها مواجه بود . نمونه اولیه هر دو تیم رقیب ، سنگین تر از وزن مورد درخواست نیرو هوایی امریکا بودند و حداکثر سرعت مورد نیاز انها نیز توسط نیرو هوایی ، کاهش یافت . زیرا برخی از مواد کامپوزیت مقاوم در برابر حرارت ، بسیار گرانقیمت بودند .

بدترین مشکل A-12 ، مسئله وزن ان بود . با افزایش " وزن خالی عملیاتی " ( OEW ) در حین مرحله توسعه ، پیمانکاران به ناچار قطعات را باز طراحیکرده و مواد مورد استفاده را تغییر دادند که این نیثز باعث تاخیر در برنامه و افزایش شدید هزینه ها شد . با اینحال جنرال داینامیکز / مکدانل داگلاس قرارداد به قیمت ثابت را با نیروی دریایی امضا کرده بودند ، ولی افزایش هزینه ها پیمانکاران را وادار کرد که تقاضای پول بیشتری از نیروی دریایی کنند . حتی پس از باز طراحی سازه با هدف کاستن از وزن ، پیمانکاران انتظار داشتند که وزن خالی عملیاتی این هواپیما در " سری اول تولید " ( LOT-1) ، 2270 کیلوگرم ( 5000 پوند ) بیشتر از وزن پیش بینی شده در " بهترین و اخرین پیشنهاد " ( BAFO ) به نیروی دریایی باشد . ولی فرماندهی سیستم های هوایی نیروی دریایی ، کمتر خوشبین بود و انتظار داشت که وزن خالی عملیاتی 3580 کیلوگرم ( 7890 پوند ) بیش از بهترین و اخرین پیشنهاد باشد . در واقع تخمین زده میشد که سازه A-12 ( منهای موتور و تجهیزات الکترونیک پروازی ) در حدود 25 % اضافه وزن داشته باشد .

با این حال به ادعا ی جکسون ، A-12 در تمامی زمینه ها ، پاسخگو ، بهتر و در برخی موارد ، بسیار بهتر از مقدورات مورد نیاز و یا مقادیر تصریح شده در قرارداد بود . جنرال داینامیکز معتقد بود که شعاع عمل رزمی این هواپیما 19% بهتر از تخمین های نیروی دریایی در اغاز برنامه توسعه ان بود . به علاوه حداکثر سرعت ان 5% بیشتر و " نیروی ویژه اضافی " ( Ps ) ان 10% بهتر بود . در حالی که میزان مانور پیوسته ان ، تقریبا برابر و سرعت مورد نیاز باد روی عرشه برای به پرواز دراوردن در حدود 3 تا 4 فوت ( 1 متر ) بر ثانیه کمتر بود .

اغاز مشکلات و لغو برنامه :
در ابتدای سال 1991 ( 1370 ) پنتاگون در برنامه " بازبینی هواپیماهای عمده " ( MAR ) ، برنامه خرید هواپیماهای A-12 را با حذف خرید 238 فروند برای تفنگداران دریایی ، کاهش داد . به علاوه ، تاریخ تحویل این هواپیما به نیروی هوایی را از سال 1992 به 1998 ( 1377 ) به تعویق انداخت . کمی پس از ان ، در طی کمتر از 9 ماه ، مشکلات شروع به علنی شدن کردند . بازرس کل پنتاگون ، خانم سوزان کرافورد اعلام کرد که به تقاضای دو تن از نمایندگان مجلس ، در حال انجام یکی بازرسی است . انها از بازرس کل خواسته بودند که تعیین کند در قرارداد A-12 قصوری روی داده است یا خیر ؟ در پایان بازرسی وی اعلام کرد که " نتیجه گیری کلی ما ان است دولت در حال حاضر اطلاعات کافی در مورد اینکه ایا به برنامه A-12 ادامه دهد یا خیر ، در اختیار ندارد ... " . سپس در 7 دسامبر ( 16 اذر ) ، بازرسی ها گسترش یافت که شامل شناسایی اطلاعات مورد نیاز برای پشتیبانی از تصمیم برای اغاز تولید با نرخ پایین و هدایت بازرسی های دولتی و انجام حسابرسی گردید .

