در 1986 سه هواپیما جدید مسافربری روسی به نمایش
گذاشته شدند.یکی از این هواپیماها که برای خدمت در خط آئروفلوت در دهه
1990 پیش بینی شده بود همین توپولف 204 خودمون بود.204 به 757روسی مشهور شد
چونکه هم شکل و هم اندازه 757 است اما پیس گرایی بالهاش کمتره (یعنی کمتر
به سمت عقب خم شده).در ساختار این 204 مثل همه هواپیماهای معاصر روسی از
مواد مرکب فراوان استفاده شده تا وزن کم بشه و پشت بند اون مصرف سوخت و
ایزا قیمت بلیط کم بشه.این وزن بهینه به همراه موتور های کم مصرف بازدهی
سوختی خیلی توپی رو ایجاد کرده.بالهای 204به هوابرهای فرابحرانی مجهز است و
علاوه بر نسبت منظری زیاد و پسگرایی متوسط،ته بالهایی هم دارد(راحتترین
راه تشخیص 757 و 204 از هم همین ته بالها است که 757 نداره).204 به سیستم
پیشرفته کنترل با سیم مجهز شده(دیگه از سیستم هیدرولیک خبری نیست) و به جای
فرمان کنترل،با اهرمهای مرکزی هدایت میشود.
پیش نمونه این هواپیما
برای نخستین بار در 2 ژانویه 1989 پرواز کرد.تولید مدل پایه این هواپیما در
1994 آغاز شد و در 12 ژانویه سال 95 گواهینامه صلاحیت پرواز رو گرفت.در
همون سال 94 اعلام شد نمونه هایی از 204 با بدنه کوتاهتر در حال طراحی است
.این طرحها شامل نوع نزدیک برد/میان برد برای حمل 166 مسافر و نوع دور برد
برای حمل 99 تا 160 مسافر است که به اونها 224 و 234 میگن.
مشخصات فنی مدل پایه:
دو موتور توربوفن Aviadvigtel ps-90A
هر موتور نیرویی معادل 158300نیوتن تولید میکند
طول هواپیما 46 متر و ارتفاع 13.9متر و عرض 42 متر دارد.
بیشترین وزن سوخت=24000کیلوگرم
بیشترین بارمزد=21000کیلوگرم
بیشترین وزن برخاست:94600کیلوگرم
سرعت کروز و اقتصادی در ارتفاع 11-12کیلومتر=830 کیلومتر در ساعت
برد(با بیشترین وزن)=2900کیلومتر

اطلاعات تکمیلی:
چندی است که در کشور سخن از خریداری هواپیماهای روسی توپولفTu-204 به
میان می رود. البته تاریخچه این مذاکرات برای خرید و حتی انتقال تکنولوژی و
ساخت این هواپیما در کشور به چند سال پیش بازمی گردد. ولی به نظر می رسد
که اخیرا این مساله صورت جدی تری به خود گرفته است.
خرید و به کارگیری
هواپیما امری بسیار تخصصی بوده و نیازمند بررسی و مطالعات کارشناسی فراوان
است که البته به نظر می رسد زمان قابل توجهی برای بررسی صلاحیت این نوع
هواپیما صرف شده است. خبرهای رسیده حاکی است که کاندیدای اول برای خرید این
نوع هواپیما، هواپیمایی جمهوری اسلامی (هما) است که باید دید که در تصویر
کلان آینده «هما»، این هواپیما چه جایگاهی دارد و چگونه قرار است با سیستم
فعلی مدیریت، آموزش، عملیات و تعمیر و نگهداری این مجموعه تطبیق پیدا کند.
در نوشتار حاضر تلاش شده تا این هواپیما و مدلهای مختلف آن به همراه تاریخچه مختصری از توسعه آن به تلخیص معرفی گردد.
تاریخچه:
توپولوف
204 هواپیمایی دو موتوره با برد متوسط میباشد. ایده اولیه برای تولید و
ساخت این هواپیما در سال 1983 شکل گرفت و هدف از تولید آن عرضه هواپیمایی
برای جانشینی ۱۵۴-Tu بود. اولین پرواز این هواپیما با موتورهای PS-90At
انجام گرفت. دومین نمونه از این هواپیما که دارای موتورهایRB211-535E4-B
بود در 14 اوت 1992 پرواز کرد.تولید سری اصلی توپولوف 204 در کارخانجات
Aviaster در سال 1990و در مجموعه صنعتی KAPO در سال 1994 آغاز گردید. در 12
ژانویه 1995 گواهینامه صلاحیت پروازی کشور روسیه به این هواپیما که در
ابتدا به عنوان هواپیمای باربری مورد استفاده قرار میگرفت، اعطا شد.
اولین پرواز این هواپیما به عنوان هواپیمای مسافربری توسط خطوط هوایی Vnukovo در 23 فوریه 1993 انجام گرفت.
نسخههای کنونی این هواپیما عبارتند از :
Tu-204:
موتور : PS90A
گنجایش: 214 مسافرو kg 21000 بار
طول: m46،1
طول دهانه بال :m 41،8
ضریب منظری : 9،6
سطح بال :m182،4( ft 1963،4 )
وزن OEW (وزن عملکردی خالی) : kg 58300
MTOW (وزن برخاست بیشینه): kg 94600
سرعت کروز: (در ارتفاع 39700-36400 پا ) : knot 459-437 (km/h 850-810 )
برد: (با حداکثر بار) 1320 مایل دریایی
در
این هواپیما یک مخزن سوخت در دم و 6 مخزن در بال جاگذاری شده که سوخت
موجود در دم برای ترمیم کردن خودکار مرکز جرم در طول پرواز و کاهش پسای
تریم مورد استفاده قرار می گیرد.
TU-204C:
نوع باربریTU-204 میباشد. تمام مشخصات آن مشابه TU-204میباشد به جز موارد زیر:
OEW (وزن عملکردی خالی):kg 58500
MTOW (وزن برخاست بیشینه): kg 103000
برد:2321 مایل دریایی. با حداکثر مقدار سوخت دارای بردی برابر 3671 مایل دریایی است.
TU-204-100:
این
نسخه دارای گنجایش مسافر بیشتر و نیز حجم سوخت قابل حمل افزونتر در داخل
بال است ولی از لحاظ نوع موتور و مقدار گنجایش بار تغییری نکرده است.
MTOW(وزن برخاست بیشینه):kg 103000
OEW (وزن عملکردی خالی):kg 58500
برد: 2321 مایل دریایی
TU-204-100C:
مشابه TU-204-100 است و هواپیمای باربری میباشد . ماکزیمم بار قابل حمل در این نسخه با کاهش برد، افزایش یافته است.
TU-204-120:
تمام مشخصات این هواپیما به جز موارد زیر مشابهTU-204-100 است.
موتور: Rolls-Royce RB211-535-EA
OEW (وزن عملکردی خالی):kg59300
برد:2213مایل دریایی
نمونه
اولیه این هواپیما در 14 اوت 1992 پرواز کرد واولین هواپیمای تولیدی از
این نوع در 7 مارس 1997 به پرواز درآمد. گواهینامه روسی را با محدودیت هایی
در 16 جولای 1997 وسپس به طور کامل یک سال بعد دریافت کرد.
TU-204-120C:
این نوع هواپیما مشابه TU-204-100 میباشد با این تفاوت که دارای موتورهای
Rolls-Royce RB211-535-EA است. مشخصات عملکردی این هواپیما مشابه TU-204-120 است به جز موارد زیر:
برد: 1808 مایل دریایی ،برد با حداکثر سوخت 3542 مایل دریایی.
اولین
پرواز این هواپیما در 10 نوامبر 1997 انجام گرفت واین هواپیما گواهینامه
خود را به طور کامل در اوت 1998 دریافت کرد. این نوع هواپیما دارای وزن
زیادی بوده و توانایی حملkg 30000 بار را دارد.
TU-204-122:
مشابه TU-204-120 با آلات دقیق غربی ساخت Rokwell-collins میباشد که تاکنون فروند تولیدی از این نوع هواپیما ساخته نشده است.
TU-204-200:
مشخصات این هواپیما به جز در موارد زیر مشابه TU-204-100 است.
OEW (وزن عملکردی خالی):kg59000
MTOW (وزن برخاست بیشینه): kg 110750
برد: 2591 مایل دریایی
در
این نوع ، وزن سوخت قابل حمل در بال به مقدار کمی افزایش یافته و دارای
ارابه های فرود قویتری میباشد . توانایی حمل 212 مسافر در 2کلاس را دارد.
یک نمونه از این هواپیما ،مدل باربری TU-214 است که در ادامه این نوشتار
توضیحات این هواپیما نیز آورده شده است.
TU-204-P:
هواپیمای
گشتزنی نظامی است . در ژانویه 1997 روسیه اعلام کرد که نیروی دریایی روسیه
نوع ضد ناو این مدل از TU-204 را جایگزین II-38, BE-12 میکند.
TU-204-220 :
مشخصات این هواپیما به جز موارد زیر مشابه TU-204-200 است.
