Dassault Mirage F1

این هواپیماها در حالی وارد ایران شدند که نه تنها هیچ کتاب راهنما و دفترچه فنی به همراه نداشتند بلکه شاید همه آنها فاقد جایگاه های حمل جنگ افزار بودند. بدیهی است که قطعات یدکی نیز برای این هواپیما موجود نبود اما سطح فناوری های میراژ اجازه نمی داد از آن صرف نظر شود. «میراژ اف-1» جنگنده ای چند منظوره ساخت شرکت داسوی فرانسه است که نخستین نمونه آن در سال 1966 پرواز کرده و در 13 کشور جهان به کار گرفته شده و در برخی کشورها از جمله خود فرانسه همچنان در حال خدمت است. این جنگنده پس از طرح های موفق و پرطرفدار میراژ-3 و 5 ساخته شد و پس از سوپر اتندارد دومین و آخرین طرح جنگنده در داسو بود که از بال دلتایی استفاده نمی کرد. اما این میراژ(به معنی سراب) نیز با اقبال خوبی روبه رو شده و بیش از 700 فروند آن ساخته شد. این در حالی بود که ناکامی بزرگ میراژ اف-1 در انتخاب نشدن به عنوان جنگنده سبک و چندمنظوره ناتو در رقابت با «اف-16» آمریکایی بازار بزرگی را از چنگ فرانسوی ها خارج کرده بود.

این جنگنده در نمونه های مختلف خود بین 7400 تا 7600 کیلوگرم جرم دارد(بدون سلاح و سوخت) طولی کمتر از 15.5 متر، دهانه بالی در حدود 8.4 تا 9.3 متر، بیشینه جرم 16200 کیلوگرم داشته و با موتور توربوجت آتار-9-کی خود به بیشترین سرعت 2.2 ماخ(2250 کیلومتر بر ساعت) در ارتفاع بالا دست می یابد. بیشینه برد نمونه های مختلف میراژ اف-1 در حدود 3300 و برد رزمی آنها کمتر از 1500 کیلومتر بدون سوختگیری هوایی گزارش شده است. البته میزان برد تابع عوامل مختلفی از جمله میزان سوخت و وزن محموله جنگی در حال حمل، سرعت و ارتفاع پروازی بوده و این اعداد مربوط به حالات معمول برای مقایسه هستند.

این جنگنده توانایی حمل 6300 کیلوگرم محموله را داشته و از دو جایگاه در نوک بال ها(برای موشک های کوتاه برد هوا به هوا)، دو جایگاه زیر هر بال و یکی هم زیر بدنه برای حمل این بار برخوردار است. بیشترین ارتفاع پروازی قابل دستیابی این هواپیما 20هزار متر عنوان شده است.

میراژ اف-1 از رادار «سیرانو-4» با برد حدود 100 کیلومتر استفاده کرده و تسلیحات هوابه هوای آن شامل موشک کوتاه برد حرارتی «مجیک» و انواع موشک میان برد «سوپر-530» است. کشورهای مختلفی به جز فرانسه دارای این هواپیما هستند از جمله یونان، آفریقای جنوبی، لیبی، اسپانیا، مراکش و اکوادر که همچنان از میراژ استفاده می کنند.
سابقه در عراق

هر چند سفارش میراژ از سوی عراق به قبل از جنگ تحمیلی بازمی گردد اما اولین سری 16 تایی از نمونه اف-1ئی-کیو که مختص عراق ساخته شده بود تا فروردین 1360 تحویل نیروی هوایی این کشور قرار نگرفت.

عراق به عنوان بزرگ ترین مشتری خارجی این جنگنده 126 فروند میراژ اف-1 در بیش از 6 نمونه که بهسازی هایی نسبت به نمونه قبلی داشتند تحویل گرفت. این هواپیما پس از ورود به نیروی هوایی عراق پیش از آنکه سهمی در نبردهای هوایی با همسایه پرقدرت شرقی کسب کند بیشتر نقش قربانی را در برابر «اف-14 تامکت» های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بازی کرد،‌ نقشی که حتی با وجود ارتقاءهای متعدد، آراسته شدن به تسلیحات جدید و آموزش های کامل فنی و راهکنشی(تاکتیکی) توسط فرانسوی ها تا آخرین روزهای جنگ ادامه داشت. در واقع به جز آن درگیری معروف که میراژهای عراقی با جدیدترین نمونه موشک سوپر-530-اف موفق به سرنگونی دو تامکت ایرانی شدند پیروزی چشمگیر دیگری در برابر حریف مستقیم خود پیدا نکردند.

در مقابل تامکت های ایرانی چندین بار موفق به سرنگونی بیش از دو تا سه فروند میراژ در درگیری های هوایی در یک روز شدند؛ شاهکاری که تا آخرین روزهای دفاع مقدس و با وجود همه مشکلات تعمیرات و تسلیحات رقم می خورد.