در پی این بازرسی ها ، اشکار شد که برنامه A-12 با مشکلات جدی مهندسی و افزایش چشم گیری وزن مواجه بوده ، اولین پرواز با یکسال تاخیر مواجه است ، هزینه ها در حدود 2 میلیارد دلار افزایش یافته و بهای هر فروند به حدود 165 میلیون دلار ( به ارزش دلار در سال 1991 ) بالغ می شود .
در نتیجه ، دیک چنی وزیر دفاع وقت در 7 ژانویه 1991 ( 17 دی 1369 ) برنامه هواپیمای ناونشین استیلت A-12 را لغو کرد . در پی ان ، 3 تن از مقامات ارشد نیرو دریایی را که شامل فرمانده " سیستم های هوایی نیرو دریایی " ، افسر اجرایی برنامه هواپیماهی تاکتیکی نیروی دریایی و مدیر برنامه A-12 بودند ، برکنار کرد . چنی چند هفته بعد از لغو برنامه A-12 در مصاحبه ای گفت که " هیچ کس نمی تواند به من بگوید که برنامه چقدر هزینه داشت و اینکه هواپیما چه موقعی در دسترس قرار می گرفت ؟ "

در موقع لغو برنامه A-12 ، به گفته جکسون ، 99.2 % نقشه های هواپیما تهیه شده و 87.8 % ابزارهای تولید ان تکمیل شده و یا در دسترس بودند و در حدود 50% از قطعات دو هواپیمای اول ، شامل بخش های بزرگی از سازه پیچیده کامپوزیتی اجزای اصلی سازه – اماده شده بودند . 8 موتور F-412 ساخت جنرال الکتریک در دست ازمایش بودند ، پوسته کامپوزیتی بالها ساخته شده و نیز ، نرم افزار مدیریت سیستمهای اولین هواپیما تکمیل شده بود .

به دنبال لغو برنامه A-12 ، نیروی دریایی از پیمانکاران این پروژه به دلیل تخلف از قرارداد شکایت کرد و خواستار بازگرداندن یک میلیارد و سیصد و پنجاه میلیون دلار از مبالغ پرداختی به این شرکتها گردید . در پی استیناف رای به نفع نیروی دریایی داد و حکم کرد که پیمانکاران می بایستی علاوه بر یک میلیارد و سیصد و پنجاه میلیون دلار اصل مبلغ ، مبلغ یک میلیارد و چهارصد و پنجاه میلیون دلار نیز بابت بهره این پول در طی نزدیک به 20 سال ، پرداخت کنند . در پی اعتراض این شرکتها به رای دادگاه ، دیوان عالی فدرال در سپتامبر سال 2010 ( شهریور 1389 ) اعلام کرد ادعا ی شرکتها را مورد رسیدگی قرار خواهد داد .

پی نوشت :
زمانی که پروژه A-12 لغو شد ، این برنامه بیش از 5 میلیارد دلار هزینه داشت . در اینکه چگونه پروژه این هواپیما در طی 9 ماه از موفقیتی بزرگ به شکست کامل رسید ، می تواند حاوی درسهای بسیاری برای دوری از موارد مشابه باشد ، در واقع علت انرا نمی توان تنها یک خطای بزرگ دانست ؛ بلکه مجموعه ای از علل و عوامل متععد بود یک چنین پایانی را برای این هواپیما رقم زد که از ان جمله می توان به قرارداد بهای ثابت و عدم امکان دسترس پیمانکاران به اطلاعات طبقه بندی شده دولتی در زمینه تکنولوژی استیلت و عدم علاقه نیروی هوایی امریکا به مشارکت دادن نیرو دریایی این کشور به درس های اموخته شده در توسعه و تکمیل هواپیماهای F-117 و B-2 و سرانجام ، به مدیریت ضعیف – هم پیمانکاران و هم نیرو دریایی امریکا – اشاره کرد . با پایان برنامه A-12 بسیاری از طرح ها و ارزوهای نیروی دریایی نیز با ان به پایان رسید که نه فقط شامل به خدمت گرفتن این هواپیما به عنوان یک بمب افکن بسیار پیشرفته برد بلند استیلت بود ؛ بلکه در ضمن ، شامل استفاده از ان به عنوان جایگزینی برای بسیاری از هواپیماهای ناونشین نیروی دریایی این کشور ، برای ایفای ماموریت هایی نظیر جنگ ضد زیر دریایی ، جنگ الکترونیک ، دفاع هوایی و حتی رادار پرنده – در اینده – نیز بود . سرانجام ، نیروی دریایی جانشین این هواپیما را در قالب F/A-18E/F به خدمت گرفت . هواپیمایی که نه از نظر برد عملیاتی کافی برخوردار است و نه هواپیمایی رادارگریز می باشد و تکمیل و توسعه ان نیز دستکم به اندازه A-12 پر هزینه و مشکل افرین بود . احتمالا نیرو دریایی امریکا باید سالهای بسیار دیگری را در منتظر بماند تا جانشین واقعی اونجر را که احتمالا در قالب نمونه عملیاتی هواپیمای بدون سرنشین بسیار استیلت X-47B در صورت موفقیت در ازمونهای دشوار عملیاتی – در اواسط دهه سوم قرن 21 ، سه و نیم دهه پس از لغو برنامه ان ، به خدمت گیرد .