موتور:Rolls-Roy=RB211-535-E4
ویا RB211-535-F5که قابلیت تولید191.7 kN تراست را دارد. در برخی از انواع
این هواپیما PW2240 با قابلیت تولید 185.5kN تراست نیز به مشترین این
هواپیما پیشنهاد می شود.
برد: 2483 مایل دریایی
TU-204-200C:
هواپیمای باربری مشابه TU-214
TU-204-220C:
نوع باربری TU-204-220 است.
TU-204-222:
مشابه TU-204-220 با آلات دقیق غربی ساخت Rockwellاست.
TU-204-230:
دارای
موتورهای توربوپراپ Samara NK-93 بوده که قابلیت تولید 176.5KN تراست را
دارند.درJanes 2002-2001 ذکر شده این پروژه در مراحل اولیه خود میباشد.
TU-204-Bussiness Jet:
این هواپیما در سال 1998 باید به پرواز درمیآمد اما پروژه آن باشکست روبه رو شد.
TU-204-300:
دارای
سیستم های خودکار پیشرفته تری است. نسبت به TU-204 اصلی برد بیشتر و طول
کوتاهتری دارد. طول این هواپیما تقریبا ft20 کوچکتر ازTU-204 اصلی است.
دارای دو نوع میباشد. نوع سنگینتر که دوربرد است. این نوع دارای
موتورهایPS90A2 است که تراستی معادلN103000 تولید میکند و برد آن با 144
مسافر 5000 مایل دریایی است. نوع سبکتر که تراست تولیدی توسط موتورهای این
نوع، N89000 بوده و برد آن با 144 مسافر، 1900 مایل دریایی است.
TU-204-400 :
مشخصات این نوع TU-204 در موارد زیر متفاوت از TU-204 اصلی است.
گنجایش: 240 مسافر
MTOW (وزن برخاست بیشینه): kg 120000
TU-204-500:
نوعی از TU-204-300 میباشد که برای مسیرهای کوتاهتر بهینه شده
است.و مشخصات آن در موارد زیر متفاوت از TU-204-300 میباشد.
طول بدنه : 52 متر
سرعت کروز: 84 / 0 ماخ
TU-224:
مشخصات این هواپیما به شرح زیر است.
گنجایش : (برد متوسط) 144 مسافر
(دوربرد) 160-99 مسافر
موتور: RB211-535E4
طول : .2m40
MTOW(وزن برخاست بیشینه): kg 11075
برد: 3617 مایل دریایی
: TU-234
دارای
سه نوع ، کوتاه برد ، برد متوسط و دوربرد است و نوع دیگری ازTU-204-300
میباشد. مشخصات آن در موارد زیر متفاوت از TU-204-300 میباشد. MTOW (برد
کوتاه): kg 84800
(برد متوسط، دوربرد)000 kg 103
برد کوتاه برد : 1995 مایل دریایی
برد متوسط : 3585 مایل دریایی
بیشترین برد : 3885 مایل دریایی
TU-214:
این
مدل از این هواپیما نسبت به نوع اصلی سنگینتر و کارآمدتر میباشد. دارای
کابین قابل تغییری است که بهراحتی میتوان آن را به کابین مناسب برای
مسافران ، بار و ترکیبی از بار ومسافر تبدیل نمود. این هواپیما برای پرواز
در مسیرهای متوسط بهینه شده و به ادعای سازنده در کلاس خود ارزانترین
هواپیما است.
این هواپیما دارای پیکربندی های متفاوتی به شرح زیر است :
ـ پیکربندی استاندارد آن برای 164 مسافر در 2 کلاس با برد استاندارد 3600 مایل دریایی
- نوع دوربرد با مخزن سوخت اضافی برای 4400 مایل دریایی و 164 مسافر در دو کلاس
- نوعVIP با برد 4900 مایل دریایی
-
TU-214C: نوعی که به سرعت قابل تغییر به باربری و مسافربری دو کلاسه
میباشد. به طور کلی طراحی این هواپیما براساس TU-204-200 بوده که تولید آن
درسال 1995 به صورت عمومی اعلام گردید. گنجایشی معادل 16 مخزن بارLD3 و
ظرفیت 30 مسافر و یا 6 مخزن بار و ظرفیت 130 مسافر را داراست. نمونه اولیه
آن در 5 فوریه 1996 آماده پرواز گردید و اولین پرواز آن در 21 مارس 1996
انجام گرفت . در سال 1998 به آن گواهینامه موقت تعلق گرفت و در همان سال
موتور غربی PW2037 به عنوان سیستم پیشران جایگزین در این هواپیما مورد
استفاده قرار گرفت .
TU-214C:
همانطور که در توضیحات بالا ذکر شد ، نوع باربریTU-214 است که در سال 2002 عرضه گردیدو در مشخصه زیر متفاوت از TU-204 اصلی است
OEW(وزن عملکردی خالی): kg 57000
TU214D:
نوع
دوربرد با ظرفیت 150 مسافر میباشد که اولین بار در اواسط 2002 عرضه
گردید. دارای مخزن سوخت کمکی در زیر کابین میباشد. در سال 2003 گواهینامه
خود را دریافت نمود.
TU214VSSN:
ازنوع VIP بوده و کارخانه سازنده آن را برای جابه جایی مدیران روسی عرضه کرده است.اولین پرواز این مدل در 22جون 2002 انجام شد
نمای از فضای داخلی این هواپیما
http://photos.airliners.net/photos/photos/2/9/6/0707692.jpg
http://photos.airliners.net/photos/photos/8/5/0/0907058.jpg

+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط hosien
|

تاریخچه هواپیما :
فالکون 2000 آخرین عضو از خانواده جت های تجاری فالکون است. این هواپیما
که از کوتاه شدن جزئی هواپیمای فالکون 900 ساخته شده دارای اشتراکات زیادی
با فالکون 900 از جمله در بال و بدنه است. اما با این وجود در طراحی
فالکون 2000 تفاوت هایی نیز به چشم می خورد. از همان ابتدا قرار بود فالکون
2000 دارای برد پروازی به میزان 5560km باشد. این میزان برد که از برد
پروازی فالکون 900 کمتر بود نیاز به داشتن سه موتور را منتفی می کرد. به
همین خاطر برای فالکون 2000 دو موتور جدید CFE738 در نظر گرفته شد. ضمن
اینکه استفاده از دو موتور به جای سه موتور باعث بهره اقتصادی بیشتر از
طریق کم شدن هزینه های تعمیر و نگهداری می شد. به خاطر کوتاه شدن بدنه 2000
به میزان 98/1 متر این هواپیما در مقایسه با فالکون 900 ظرفیت حمل مسافر،
بار و سوخت کمتری دارد. از دیگر نکات متفاوت طراحی بین مدل های 900 و 2000،
محدودۀ عقبی بدنۀ هواپیما است. مهندسین داسو دریافتند که طراحی بدنه و سه
موتور برای مدل 900 از لحاظ آیرودینامیکی کافی و مؤثر است. اما با کم شدن
یکی از موتورها طرح دو موتوره نیروی پسار نامطلوبی ایجاد خواهد کرد. برای
غلبه بر این مشکل و رسیدن نیروی پسار به سطح مطلوب، داسو ناحیه ای را در
قسمت انتهایی بدنه هواپیما تعبیه کرد. این قسمت به کمک کامپیوتر های قادر
به انجام پردازش های سه بعدی طراحی شد. از دیگر بخش های تغییر داده شده لبه
حمله بال بود که اصلاح شد. در عرشه پرواز نیز از سیستم آلات دقیق پرواز
الکترونیکی با 4 صفحه نمایشگر استفاده شده است. در برنامه ساخت فالکون 2000
علاوه بر داسو، شرکت آلنیا نیز در 25% پروژه سهیم است. فالکون 2000 اولین
پرواز خود را در 4 مارس 1993 انجام داد و موفق شد گواهینامه صلاحیت پروازی
خود را نوامبر 1994 دریافت کند. پس از دریافت مجوز های لازم اولین فالکون
2000 در ماه مارس 1995 به اولین مشتری تحویل شد. مقامات داسو اعلام کرده
اند توسعه فالکون 2000 در دستور کار شرکت قرار دارد.
مشخصات فنی :
موتور:
دو موتور توربوفن جنرال الکتریک & آلیاد سیگنال CFE73811B
بیشترین رانش موتور:
25.6kN معادل 5,725lb
عملکرد:
بیشترین سرعت کروز: 0.83 تا 0.85 ماخ
برد: 5,560km معادل 3,000nm
ارتفاع پروازی: 47,000ft
اوزان:
وزن خالی: 9,405kg معادل 20,735lb
بیشترین وزن برخاستن: 16,238kg معادل 35,800lb
ابعاد:
طول: 20.23m معادل 66ft
ارتفاع: 7.06m معادل 23ft
دهانه بال: 19.33m معادل 63ft
مساحت بال: 49m² معادل 527.6sq ft
گنجایش:
خدمه پروازی: دو نفر در عرشه پرواز.
مسافران: قادر به حمل 8 تا 12 مسافر.