اما سایر جنگنده های نهاجا از جمله انواع «اف-4 فانتوم» و خصوصاً «اف-5 تایگر» زخم های قابل توجهی از میراژها دریافت کردند و آمارهای منتشر شده نشان می دهد این جنگنده توانست برتری نسبی بر فانتوم و برتری محسوسی بر تایگر کسب کند. در مجموع همین آمارها نشان دهنده انهدام بیش از 20 تا 33 فروند میراژ در نبردهای هوایی با ایران است یعنی 16 تا 26 درصد دارایی عراق از این نوع جنگنده که تلفات بالایی است.
میراژهای عراقی البته در نبرهای هوا به سطح موفقیت های زیادی کسب کردند. اجرای عملیات بمباران سنگین، حملات ضربتی به عمق خاک ایران با سوختگیری جنگنده های میراژ از جنگنده میراژ دیگر حتی تا عمق بیش از 600 کیلومتری ایران و معروف تر از همه اجرای عملیات ضدکشتی با موشک های «اگزوست» در نبردهای دریایی و جنگ نفتکش ها از جمله سوابق عملیاتی این هواپیما در زمان حضور در عراق بوده است. هر چند که چندین فروند از آنها نیز در اثر آتش پدافند هوایی منهدم شدند.

یکی از عجیب و رازآلودترین عملیات های میراژ در زمان حضور در نیروی هوایی عراق حمله به ناو آمریکایی «استارک» با موشک اگزوست و از مسافت چند ده کیلومتری بود که منجر به آسیب دیدن شدید این کشتی رزمی شد در حالی که روابط عراقی ها با آمریکا در آن مقطع(1987) خوب بود و البته ناو آمریکایی هم نتواست در برابر هیچ یک از دو موشک شلیک شده واکنشی نشان دهد. به گزارش مشرق، نکته جالب در مورد میراژهای غربی عراقی تلاش برای تجهیز این جنگنده بمب افکن موشک های هوا به سطح جدید شوروی سابق بود که در روزگار جنگ سرد و تفاوت فناروی های غربی و شرقی امری جدید بود هر چند که این تلاش ها به نتیجه قابل توجهی نرسید.
ورود به ایران

پس از حمله عراق به کویت و اشغال این کشور کوچک و ائتلاف ناتو و کشورهای منطقه برای آزاد سازی این انبار نفت نیروی هوایی عراق با وجودِ داشتن 8 سال تجربه رزمی سنگین در جنگ تحمیلی قبلی خود یعنی حمله به ایران نتوانست به موفقیتی جز یک پیروزی هوایی در برابر هواپیماهای ائتلاف دست یابد و با از دست دادن برتری هوایی و بالا رفتن تلفات پرنده هایش راهکاری عجیب را برگزید و به جای هر حرکتی بیش از 100 فروند از هواپیماهای جنگی و تعدادی هواپیمای غیرنظامی را به سمت ایران پرواز داد تا از آتش دشمن مصون مانده و بعدها با فروکش کردن جنگ آنها را از ایران پس بگیرد.

این طرح عراقی ها اما با ممانعت ایران از پس دادن هواپیماها به بن بست برخورد و در اظهار نظرهای غیر رسمی دلیل اینکار در نظر گرفتن این مهاجران غیرقانونی اما بسیار ارزشمند به عنوان بخشی از غرامت جنگ تحمیلی 8 ساله در کشور عنوان شد. بنا بر اظهارات منابع خارجی حدود 24 فروند میراژ اف-1 در بین این هواپیماهای وجود داشته که 17 فروند نوع تک سرنشین و 7 فروند نوع دو نفره بوده است.
مهمان های ناخوانده عراقی پس از عبور از مرزهای غربی کشور، عمدتآً‌در پایگاه سوم شکاری همدان فرود آمدند و بعدها به نقاط دیگر منتقل شدند. میراژها نیز هر چند در چند پایگاه کشور حضور یافتند اما سرانجام در قالب یک اسکادران شکاری جدید در پایگاه هوایی مشهد مستقر شده و از آن پس با فراز و نشیب های فراوانی تا به امروز در حال خدمت بوده اند.

اتفاقی بزرگ؛ ارتقاء بدون دفترچه راهنما

این هواپیماها در حالی وارد ایران شدند که نه تنها هیچ کتاب راهنما و دفترچه فنی به همراه نداشتند بلکه شاید همه آنها فاقد جایگاه های حمل جنگ افزار بودند. بدیهی است که قطعات یدکی نیز برای این هواپیما موجود نبود و این در حالی بود که سطح فناوری های میراژ اجازه نمی داد از آن صرف نظر شود. بنابراین بار دیگر و برای چندمین بار پس از انقلاب متخصصان داخلی دست به کار بزرگی زده و برای عملیاتی کردن این هواپیما بدون مراجعه به کشور سازنده اقدام کردند.