پایان .
منبع : ماهنامه دو هواپیما / ش9

نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان

متشکل از سه بخش هوایی زمینی دریایی:

فرمانده کل:الهام علی اف

نیروی زمینی:

تصویر

بزرگترین بخش نیروهای مسلح آذربایجان با بیش از 74هزار نفر پرسنل.در سال 1992 تشکیل شده است.بعد از فروپاشی شوروی تمام تلاش این نیرو بر حرفه ای شدن بوده است.ارتش آذربایجان بارها در کشورهای مختلف منجمله روسیه رژه داشته است.در سال2007 این کشور حدود600تانک تی72 و 100تانک تی55 دارد اخباری نیز از خرید تعدادی تانک تی84 به گوش میرسد.آذربایجان بالغ بر900نفربر نیز دارد که اکثر آنها قدیمی هستند.بی ام پی ها و ام تی ال بی ها هم ستون فقرات نفربرهای آذربایجان هستند.توپخانه ها هم اصولا بر جای مانده از شوروی یا اسراییل هستند.حدود 646توپخانه هم در آذربایجان فعال است.سلاح های پیاده نظام  هم عبارتست از:ژ3//دراگونوف//استقلال//ماکاروف//کلاشنیکف و آر پی جی7میباشد.
منبع:http://en.wikipedia.org/wiki/Azerbaijani_Land_Forces

نیروی دریایی:

تصویر

این نیروی قدیمی در سال 1918 تشکیل شد که پس از تشکیل شوروی منحل گردید:در سال 92 این نیرو مجددا تشکیل شد.این نیرو بالغ بر5000نفر نیرو دارد.1ناوچه کلاس پتیا//7نفت کش//7مین روب(دو تا از کلاس سونیا و 5 مین روب از کلاس یوگانا)از تجهیزات این نیرو هستند.گفتنیست آذربایجان641کماندو دریایی نیز دارد(احتمالا فقط بلدند فحش بدن icon_twisted )در حال حاضر این نیرو نیز در حال بازسازی سریع است.
منبع:http://en.wikipedia.org/wiki/Azerbaijani_Navy

نیروی هوایی
(متاسفانه آرم ندارد!)
این نیرو نیز در 1992 تشکیل شد.

ناوگان پشتیبانی و حملات زمینی:سوخو17/سوخو25/بالگرد میل24
ناوگان بمب افکن:سوخو24
ناوگان جنگنده:میگ21/میگ25/میگ29/جی اف17
ناوگان رهگیر:میگ25 و میگ29
ناوگان دفاع نقطه ای:میگ29
حمل و نقل:ایلویشن 76/آنتونوف12و24/توپولف134/میل2و6و8و17و171
تمرینی:ال29/ال39/یاک52