سفارش و تولید:
طبق آمار موجود تا اواخر 1998 بیش از 60 فروند فالکون 2000 تحویل شده است.

+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط hosien
|
در سال 1964 «نیروی
هوایی ایالات متحده» مناقصه ای را برای ساخت یک هواپیمای ترابری نظامی غول
پیکر مطرح کرد. هرچند شرکت لاکهید (C-5) به دلیل قیمت ارزان برنده ی مناقصه
شد، شرکت بوئینگ هم طرح 747 پیشنهادی خود را تدریجاً ادامه داد. سرپرستان
بوئینگ معتقد شده بودند که با 15% نرخ رشد سالانه ی مسافر، خطوط هوایی در
نیمه ی دهه ی 1970 به هواپیمایی نیاز دارند که بتواند تا 375 نفر مسافر را
در یک مسافت طولانی منتقل کند. به اعتقاد آنان، هواپیمای مناسب برای این
بازار باید حداقل 40 سال پیشتر از زمان خودش آماده شود.
برای
747 ابتدائاً موتوری از جنرال الکتریک مورد نظر بود، ولی نهایتاً موتور
JT9D ساخت پرات اند ویتنی مناسبتر تشخیص داده شد. پرات اند ویتنی برای این
موتور توربوفن، که حاصل شش سال تلاش مداوم بود، کارخانه ی جدیدی برپا کرد،
چون بسیاری از ابزارها و روش ها باید به روز می شد. برای آزمایش موتور
عظیم JT9D با دهانه ی ورودی 2.5 متری، آن را بر روی یک فروند B-52 متعلق
به نیروی هوایی نصب کردند. هرچند نتایج آزمایشات رضایت بخش بود، اصلاحاتی
هم بر روی موتوربوئینگ 747 انجام شد.
چون
یکی از اهداف اولیه ی ساخت 747 حمل محموله های بزرگ (مثل کانتینر های عظیم
دریایی) بود، بدنه ی هواپیما چنان طراحی شد که دو کانتینر با سطح مقطع 8x8
فوت بتواند در کنار هم درون آن قرار گیرد. به این ترتیب، در طرح نهایی بیش
از آنکه آسایش مسافر مورد نظر باشد، امکانات حمل بار، نقش تعیین کننده ای
داشت. البته طرح مذکور می توانست صرفاً برای حمل مسافر، و یا حتی ترکیبی از
مسافر و بار، تدارک شود. طرح نهایی بدنه ی 747 شامل 3 عرشه بود: عرشه ی
فوقانی (شامل کابین خلبان)، عرشه ی میانی (برای مسافران)، و عرشه ی تحتانی
(برای حمل بار). در مدل های صرفاً باربری، امکان بارگیری از درب لولایی
دماغه هم پیش بینی شد. در مدل های مسافر بری، سالن استراحت مرفهی در پشت
کابین خلبان (عرشه ی فوقانی) طراحی شد که از پلکان مدوری به عرشه ی اصلی
راه می یافت. در مدل های مسافربری، در هر ردیف ده صندلی جای می گرفت که
کابین درجه یک، پیشاپیش آن قرار داشت.
در
آوریل 1966 با انعقاد یک قرارداد نیم میلیارد دلاری بین پان امریکن و
بوئینگ برای تحویل 25 فروند، بسیاری از مشکلات مادی طرح رفع شد، و زمین های
جدیدی برای احداث کارگاه های مورد نیاز خریداری شد، چنین هواپیماهای عظیمی
(با حجم قابل توجه 285 میلیون فوت مکعب) به کارگاه های عظیمی برای اجرای
عملیات تولید نیاز داشت.
پس از پایان مرحله طراحی، برای اطمینان از
محاسبات انجام شده، حدود 14000 ساعت آزمایشات مختلف در تونل باد انجام شد،
و ده میلیون نفر – ساعت برای این آزمایشات صرف شد. پس از آغاز اولین
عملیات ساخت در ژانویه ی 1967 ، امور مونتاژ در سپتامبر شروع شد. به دلیل
حجم زیاد کار، بوئینگ از پیمانکاران دیگری هم برای اجرای عملیات تولید
استفاده کرد، و همزمان با فعالیت های مونتاژ، ساخت یک ماک آپ را هم آغاز
کرد. این ماک آپ، که فاقد موتور و صندلی و یک بال بود، فقط طرح نهایی را
مجسم، و ابزارهای مورد نیاز برای تولید را مشخض می کرد.
سرانجام،
در نهم فوریه ی 1969 اولین پیش نمونه 747 در معیت یک فروند F-86 به پرواز
درآمد و اولین پرواز آزمایش را با موفقیت انجام داد. پس از سپری شدن آزمایش
های پروازی همه ی پنج فروند پیش نمونه ی 747 ، «اداره ی هوانوردی فدرال»
گواهینامه ی صلاحیت پروازی 747 را در 30 دسامبر همان سال صادر کرد. با این
حال، هنوز هم مشکلاتی وجود داشت. مهمترین مشکل، تغییر شکل موتورها از شکل
دایره ای به بیضوی (پس از قرار گرفتن تحت بار) بود. هرچند پرات اند ویتنی
پوسته ی جدیدی را برای موتور ها طرح کرد، و برای همین کار مدتی وقت صرف شد،
بوئینگ باز هم توانست که سفارش های پان امریکن را مطابق برنامه تحویل دهد.
مدیر جدید پان امریکن، که خلبان متبحری هم بود، پروازی آزمایشی با یک
فروند 747 انجام داد و مانورهای شدید شیرجه رفتن و وامانده شدن را آزمود.
هرچند تمام بدنه ی هواپیما می لرزید و نوک بال ها به اندازه ی 12 فوت به
بالا و پایین خم می شد، هیچ حادثه ای رخ نداد، و 747 را ایمن ترین هواپیمای
تاریخ صنعت هواپیمایی معرفی کردند. حتی در حین آزمایش های استاتیکی 747 ،
نوک بال ها تا قبل از شکسته شدن، به اندازه ی 26 فوت به بالا خم شد.
بوئینگ 747
در
ژوئن 1969 پیش نمونه ی 747 برای شرکت در نمایشگاه هوایی در پاریس، مسافت
5160 مایل را یکسره پیمود. ابعاد 747 چنان عظیم بود که آن را جمبوجت
نامیدند. قابلیت های 747 مشتریان زیادی را جذب کرد و بوئینگ قرارداد های
متعددی را برای فروش آن منعقد کرد. خط تولید 747 فعالتی دیرپا را آغاز کرد
که وقوع بحران نفتی سال 1973 ، فقط ضعفی موقتی در آن بوجود آورد. فعالیت
تولیدی 747 چنان بود که در 1994 یک هزارمین فروند آن از خط تولید خارج شد.
مدل
های متعددی از 747 ساخته شد که به جز 747 SP با بدنه ی اندکی کوتاهتر ،
همگی ابعاد ظاهری مشابهی دارند. خدمات ویژه ی 747 تاکنون شهرت زیادی برایش
داشته است. مثلاً با یک فروند 747 ویژه ، به نام «پست فرماندهی پرنده»
(E-4) رئیس جمهور می تواند در شرایط بحرانی حمله به ایالات متحده، کلیه ی
پایگاه های نظامی آمریکا را در حین پرواز، رهبری کند. همچنین ، استفاده ی
ناسا از 747 برای حمل فظاپیماهای شاتل، محبوبیت زیادی برای جمبوجت داشته
است. اگرچه 747 اساساً هواپیمای ایمنی است ولی سوانحی را هم تجربه کرده که
به دلیل ظرفیت زیادش، هر کدام به فاجعه ای بدل شده اند.
بوئینگ 747
هواپیمای
بوئینگ 747 بزرگترین هواپیمای مسافربری تا امروز می باشد (اگر چه هواپیمای
ایرباسA380 اخیرا جایگزین وی گردیده.) هواپیمای 747 چهار موتوره با ساختار
2 طبقه ای که دارد، تا 450 نفر مسافر را می تواند جابجا کند. (طبقه بالا
که کوچکتر هم هست برای مسافران بیزینس کلاس استفاده می شود.)
مدل
400-747 پروازهای بین قاره ای (13570 کیلومتر) طی می کند به طور مثال
توانایی انجام پرواز بین لندن و سیدنی بدون توقف را داراست. (در حالی که
هیچ هواپیمایی اینچنین مسیرهای طولانی را در برنامه پروازی خود ندارد.) تا
ماه جولای 2003 تعداد 1372 هواپیما در مدلهای مختلف 747 ساخته و یا سفارش
داده شده است.
گوناگونی:
747-100
اولین نمونه این
هواپیما، 100-747 می باشد که در تاریخ 2 سپتامبر 1969 از کارخانه بوئینگ در
واشینگتن خارج شد. این کارخانه بزرگترین کارخانه ای است که تا به حال
ساخته شده است. هواپیمای 100-747 از سال 1970 کار خود را در خطوط هوایی
آغاز کرد. بعدها این هواپیما با هواپیمای مدل 100-747 دش بی (B) جایگزین شد
که کاملاً شبیه مدل قبلی بود فقط طراحی دماغه و شکل زیر این مدل متفاوت
بود. نوع دیگر از سری 100 مدل SR می باشد که گنجایش 550 مسافر را داراست و
در پروازهای داخلی ژاپن مورد استفاده قرار می گیرد.