در ابتدا خلبانان ماهر نهاجا حتی بدون برگزاری دوره آموزش از سوی خلبانان عراقی این هواپیماها را به پرواز در آورده و پس از استقرار در پایگاه مشخص شده برای این هواپیما رفته رفته متخصصان تعمیر و نگهداری نهاجا و صنایع هواپیمایی موفق به سرپا نگهداشتن این جنگنده برای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران شدند. هر چند که گاه و بیگاه مشکلات فنی گریبانگیر این پرنده شده و تعداد عملیاتی از این جنگنده در مواقعی بسیار کم می شد. حتی یک مورد سانحه نیز برای یکی از میراژهای دو نفره ایران در نزدیکی مشهد به وقوع پیوست که منجر به شهادت یکی از خلبانان آن شد.
وقوع این دست مشکلات نیز باعث نشد تا این هواپیماها از رده خارج شوند بلکه تلاش برای فعال کردن تعداد بیشتری از آن به طور ثابت انجام شد بطوریکه هم اکنون تعدادی از این جنگنده در پایگاه دهم شکاری چابهار مستقر هستند که خبر پروازهای عملیاتی آنها در رزمایش های اخیر نیز منتشر شد.

از کم و کیف میزان آمادگی رادار این جنگنده ها اطلاعاتی ارائه نشده است اما با توجه به برد قابل توجه و مداوت پروازی بیش از دو ساعت که توسط این جنگنده قابل دستیابی است میراژهای نهاجا در شرق کشور فعالیت مناسبی داشته اند و پروازهای گشتی زیادی را به انجام رسانده اند. در عرصه دریا نیز چیره دستی این هواپیماها در زمان جنگ با ایران آشکار شده و در صورت آمادگی رادار و دسترسی به موشک اگزوست این ترکیب همچنان برای شناورهای دشمن پیام آور نابودی خواهد بود. با توجه به توان متخصصان داخلی در شناخت فناوری های خارجی و تسلط به آنها احتمال آمادگی سامانه های راداری این جنگنده قابل توجه است.
سایر دارندگان میراژ بهسازی های مختلفی را روی آن به انجام رسانده اند که هر چند به طور گسترده انجام نشد اما نشان داد این هواپیما بستر خوبی برای توسعه توانایی های خود دارد. از آن جمله تجهیز میراژهای آفریقای جنوبی به موتور «آر-دی-33» جنگنده «میگ-29» و یا موشک های کوتاه برد پیشرفته «آر-73آرچر» روسی. گفتنی است هر چند مصرف ویژه سوخت موتور روسی آر-دی-33 از موتور خود میراژ کمی بیشتر است اما 200 کیلوگرم جرم کمتر و 15 درصد رانش بیشتر آنقدر وسوسه انگیز بود تا با کمی تغییرات فنی این کار به انجام رسیده و به مرحله پرواز برسد و در خود روسیه هم به نمایش درآید.
با توجه به اینکه توانایی میراژ در زمینه حمل وزن محموله تنها 13 درصد کمتر از فانتوم-ئی و برد آن بیشتر از این جنگنده کهنه کار آمریکایی است می توان انتظار داشت نهاجا تلاش کند تا میراژها به تسلیحات بومی مجهز شده و برای مأموریت های تعریف شده به کار گرفته شوند.

خصوصاً‌ با توجه به اینکه نهاجا در هماهنگ کردن تسلیحات شرقی موجود روی هواپیماهای غربی و برخی تجهیزات شرقی روی پرنده های غربی خود ید طولایی دارد. مثلآً یکی از گزینه های محتمل کاربری موشک کوتاه برد وبسیار کارآمد آر-73 توسط میراژ است همانطور که اخبار غیر رسمی حاکی از بکارگیری آن روی سایر هواپیماهای غربی نهاجار نیز دارد. حداقل نصب تسلیحات بومی مانند موشک های ضد کشتی دوربرد نور و قادر یا بمب های هدایت شونده قاصد روی این جنگنده ها دور واقعیت نیست.

این جنگنده هر چند با روشی غیرمعمول وارد ناوگان نهاجا شده اما با تلاشی امیدوارانه و برای غلبه بر تحریم ها نشان روشنی از عزم جدی نیروهای داخلی برای استفاده از ابزارهای موجود و بهسازی آنها برای نیازهای موجود داشته و تأیید دیگری بر توانایی هایعلمی و فنی داخلی است.
با تشکر از سایت ایروسنتر (بزرگترین مرکز هوافضا و هوانوردی ایران)







و اینم اولین پرواز جت میراژ در ایران