به طور کلی این نیرو شامل(داخل پرانتز منبعش خودمم :? )
پرسنل:7900نفر 
جی اف17:26 فروند سفارش و 4فروند در خدمت
میگ21:21فروند(به احتمال زیاد تعداد کمی عملیاتی هستند)
میگ31:25فروند(به احتمال زیاد دیگر عملیاتی نیستند)
میگ29: 49فروند(15 فروند عملیاتی هستند)
سوخو24: 19 فروند
سوخو25: 34 فروند
می-24:60فروند
میل-35: 24فروند
سایر بالگردها:روی هم حدود40فروند
پهپاد شامل20فروند همگی خرید از اسراییل:4فروند اربیتر/6فروند ایر استار و 10 فروند هرمس450

منبع:http://en.wikipedia.org/wiki/Azerbaijani_Air_Force


تاثیر فرماندهان سپاه بر نظامیان آذربایجان
" در زمان جنگ قره باغ، فرماندهان سپاه به تعلیم نظامیان و مبارزان آذری پرداختند، اما وقتی حیدرعلی اف دید ایرانی ها محاسن دارند و نماز می خوانند، آنها را بازگرداند."

یک مقام عالیرتبه سابق ایرانی فاش کرد : " فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در زمان جنگ قره باغ به جمهوری آذربایجان اعزام شدند و به تعلیم مبارزان و نظامیان این جمهوری پرداختند. اما زمانی که حیدرعلی اف رییس سابق جمهوری آذربایجان دید که فرماندهان سپاه محاسن دارند و نماز به پا می دارند، آنها را از جمهوری آذربایجان بازگرداند."

مقام عالیرتبه سابق که خواست نامش فاش نشود، در گفت و گو با خبرنگار شبکه جهانی سحر تصریح کرد : " اطلاعات فاش شده توسط آیت الله سید حسن عاملی امام جمعه اردبیل در خصوص کمکهای نظامی ایران به جمهوری آذربایجان ، حقایق محرمانه ای بوده که تاکنون رسما اعلام نشده است."

این مقام بلندپایه رسمی افزود : " وقتی حیدرعلی اف دید که آموزش دیدگان در جنگ قره باغ نه تنها تعلیم نظامی دیده اند، بلکه به لحاظ عقیدتی هم تحت تاثیر فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفته اند و مبارزان آذری نیز به نماز خواندن روی آورده اند و محاسن می گذارند، ایرانیان را اخراج کرد."

وی که در زمان جنگ قره باغ در جایگاه مهمی در راس هرم دیپلماسی ایران قرار داشته است، افزود : " بارها حیدرعلی اف به دولت ایران پیغام داد که نانوایی های جمهوری آذربایجان بدون آرد مانده اند و دولت ایران نیز بلافاصله کامیون – کامیون آرد فرستاد و باکو حتی بعدها که با ارمنستان قرارداد آتش بس امضا کرد و با وجود درآمدهای نفتی هیچ گاه بهای آن را پرداخت نکرد."
این مسئول سابق ایرانی تایید کرد :" آموزش و انتقال مجاهدین افغان تحت امر گلبدین حکمتیار برای کمک به جمهوری آذربایجان در جنگ قره باغ نیز از دیگر کمکهای ایران به این کشور همسایه و برادر بود. "
مقام سابق ایرانی افزود:" با آنکه جمهوری اسلامی ایران به جمهوری آذربایجان کمکهای بی دریغی کرد، حیدرعلی اف که در مذاکرات محرمانه از کمکهای ایران قدردانی می کرد، وقتی در مقابل خبرنگاران می گرفت، بطور تعجب آوری با ظرافت و سیاسی کاری های خاص خود، ایران را به کمک به ارمنستان متهم می کرد. اما دولت ایران با رعایت ملاحظات سیاسی آن زمان، کمکهای خود به جمهوری آذربایجان را برای مقابله با بحران قره باغ علنی نمی کرد و به سیاسی کاری های حیدرعلی اف نیز واکنش جدی نشان نمی داد. حال آن که اکنون بهتر است برای نادیده گرفتن حقایق توسط باکو چاره اندیشی شود."
آیت الله سید حسن عاملی امام جمعه اردبیل چندی پیش فاش کرد جمهوری اسلامی ایران در زمان جنگ قره باغ ، کمکهای موثری به رزمندگان جمهوری آذربایجان داشته که حاکمیت و رسانه های این کشور به دلیل وابستگی به غرب و پیروی از مطامع جبهه مقابل ج.ا.ا. ، نه تنها آنها را نادیده می گیرند ، که با طرح اتهامات ناروا به ایران، در هجمه همه جانبه ایادی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران مشارکت و همکاری نیز می کنند.