هواپیمای
100-747 را میتوان از طبقه بالای آنها که فقط 3 پنجره دارد، شناسایی کرد،
هر چند بعضی از شرکتهای هواپیمایی اخیراً مدل "SUD" را خریداری کرده اند که
طبقه دوم را در مدل 300-747 نیز داراست.
747-200
ظرفیت
این مدل مانند 100-747 می باشد، ولی می تواند 30 درصد بیشتر پرواز کند و
از طبقه بالای این مدل که 8 پنجره دارد قابل شناسایی است. این مدل اولین
747 ای بود که برای حمل بار هوایی طراحی شده بود و در 3 مدل باری مختلف
تولید شده بود. مدل 747-200 دش اف (F) که فقط برای حمل بار است، مدل
747-200 دش سی (C) که مدل متغیری است که می تواند برای حمل بار یا مسافر
مورد استفاده قرار گیرد و مدل 747-200 دش ام (M) که مدل ترکیبی است و
توانایی حمل بار و مسافر در یک زمان را داراست.
747-SP
مدل
747-SP اولین بار در سال 1976 تحویل شد و در این مدل ظرفیت هواپیما قربانی
سرعت و مسافت پروازی شده بود، یعنی ظرفیت 220 مسافر را داشت در حالی که
مسافت 10200 مایل را با سرعت 610 مایل در ساعت طی می کرد، بعضی خطوط هوایی
این مدل را 747 دش SHORT می نامند چرا که ظاهری کوچک دارد. هواپیمای 747-SP
دور پروازترین مدل بود تا اینکه ایرباس A340 ساخته شد و به ایرلاین های
آمریکایی Pan Am و Gantas راه یافت چرا که توانایی پرواز دور برای مسیرهای
این ایرلاین ها مناسب بود. (ایرلاین های آمریکا بعدها 747-SP را برای پرواز
به توکیو استفاده کردند).
747-300
اولین مدل بوئینگ 747
که طبقه فوقانی با گنجایش بیشتری را ارائه کرد 747-300 است. در ضمن این مدل
نسبت به 747-200 دور پرواز تر است. مدلهای 747-300 دش ام (M) و 747-300 دش
اس آر (SR) نیز ساخته شدند.
747-400
آخرین مدل 747، مدل
400-747 است که هنوز نیز تولید می شود، در این مدل باله های کوچک ، فضای
داخلی جدیدتر و سرگرمی های حین پرواز نسبت به مدل های قبلی، اضافه تر
بودند.
مدل 400 در شکل های ترکیبی 400-747 دش ام (M) و باری
400-747 دش اف (F) نیز ساخته شده است. مدل 400-747 دش دی (D) که در
پروازهای داخلی ژاپن مورد استفاده است، بالاترین ظرفیت را در بین
هواپیماهای ساخته شده تا امروز را داراست (حمل 568 مسافر) مدل ER نمونه دور
پرواز 400 است و مدل باری آن ERF می باشد.
اخیرا طرح های جدیدی برای ساخت مدل جدید وجود دارد، مدل XGLR که به معنی مدل دور پرواز بسیار بی صدا می باشد.
مدلهای نظامی و دولتی:
مدل
جدید U.S.PRESEDINTIAL از مشهورترین مدلهای 747 است و به نام Airforce One
شناخته شده است. در حالی که رئیس جمهور را هیچگاه با هواپیمای نظامی جابجا
نمی کنند ، مدل VC-25A می باشد که به جهت استفاده در بخش نظامی و پست های
کنترل نظامی تغییر شکل داده شده بود و یک فروند 747 که برای انتقال Space
Shuttle و حمل تانکرهای سوختگیری هوایی مورد استفاده قرار میگیرند. مدل
جدید دیگری که به بافت نظامی 747 اضافه شده است Airborne laser است که جزئی
از طرح دفاع ملی ضد موشک می باشد.
دولتهای
دیگر نیز از 747 برای پروازهای VIP استفاده کرده اند که بحرین، ایران،
ژاپن ، عمان، قطر، عربستان سعودی، تایوان و امارات متحده عربی را می توان
نام برد.
موتور ها
در مدل 100-747 چهار موتور توربو Pratt
and Whitney JT9D-7A یا چهار موتور توربو فن Rolls-Royce RB 211-254B2 یا
چهار موتور توربو فن General Electric CF6-45A2.
در مدل
300/200-747 چهار موتور توربوفن Pratt & Whitney JT9D-7R4G2 یا چهار
موتور توربوفن RB211-524D4 یا چهار موتور توربوفن General Electric
CF6-50E2
در مدل 400-747 چهار موتور توربوفن Pratt &
Whitney PW4062 یا چهار موتور توربو فن RB211-524H یا چهار موتور توربوفن
General Electric CF6-80C2B5F
جزئیات:
مدل 400-747 ، 6 میلیون قطعه دارد که در 33 کشور مختلف ساخته می شوند.
فقط یک موتور مدل 747 نیرویی بیشتر از 4 موتور مدل 707 تولید می کند.
در
مدل 747 بیش از 700 پوند اورانیوم درون ساختار موتور وجود دارد، هدف از
بکاربردن این اورانیوم سنگین کردن بال برای جلوگیری از تکان و لرزش بال
است.
سوانح:
در تعدادی از حوادث هوایی این هواپیما دچار
سانحه شده است. تعداد بسیار کمی از این حوادث به خاطر اشکالات طراحی یا
ساختاری هواپیما بوده است، بیشتر آنها به خاطر اشتباه خلبان و یا حملات
تروریستی یا هواپیما ربایی بوده است.
بوئینگ 747
- پرواز لوفت هانزا در نایروبی در سال 1974
- حادثه فرودگاه Tenerife در سال 1977
- پرواز Air India در دریای عرب در سال 1978
- پرواز هواپیمایی کره در دریای Okhostk در سال 1983
- پروازAvianca در مادرید در سال 1983
- پرواز Air India در اقیانوس آتلانتیک در سال 1985
- پرواز هواپیمایی ژاپن در توکیو در سال 1985
- پرواز هواپیمای آفریقای جنوبی در اقیانوس هند در سال 1987
- پرواز Pan Am در لاکربی در سال 1988
- پرواز هواپیمایی چین در تایوان در سال 1991
- پرواز هواپیمایی فیلیپین در Okinawa در سال 1994
- پرواز OWA در Long Island در سال 1996.
- پرواز سعودی در دهلی در سال 1996
- پرواز هواپیمایی کره در Guam در سال 1997
- پرواز هواپیمایی سنگاپور در تایپه در سال 2000
- پرواز هواپیمایی چین در Penghu Island در سال 2002
tebyan.net
انجمن هوافض
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط hosien
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط hosien
|
مقدمه مترجم
: آنتونی کردزمن از برجسته ترین کارشناسان مرکز مطالعات بین
المللی استراتژیک در ایالات متحده و از معدود کسانی است که پس از عملیات خیبر در
اسفند 1362 تا کنون مقالات متعددی در ارتباط با نیروی نظامی و استراتژی های نظامی
و انرژی ایران به رشته تحریر درآورده است. آنچه که در ذیل می آید بخش کوچکی از
گزارش وی در ارتباط با توانایی های نظامی، امنیتی و هسته ای کشورمان در سال 2012
بوده و به تحلیل توانایی های نیروی دریایی ارتش ایران می پردازد. متن زیر تنها
بازتاب دهنده اندیشه های نویسنده بوده و مورد تایید یا رد مترجم نمی باشد. ضمن
اینکه مطالب اضافه شده به متن اصلی توسط مترجم در داخل کروشه آمده
است . در پایان لازم به ذکر است که در متن اصلی هیچ گونه
تصویری وجود نداشته و تصاویر موجود در متن زیر صرفآ جنبه تزئینی دارند.
نیروی دریایی ایران در سال 2012 از
حدود 18000 پرسنل تشکیل شده است.مطابق گزارش موسسه بین المللی تحقیقات استراتژیک (IISS)، این مجموعه شامل 2 تیپ با حدود
2600 افسر دریایی و 2000 پرسنل نیروی هوا- دریا است. پایگاه های آن در
بندرعباس، بوشهر، جزیره خارک، بندر انزلی، چابهار، بندر ماهشهر و بندر[امام] خمینی
است.تا انتهای سال 2011 [ناوگان] سطحی نیروی دریایی ایران شامل 3 ناوچه، 2 ناوچه
سبک، 11 قایق موشک انداز، 5 کشتی مین روب، بیش از 60
قایق گشت ساحلی و 13 شناور دوزیست
است. شاخه هوادریای آن یکی از کوچکترین واحدهای هوایی در بین نیروهای دریایی منطقه
خلیج[فارس] است و دارای 3 فروند هواپیمای گشت دریایی
P – 3F اوریون و
13 بالگرد مسلح است.زمانی که با نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ترکیب
شود، تعداد پرسنل آن تا 38000 نفر افزایش می یابد و در این حالت قدرتی با
تواناییهای قابل اعتنا برای هر دو نوع نبرد منظم و نامنظم دریایی برای ایران ایجاد
می کند. همسایگان جنوبی ایران در خلیج[فارس] دارای قدرت دریایی قابل توجهی هستند،
با این وجود ایالات متحده با قدرتی بسیار برتر قطعآ در هر زمانی می تواند مداخله
کند. ایران یک نیروی دریایی ثابت و کهنه داشت، اما با اولویت واحد های دریایی سبک
تر در حال مدرنیزه کردن خود است، هر چند کشتی های اصلی آن همگی قدیمی، با تعمیرات
محدود و سلاح ها و سیستم های کنترل آتش کهنه است.
از زمان پایان جنگ ایران و عراق،
ایران برای جبران ضعف ناوگان سطحی اش تلاش می کند شناور های موشک انداز و موشک های
ضد کشتی جدید از چین بدست آورد. برخی گزارش ها تایید می کند که ایران
زیردریایی های کوچک از کره شمالی و زیردریایی و مین های مدرن از روسیه بدست آورده
است. ایران در حال گسترش توانایی های شاخه دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
است. [نیروی دریایی سپاه] مین های دریایی اضافی بدست آورده و برخی از کشتی های
قدیمی اش را ارتقا داده است. مانورهای ایران شاهد یک رشد از به هم پیوستن و ترکیب
شدن[نیروی دریایی] ارتش با نیروهای زمینی و هوایی است. ایران در حال ارتقای بنادر
خود است و دفاع هوایی اش را تقویت می کند در حالی که برخی پشتیبانی های لجستیکی و
تکنیکی از کشورهایی مانند هند و پاکستان دریافت می کند. در آگوست 2000 [مرداد
1379] جمهوری اسلامی اعلام کرد که نخستین زیردریایی سبک تولیدی خود به نام
السابحات- 15 را به آب خواهد انداخت و ایران می تواند از آن برای شناسایی
و مین ریزی استفاده کند. کشتی های بزرگ و فعال ایران همگی یا از رده
خارج اند و یا در حال از رده خارج شدن هستند. کشتی های اصلی[نیروی دریایی ایران]
شامل دو ناوچه سبک کلاس بایاندور(PF – 103 ) می باشد که در 1963 به آب انداخته شده
و در 1964 عملیاتی شده اند. سیستم های کنترل تسلیحات، رادارهای شناسایی/ردیابی و
سونارهای آنها از میانه دهه 1960 میلادی مدرنیزه نشده اند، اگر چه از برخی جهات
مانند توانایی جنگ الکترونیک، ارتباطات و سیستم های مدیریت نبرد به نظر می رسد که
ارتقا یافته اند. «بایاندور» و «نقدی» احتمالآ بزرگترین کشتی های جنگی فعال در
نیروی دریایی ایران هستند، اما با این وجود با موشک های ضدکشتی و ضدهوایی، سیستم
های تسلیحاتی کارا، سونارها وتجهیزات جنگ الکترونیک پیشرفته و حسگرها تجهیز نشده
اند[مترجم: موشک های ضد کشتی نور(C- 802) برروی ناوچه آدمیرال نقدی نصب شده اند].
ناوچه آدمیرال(شهید) نقدی مجهز به
پرتابگر موشک نور(c - 802 )
ناوچه بایاندور
همچنان دارای سلاح های اورجینال خود
ایران همچنین 3 فروند ناوچه عملیاتی
تا حدی مدرن تر کلاس الوند(Vosper Mark-5) شامل الوند، البرز و سبلان دارد. آنها
در طول سال 1968 – 1967 به آب انداخته شده و در 1969 – 1968 عملیاتی شدند. 2 فروند
از آنها برای حمل 4 موشک ضد کشتی چینی
C- 802 در 2
پرتابگر دوتایی ارتقا یافته اند.
C-802 یک
موشک Sea-
Skimming با
برد 120 کیلومتر، سر جنگی 165 کیلوگرم و حداکثر سرعت 9/0 ماخ است. ایران در سال
2003 اعلام کرد که یک ناوشکن 1400 تنی به نام موج و یک ناوچه موشک انداز 350 تنی
به نام سینا را در یک سال به آب خواهد انداخت، هر چند تا به حال ایران نشان نداده
که کشتی های بیشتری در خدمت دارد[ مترجم: کشورمان از سال 2003 تا 2010، 4 فروند
قایق( ناوچه) موشک انداز کلاس سینا و 1 فروند ناوچه ( ناوشکن) کلاس موج به نام
جماران را به ناوگان خود افزوده است].
ناوچه کلاس الوند(Vosper Mark-5)
3 فروند
زیردریایی کیلو کلاس تیپ 877 EKM و سایر زیردریایی ها تا حدودی ضعف
قدرت واحدهای سطحی اصلی را جبران می کند. کیلو یک زیردریایی نسنتآ مدرن و آرام است
که برای اولین بار در 1980 عملیاتی شد. هر کیلو 6 لوله اژدر 530 میلیمتری شامل 2 لوله حاوی اژدر هدایت سیمی دارد. اما تنها یک
اژدر هدایت سیمی در آن واحد می تواند شلیک شود. کیلو می تواند مخلوطی از 18 اژدر خود هدایت شونده، هدایت سیمی و
یا 24 مین را حمل نماید. سیستم های هدایت اژدرهای روسی شامل: خود هدایت شونده
سونار فعال، خود هدایت شونده فعال، خود هدایت شونده غیرفعال و هدایت سیمی می باشد.
زیردریایی کیلوی ایران
برخی گزارش ها تایید می کنند که ایران
بیش از 1000 مین مدرن ساخت شوروی همراه با کیلوها خریداری کرده است و این مین ها
مجهز به حسگرهای مدرن مغناطیسی، صوتی و فشاری هستند.
در سال 2005 ایران اعلام کرد که در
حال توسعه کلاس جدیدی از زیردریایی ها به نام غدیر است. علاوه بر این ایران در سال
2000 نیز اعلام کرده بود که تولید زیردریایی های کوچکی را آغاز کرده است که گفته
شده نام آن الصابحات- 15 می باشد، و می تواند 2 خدمه یا 3 غواص
را در خود جای دهد و ماموریتش به صورت فرضی می تواند مین ریزی و شناسایی باشد.
زیردریایی
غدیر
زیردریایی
السابحات - 15
ایران قادر به استفاده از زیردریایی
هایش برای مین ریزی و شلیک اژدرهای خود هدایت شونده هوشمند است که به آن توانایی
بالقوه ای برای ضربه زدن از راه هایی می دهد که ممکن است برای حمله زیردریایی ها
مشکل باشد. مین ها می تواند به شکل پوششی در نواحی بحرانی، قبل از درگیری کار
گذاشته شود و یا می توانند به اشکال فعال و غیرفعال در فواصل از پیش تعیین شده و
در راهها یی که تشخیص مین و مین روبی مشکل است قرار گیرند. اژدرهای خودهدایت شونده
برد بلند می تواند بر ضد اهدافی در حد و اندازه نفتکش ها و در بردی فراتر از 10
کیلومتر و یا حمله به کشتی های جنگی کندرو و یا کشتی هایی که فاقد آژیر خطر، حسگر
و اقدامات متقابل هستند مورد استفاده قرار گیرند.بسیاری از نواحی خلیج[فارس] برای
عملیات های زیردریایی مطلوب نیست. مساحت خلیج[فارس] در حدود 241000 کیلومتر مربع
بوده و به طول 990 کیلومتر از شط العرب[اروند رود] تا تنگه هرمز امتداد دارد. عریض
ترین نقطه آن حدود 340 کیلومتر است اما در بیشتر طول آن پهنا حدود 225 کیلومتر
است. در حالی که الگوی حرارتی، سونارهای سطحی را دچار اغتشاش می کند این الگو
سونارهای زیردریایی ها را نیز مغشوش می کند، بنابراین به نظر می رسد برتری اندکی
در کشتی های سطحی کارآمد و هواپیماهای گشت دریایی باشد. تنگه هرمز به عنوان ورودی
خلیج[فارس] حدود 180 کیلومتر طول دارد، اما حداقل
پهنای آن 39 کیلومتر است وتنها دو کانال عمیق آبی در آن برای عملیات کشتی های بزرگ
و زیردریایی ها مناسب است. به علاوه محدود بودن ورودی آب تازه و
تبخیر زیاد، آب خلیج[فارس] را فوق العاده شور ساخته است، این شرایط جریان های
زیرآبی پیچیده ای را در کانال های اصلی تنگه هرمز ایجاد می کند و تشخیص زیردریایی
ها و عملیات آنها را دشوار می سازد.