به گزارش مشرق به نقل از  ایران دیپلماتیک، این برای اولین بار است که جمهوری آذربایجان سامانه ضد موشکی اس-۳۰۰ را در انظار عمومی به نمایش می‌گذارد.
در مرداد ماه سال ۸۹ روزنامه ودوموستی چاپ مسکو از انعقاد قرارداد تحویل سامانه ضدموشکی اس – ۳۰۰ به ارزش ۳۰۰ میلیون دلار میان وزارت دفاع جمهوری آذربایجان و شرکت روس آبارون اکسپورت برای مقابله با آنچه تهدید موشک‌های ایران خوانده بود، خبر داد.
اگرچه بعداً این خبر توسط وزارت دفاع روسیه تکذیب شد و تیمور عبدالله‌اف، معاون رئیس واحد مطبوعاتی وزارت دفاع جمهوری آذربایجان نیز در واکنش به اخبار منتشر شده از تأیید مستقیم خبر امتناع کرد، با این همه، برای اولین بار دولت جمهوری آذربایجان در رژه نیروهای نظامی تأیید کرد که سامانه‌های ضد موشکی اس-۳۰۰ را از روسیه تحویل گرفته است.
به گفته منابع روس چند ماه قبل، شش عدد سامانه اس-۳۰۰ «Favorit» از نوع «PMU2» هر کدام مجهز به سه گردان در اختیار ارتش جمهوری آذربایجان قرار گرفته است. مدل «PMU2» در سال ۱۹۹۷ طراحی شده و برد موشک‌های آن به ۱۹۵ کیلومتر می‌رسد و هر موشک می‌تواند ۱۸۰ کیلوگرم کلاهک را با خود حمل کند.
این سامانه ضدموشکی قادر به ردگیری و انهدام موشک‌های بالستیک، کروز و جت‌های جنگنده مدرن است. همچنین یکی از مزیت‌های این سیستم استفاده از سوخت جامد برای تغذیه موشک‌ها و متحرک بودن آن است. سوخت جامد مانع از تلف شدن زمان واکنش، عدم نیاز به تزریق سوخت و سرعت بالای پرتاب موشک می‌شود و همچنین متحرک بودن آن هدف قرار دادن این موشک را دشوار‌تر می‌سازد.
به ادعای روزنامه ودوموستی، با توجه به اینکه نه جمهوری آذربایجان و نه ارمنستان موشک‌های بالستیک، کروز و جنگنده‌های جت مدرن در اختیار ندارند، انگیزه اصلی جمهوری آذربایجان از خرید این سیستم پدافندی تهدیدی است که از جانب موشک‌های بالستیک و کروز ایران احساس می‌کند.
تحویل این سامانه با برد بلند به جمهوری آذربایجان چند ماه پس از عقد قرارداد، در حالی است که ایران از دسامبر سال ۲۰۰۵ که قرارداد تحویل سیستم پیشرفته دفاع موشکی اس - ۳۰۰ میان مقام‌های تهران و مسکو به امضا رسید، در انتظار دریافت آن است، اما در طول این مدت، مقام‌های روس هر بار به بهانه‌ای در اجرای این قرارداد تعلل کرده‌اند.
پارسال با تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ علیه برنامه هسته‌ای ایران، ولاديمیر پوتین، نخست وزیر روسیه تأکید کرد که فروش سامانه اس-۳۰۰ در حیطه اقلام تحریمی ایران است و به گفته سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه، فروش این سامانه به ایران فعلاً منتفی است.
روسیه قبلاً قرارداد فروش ۲۹ واحد از سیستم‌های «تور‌ام یک» را به ارزش ۷۰۰ میلیون دلار که در سال ۲۰۰۵ با ایران منعقد شده بود، به طور کامل عملیاتی کرده است، اقدامی که با واکنش اعتراض‌آمیز اسرائیل و آمریکا مواجه شد. در این شرایط روسیه تحویل پنج گردان از سیستم پدافند موشکی اس – ۳۰۰ به ارزش ۷۰۰ میلیون دلار را معلق کرده است.