منبع:
http://www.centralcl...92.html#p373445
مترجم:
apadana11
#2 OFFLINE
ghermez
مدیر بخشهای تاریخی
بخش های
عمیق تر خلیج[فارس] از نظر پژواک صدا به اندازه کافی شلوغ هست که تشخیص عملیات های
زیردریایی ها را مشکل سازد، اما بخش های بزرگی از خلیج[فارس] شامل بیشتر بخش های
جنوبی آن در یک خط از آنسوی[بندر] الجبیل و از ابتدای سواحل قطر تا نیمی از سواحل
امارات متحده عربی، عمقی کمتر از 20 متر دارد. آب در سمت ایران عمیق تر است، اما
حداکثر عمق خلیج[فارس] در حدود 30
کیلومتری
جنوب جزیره کیش تعیین شده که 88 متر عمق دارد.
این مطلب
به این معنی است که نقطه ای عمیق تر در خلیج[فارس] وجود ندارد که از طول یک
زیردریایی هسته ای
SN-688 بیشتر
باشد[مترجم: زیردریایی
SN-688 یا
کلاس لس آنجلس، 110 متر طول، با ماندگاری ماموریتی 90 روز در آب، حداکثر عمق غوطه
وری 290 متر، وزن آن در حالت حداکثر بارگیری 6072 تن و قادر به حمل مخلوطی
از 37 اژدر، موشک ضدکشتی هارپون، موشک کروز توماهاوک و مین است]. ارتفاع برجک چنین
زیردریایی به تنهایی 16 متر است.
زیردریایی کلاس لس آنجلس
حتی
زیردریایی های ساحلی کوچکتر مشکلاتی در زمینه مانورپذیری و مکش در زیر آب دارند و
نمی توانند در لایه منعکس کننده اصوات در آب دریا پنهان شوند و یا از امتیاز غوطه
وری در آب برای اختفا یا حفاظت از خود استفاده کنند. در برخی نواحی خلیج[فارس]
میزان اصوات نسبتآ زیاد است اما نه در آن حدی که صدای زیردریایی ها را از سیستم
های تشخیص ضدزیردریایی پیشرفته مانند انواعی که توسط ایالات متحده و پادشاهی
بریتانیا استفاده می شود پنهان کند. به علاوه حداقل عمق عملیاتی«کیلو» 45 متر است
و محدودیت عمق نواحی اطراف تنگه می تواند عملیات زیردریایی ها را مشکل سازد.
عملیات برای زیردریایی ها در دریای عمان آسان تر است به خاطر اینکه میزان اصوات به
اندازه ای است که عملیات های ضد زیردریایی را مشکل می کند ، اما این چنین صف آرایی
های گسترده ای، کیلوها را در حین انجام عملیاتشان در خطر تعرض زیردریایی های
تهاجمی هسته ای ایالات متحده و بریتانیا قرار می دهد و بعید است که کیلوهای ایرانی
اگر توسط تیم های «شکارچی کش» هوا به سطح نیروی دریایی ایالات متحده یا بریتانیا و
یا زیردریایی های هسته ای یافت شوند، برای مدت زمان طولانی سالم باقی بمانند.
در هر مورد
تاثیر زیردریایی های ایران عمیقآ بستگی به میزان درگیر شدن غرب در عملیات های ضد
زیردریایی دارد. اگر کیلوها با نیروهای ضد زیردریایی بریتانیا یا ایالات متحده
مواجه نشوند، می توانند با میزان مصونیت قابل توجهی در داخل یا نزدیک خلیج[فارس]
عملیات انجام دهند. و اگر با نیروهای ایالات متحده و بریتانیا مواجه شوند، ممکن
است بتوانند به تعداد اندکی از نفتکش ها حمله کنند و یا برخی تلاش ها را برای مین
ریزی رهبری کنند، اما بعید است که از یک نبرد گسترده به سلامت بیرون بیایند. این
باعث می شود کیلوها بیشتر سلاحی باشد که تاثیرات تهدید آمیز برای کشتیرانی در
خلیج[فارس] داشته یا یک مین گذار جزئی باشند تا یک واحد رزمی در نیروی دریایی.
یقینآ برتری ایران به خاطر کیلوها، در حال حاضر توجه بیشتری را از جانب دولت های
جنوب خلیج[فارس] جلب می کند و آنها را متقاعد می سازد، که ایران را بیشتر جدی
بگیرند.ایران برای اینکه بتواند فقدان قدرت هوایی و کشتی های سطحی بزرگ و مدرن را
جبران کند، عمیقآ وابسته به نیروی موشک های ضد کشتی خود است. در حال حاضر مدت ها
از عمر خدمتی موشک های غربی ایران گذشته و وضعیت عملیاتی آنها نامعلوم است. عمده
سیستم های نیروهای ایران، اکنون از جمهوری خلق چین (PRC) تهیه شده و اغلب موشک های ساخت غرب با
همتایان چینی شان جایگزین شده اند.
قایق های
موشک انداز نیروی دریایی ایران شامل 11- 9 فروند[ مترجم: 10 فروند، 2 فروند از
آنها یعنی پیکان و جوشن به ترتیب توسط عراق و ایالات متحده در جریان جنگ 8 ساله از
بین رفت] از مجموع 12 فروند تحویل داده شده ابتدایی قایق پرسرعت Combattante II (کلاس کمان) ساخت فرانسه با وزن 275 تن
است. گفته می شود که این قلیق ها به 4 – 2 موشک ضدکشتی C- 802 ساردین و یک توپ 76 میلیمتری مسلح
هستند و حداکثر سرعت آنها 5/37 نات است. قایق های سریع تهاجمی کلاس
کمان ابتدآ به 4 موشک آمریکایی هارپون مسلح بودند، اما هارپون ها به مدت طولانی
عملیاتی نبوده اند. حداقل 5 فروند آنها به پرتابگرهایی که می تواند 4-2 عدد موشک C-801 یا C-802 را حمل کند، مجهز شده اند. ایران C- 802
را به حزب
الله رسانده و حزب الله هم با موفقیت آن را در برابر یکی از کشتی های موشک انداز
بسیار مدرن کلاس ساعر- 5 اسرائیل در طول جنگ سال 2006 به کار برد.
ناوچه
موشک انداز کمان مجهز به پرتابگر هارپون
ناوچه
موشک انداز گرز مجهز به پرتابگر نور
واژگان فنی
که برای سری موشک های
C – 801 و C-
802 در
نیروهای دریایی ایرانی ها به کار می رود گیج کننده است و منابع مختلف از اسامی
متضادی برای پلت فرم های ایرانی استفاده می کنند. برخی منابع همه این موشک ها را
به عنوان بخشی از سری
CSS – N – 4 / YJ – 1 می دانند.
نام
در کشور سازنده نام ایرانی
FL – 6 (چینی)
فجر
دریا
FL – 8 (چینی) کوثر
FL – 9 (چینی) نصر
C – 802 (چینی)
نور
HQ – 2 (چینی) تندر
HY – 2 (چینی) رعد
عقیده بر
این است که ایران در حال حاضر حداقل 100 فروند C – 801 و C – 802 در اختیار دارد. یک منبع بیان می کند
که ایران ممکن است در سال 1988 – 1987 تا 100 فروند C – 801 و 8 پرتابگر وارد کرده باشد و تا سال
1994 زرادخانه خود را تا 200 فروند افزایش داده است و به خوبی توانایی تولید بومی C – 801 را داشته است ( تحت نام « تندر»).
منابع دیگری بیان می کنند که ایران ممکن است موشک های C – 701 خود را در پایگاههای پرتاب در حال
ساخت در بندرعباس، بندر لنگه، بوشهر و بندر[امام] خمینی مستقر کرده باشد. ایران
برای خرید موشک های ضدکشتی پیشرفته از روسیه، کره شمالی و چین یا خرید تجهیزات
تولید موشک ضدکشتی و حتی در حد امکان ناوچه های مسلح به موشک های ساخت چین اقدام
کرده است. برخی منابع ادعا کرده اند که ایران 8 واحد پرتابگر موشک ضدکشتی SS – N – 22 « سانبرن» ساخت شوروی را از اکراین
خریداری کرده و آنها را در نزدیکی تنگه هرمز مستقر کرده است. با این وجود به نظر
نمی رسد کارشناسان ایالات متحده شواهد چنین خریدهایی را تایید کنند و تردید دارند
که ایران چنین سیستم هایی را عملیاتی نگه داشته باشد. «SS – N – 22 » عنوانی است که عمدتآ برای دو نوع
مختلف از سیستم های
Sea – Skimming مدرن،
مافوق صوت و برد بلند یعنی
P – 270 Moskit ( همچنین Kh – 15 یا 80M3 نیز نامیده می شود) و P – 80 یا P – 100 Zubi/Onika به کار برده می شود.
نیروی
دریایی ایران تعدادی قایق گشتی بزرگ و قایق های تهاجمی پرسرعت ( بیش از 120 عدد)
دارد، و در گزارشی که IISS از توازن نظامی سال 2011 تهیه کرده
است، مجموعه ای بیش از 146 فروند از قایق های جنگی و گشتی داراست. کشتی های عملیاتی این دسته شامل 13
فروند قایق موشک انداز کلاس کمان
[ مترجم
: 14 فروند شامل 10 فروند کلاس کمان و 4 فروند کلاس سینا ] هر کدام با 4 – 2 موشک
ضدکشتی
C – SS – N – 4 ساردین،
3 فروند قایق تهاجمی کلاس ظفر (
کلاس چوهو)
ساخت کره شمالی با وزن 82 تن، رادارهای جستجو باند I و مسلح به توپ های 23 میلیمتری و یک
پرتابگر چندگانه راکتی
BM – 21
، 2
فروند قایق
گشتی کلاس کیوان ( کلاس
Cape ایالات
متحده) با وزن 148 تن و مسلح به توپ های 40 میلیمتری و 22 میلیمتری و3 فروند قایق
گشتی کلاس پروین
( PGM – 71 ارتقا
یافته) تهیه شده در اواخر دهه 60 میلادی هر کدام به وزن 98 تن و مسلح به توپ های
40 میلیمتری و 20 میلیمتری.
حدود 87
فروند قایق گشت ساحلی با وزن کمتر از 100 تن وجود دارد که شامل 11 فروند چایناکت ( C – 14 ) با موشک های هدایت شونده C – 701 است، گرچه اعتقاد بر این است که تنها
9 فروند آنها عملیاتی است.همچنین تعداد زیادی قایق کوچک گشت بندر که علاوه بر
آنها[ (نیروی دریایی ارتش)]، توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز استفاده می
شود. اغلب این قایق ها عملیاتی بوده و می توانند در ماموریتهای گشت موثر باشند.
آنها به درد می خورند، اما با این وجود فاقد سیستم های دفاع هوایی و تسلیحات
کارآمد یعنی چیزی بیش از توپ های ضدهوایی و SA -7 و SA – 14 می باشند.
بسیاری از
گزارش ها ادعا می کنند که چایناکت ها موشک های ضدکشتی C – 701 را حمل می کنند، و اعتقاد بر این است
که این قایق های موشک انداز تحت فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند.
ظاهرآ خرید تعداد بیشتری چایناکت محتمل است، هر چند جزئیات آن نامعلوم است.
ایران 5 یا
6 فروند هاورکرافت
BH – 7 و
7 یا 8 فروند
SRN – 6 دارد
و اعتقاد بر این است که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استفاده می شود [ مترجم : در رزمایش های حداقل 3 سال اخیر هاورکرافت
ها تنها در رزمایش های نیروی دریایی ارتش دیده شده اند]. حدود نیمی از این
هاورکرافت ها عملیاتی هستند.
آنها
قادرند سرعت خود را به بالای 60 – 70 نات برسانند، آنها ارزشمندند و کمی مسلح شده
اند. سرعت بالا ، آنها را برای بسیاری از ماموریت های شناسایی و جنگی غیرمعمول
مناسب می سازد. [هاورکرافت ها] می توانند نیروها را به سرعت در سواحل مناسب پیاده
کنند، اما برخی سواحل صخره ای برای پیاده کردن نیرو نامناسب هستند. آنها [( نیروی
دریایی ایران)] هواپیمای بدون سرنشین نیز دارند.
مترجم:
apadana11
منبع:
http://www.centralcl...92.html#p373445
http://www.centralcl
به
گزارش لينکها براي
کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد ، از مهمترین عوامل شکست نیروهای دریایی در
نبردها، عدم وجود پشتیبانی هوایی از واحدها یا ناکافی بودن آن بوده است. مهمترین
انواع هواگرد(aircraft) شامل هواپیما و بالگرد هم در دفاع و
هم در تهاجم، چهره جنگ های دریایی را دستخوش تغییرات فراوانی کرده اند. پشتیبانی
هوایی شامل بکارگیری توان هواگردهای شناسایی اپتیکی(بصری) و الکترونیکی، تهاجمی،
ترابری، جنگ الکترونیک و رادار پرنده در یک عملیات دریایی است. عملیات های دریایی
شامل مأموریت های آبی-خاکی نیز می شود که کاربرد وسائل هوایی ترابری در اینجا
بیشتر است.
به همین دلیل پس از ورود هواپیماها به
عرصه جنگ های دریایی، نیروهای دریایی بزرگ به فکر ساخت ناوهای حامل هواپیما
افتادند. این گونه کشتی ها در هر دو جنگ جهانی حضور داشتند خصوصاً در جنگ دوم
جهانی این ناوها در نبردهای سرنوشت ساز، نقش کلیدی داشتند.
پس از این جنگ و با گسترش کاربری
بالگردها در محیط های دریایی، هم در ناوهای هواپیمابر و هم در ناوهای چند منظوره
مخصوص عملیات آبی-خاکی بالگردها به طور گسترده وارد خدمت شدند و حتی ناوهای حامل
کوچکتر و در نتیجه ارزان تر و پرتعدادتر برای بکارگیری بالگردها و هواپیماهای
عمودپرواز ساخته شدند.
ناوهای هواپیمابر در مجموع به عنوان
بزرگترین و پیچیده ترین یگان های سطحی محسوب می شوند و قدرت نظامی و دریایی
کشورهای دارنده این ناوها چند پله بالاتر از سایرین قرار می گیرد. از این رو صنایع
دریایی با بهره گیری از آخرین فناوری ها حتی با وجود اوضاع بد اقتصادی جهان همچنان
طرح ناوهای حامل هواگرد را دنبال می کنند.
ناو فرانسوی شارل دوگل و در زمینه تصویر،
ناو آمریکایی آبراهام لینکلن(از رده نیمیتز)
در واقع با توجه به نقش بی نظیر تسلط
بر دریاها در تسلط بر جهانی که بیش از 90
درصد تجارت آن از طریق آب به انجام می
رسد، کشورهایی که مرزهای دریایی وسیعی دارند، علاوه بر کاربری این وسائل در امنیت
نظامی برای برقراری امنیت خطوط تجاری خود نیز به این ناوهای حامل به عنوان یک
پایگاه متحرک نیاز دارند. امنیتی که با موشک های بالستیک اتمی موجود در زیردریایی
های بزرگ قابل تأمین نیست.
کشورمان ایران که هم در شمال، مرز
دریایی بزرگ و هم در جنوب مرز دریایی بسیار طولانی دارد و از طرفی دو منطقه ناامن
و بسیار مهم در جریان اقتصاد دریایی جهان یعنی تنگه باب المندب و تنگه مالاگا در
فاصله نچندان دور از آن قرار دارد برای ایجاد یک اقتصاد دریایی مطمئن نیازمند
ایجاد نیروی دریایی راهبردی است.
تا امروز برقراری امنیت خطوط کشتیرانی
تجاری توسط نیروی دریایی ارتش توسط ناوشکن(ناوهای محافظ) با همراهی یک ناو
پشتیبانی متوسط یا بزرگ صورت گرفته است که هر چند در برابر دزدان دریایی کارآمد و
مؤثر نشان داده اما با ورود دزدان اصلی به صحنه، نیاز به پشتیبانی هوایی به کمک
ناوهای حامل هواگردها رنگ و بوی جدی به خود خواهد گرفت. زیرا به جز ناوشکن(ناو
محافظ) جماران سایر ناوهای جنگی ایران قابلیت حمل بالگرد نداشته و در بین ناوهای
پشتیبانی هم چهار ناو از رده هنگام و یک ناو بزرگ ترابری خارک قابلیت حمل بالگرد
دارند.
هواپیماهای قابل بکارگیری در این
ناوها نیز محدود به پهپادهای شناسایی بوده و زیرساخت های موجود برای بکارگیری
عملیاتی و دراز مدت پهپادهای رزمی در این ناوها کافی نیست.
ناو ویرات هند
بنابراین نیروی دریایی کشورمان برای
رسیدن به حد مطلوب به عنوان یک "نیروی راهبردی"
به ناوهای حامل هواگرد نیز احتیاج
دارد. با توجه به اینکه تأمین این رده از شناورها از خارج از کشور ناممکن و یا
بسیار دشوار خواهد بود، اتکا به توان داخلی در طراحی، ساخت و توسعه این شناورها
منطقی به نظر می رسد.
در این گزارش به معرفی چند رده از
ناوهای حامل هواگرد از نظر ابعاد، اوزان، سامانه های رانش، هواگردهای محمول و
زیرسامانه های مهم دیگر پرداخته و در ادامه وضعیت صنایع دریایی کشورمان در زمینه
ساخت کشتی ها غول پیکر نزدیک به ناوهای حامل هواگرد و تولید زیرسامانه های دفاعی
ناوهای نظامی را بررسی می کنیم.
کشورهای دارنده ناوهواپیمابر و برخی
از مشخصات ناوها
از برخی ناوهای مطرح شده در جدول فوق
که در آینده وارد خدمت خواهند شد بیش از یک فروند سفارش داده شده یا در حال ساخت
است. ناوهای کوچکتر تنها قابلیت حمل هواپیماهای عمود/کوتاه برخاست(V/STOL) را دارند و ناوهای بزرگتر با استفاده
از منجنیق(کاتاپولت) به عنوان شتاب دهنده یا عرشه شیبدار، هواپیماهای معمولی را به
پرواز در می آورند.
ناو ناروبت تایلند در بالای تصویر و
کیتی هاوک آمریکا
در بین ناوهای هواپیمابر، کلاس نیمیتز
آمریکا پرتعدادترین است که شامل 10 ناو با تناژ 100هزار تا 104هزار تن ولی با طول
یکسان هستند. آخرین فروند از این رده در سال 2009 وارد خدمت شده است.
برخی از ناوهای معرفی شده قبلآً متعلق
به کشور دیگری بوده و به کشور دوم فروخته یا اهدا شده و سپس بازسازی و بهسازی شده
اند از جمله ناو کشور چین، یکی از ناوهای هند و ناو برزیل از مهمترین مثال های این
رویکرد هستند. این ناوها دارای یک عرشه برای نشست و برخاست و چند طبقه در زیر آن
برای فعالیت های مختلف هستند از جمله فضای نگهداری هواگردها، کارگاه های تعمیرات و
آزمایش هواگردها، انبارهای سوخت، تسلیحات و قطعات یدکی هواگردها و محل اسکان خدمه
چند صد تا چند هزار نفری خود و همچنین فضای مربوط به پیشرانه ناو.
بخش های داخلی یک ناو هواپیمابر بزرگ
پیشرانه این ناوها از دو نوع اتمی یا
دیزلی است. نوع اتمی دارای مزیت های بسیاری است که در گزارش حرکت نفتکشهای
ایرانی با اورانیوم 50 درصد به برخی از آنها پرداخته ایم. اما مهمترین مزیت این پیشرانه
ها برای یک ناو نظامی، افزایش مدت زمان عملیات و دریانوردی طولانی توسط کشتی است.
به عنوان مثال نسل های اول این
پیشرانه های اتمی بیش از 10 سال و نسل های جدید بیش از 25 تا 30 سال می توانند
بدون سوختگیری حرکت کنند که این افزایش مدت آماده به کار بودن راکتور و بی نیاز
شدن از سوختگیری که خود فرایند بسیار زمانبری در حد چند سال بوده ارزش عملیاتی این
یگان های سطحی را برای نیروی دارنده بیشتر می کند.
ناو ایتالیایی کاوور
در کنار این مزیت ها، ناوهای با
پیشرانه اتمی، گرانتر و پیچیده تر نیز هستند و در صورت مورد تهاجم قرار گرفتن،
آسیب دیدن راکتور خود نقطه ضعفی برای ناو محسوب می شود. بیشتر ناوهای حامل هواگرد
از پیشرانه معمولی دیزلی برخوردار هستند که هر چند سرعت ایجاد توانآنها از
موتورهای توربینی ناوشکن ها کمتر است اما با مصرف سوخت کمتر برای طی مسافت های
طولانی گزینه مناسب تری خواهند بود.
ناوهای حامل هواگرد، به رادارهای
مراقبت هوایی و رادار و سایر تجهیزات ناوبری برای کمک فرود هواگردها در تمام شرایط
آب و هوایی، به سلاح های پدافند هوایی کوتاه برد توپخانه ای با نواخت تیر بالا و
موشک های کوتاه برد عمدتاً حرارتی و برخی نیز به موشک های سطح به هوای میانبرد
راداری مجهز هستند.
عمده ناوهای حامل بالگرد در واقع
ناوهای آبی-خاکی چند منظوره هستند. در اینجا مواردی که قابلیت حمل تعداد بیشتری
بالگرد یا هواپیماهای عمود پرواز را دارند انتخاب و معرفی کرده ایم.
برخی از ناوهای حامل بالگرد و چند
منظوره
همانطور که در جول فوق مشاهده می شود
ناوهای چند منظوره و حامل بالگرد همگی از پیشرانه معمولی دیزلی برخوردارند. این
امر به ساده تر، ارزانتر شدن آنها انجامیده ولی مدوامت کمتر در دریا را به دنبال
دارد. بسیاری از ناوهای معرفی شده اولین فروند از یک رده(کلاس) هستند و به دلایل
مختلف بسیار بیشتر از ناوهای هواپیمابر به تولید رسیده اند و کشورهای دریایی
کوچکتر نیز از آنها استفاده می کنند.
ناو کلاس تاوارا
این ناوها نیز از طبقات مختلفی زیر
عرشه با کاربری های مشابه ناوهای هواپیمابر برخوردار بوده و سامانه های مراقبت و
دفاعی آنها نیز مشابه آنها است. البته در ناوهای چند منظوره فضاهایی
برای حمل نفرات و تجهیزات زمینی، خودروهای عادی و زرهی نیز وجود داشته و در نتیجه
ظرفیت حمل هواگرد در آنها محدود است مانند ناو سن آنتونیو.
تا اواسط دهه 1370 در کشورمان هیچ
طرحی برای تولید ناوهای نظامی بزرگ وجود نداشت. اولین برنامه در این زمینه ناو
جماران به عنوان اولین محصول پروژه موج بود که تاریخچه طراحی و ساخت آن را در
گزارش های « لينکها براي
کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد » و « لينکها براي
کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد » به
آن پرداخته بودیم.
آیا ایران این بار هم می تواند؟
در اینجا با اشاره ای گذرا به
زیرسامانه های ساخت داخل ناوهای نظامی به نمونه های کشتی های غول پیکر ساخته شده
در کشور می پردازیم تا با معرفی توان متخصصان صنعت دریایی کشور در ساخت این رده از
شناورها در واقع فاصله کشورمان تا ساخت یک ناو حامل هواگرد بررسی شود.
نکته ای که ذکر آن لازم به نظر می رسد
این است که در روند تولید یک محصول، اولویت با تهیه تجهیزات از سازندگان مربوطه در
اقصی نقاط دنیا در صورت عدم وجود تولید داخلی است زیرا برای تولید هر سامانه و
زیرسامانه ای باید تمام هزینه های مربوط به مطالعات، تحقیقات، طراحی، نمونه سازی،
آزمایش، رفع ایرادات و طراحی و آزمایش مجدد و در نهایت تولید انبوه را پرداخت.
با توجه به تحریم های شدید علیه
کشورمان و از طرفی لزوم تأمین نیاز به محصولات مختلف، اقدام برای قطع یا کاهش
وابستگی در این محصولات ضروری شده و پرداخت هزینه های فوق منطقی می شود. از اینرو
بررسی توان داخلی در تولید بخش های مختلف یک ناو حامل هواگرد را مد نظر قرار داده
ایم.
انواع تجهیزات مورد استفاده در یک
شکتی جنگی مانند رادارهای مراقبت هوایی با بردها و قابلیت های مختلف و توانایی
شناسایی اهداف با سطح مقطع راداری(RCS)کم، رادارهای سطحی، تجهیزات هدفیابی و
هدفگیری اپتیکی و حرارتی دوربرد، سامانه های کنترل آتش، سامانه های هشدار دهنده
راداری و لیزری، تجهیزات مخابراتی مجهز به قابلیت های جنگ الکترونیک، توپ های
پدافند هوایی کوتاه برد دریایی(البته نه از نوع چند لوله چرخان) با قابلیت درگیر
شدن با موشکها، موشک های دوش پرتاب حرارتی و میانبرد راداری، سامانه های جنگ
الکترونیک، انواع فریب دهنده های راداری و حرارتی، سامان ههای مدیریت صحنه نبرد،
انواع سامانه های مخابراتی و شناسایی زیرآبی و تجهیزات الکترونیکی و دیجیتال نمایش
و رایانه های پرقدرت در کشور ساخته شده و روی شناورهای مختلف به کارگیری شده اند
که بارزترین نمونه های آن ناوهای رزمی رده موج و سینا ساخت ایران، ناوهای رزمی رده
الوند که پیش از انقلاب خریداری شده بودند، ناو دگرگون شده نقدی و ناو پشتیبانی
غول پیکر خارک قابل رؤیت است.
ناوشکن(ناو محافظ) جماران ساخت ایران
به علاوه کار ساخت نسل جدیدی از
رادارها با فناوری آرایه فازی، سامانه های جنگ الکترونیک جدید و همچنین سامانه
پدافند هوایی کوتاه برد موشکی برای شناورهای نظامی کشورمان در حال پیگیری است.
بنابراین در زمینه زیرسامانه های
دفاعی مورد نیاز برای یک ناو تقریباً همه موارد مورد نیاز با فناوری های بومی در
دسترس است.
در زمینه تجهیزات نگهداری و تعمیر
هواگردها، سوابق کشورمان پس از انقلاب اسلامی به نوعی در دنیا منحصر به فرد تلقی
می شود زیرا در دل تحریم ها، نه تنها کار تعمیرات سبک و سنگین هواگردهای نظامی در
کشور انجام می شود بلکه بسیاری از قطعات، زیرسامانه ها و تسلیحات مورد نیاز برای
آنها نیز در کشور به تولید رسیده است. بنابراین امکان پشتیبانی فنی از هواگردها در
ناوهای حامل هواگرد نیز برای کشورمان به راحتی قابل ایجاد است.
البته تولید هواگرد کامل در کشورمان
تاکنون محدودیت هایی داشته و هر چند هواپیمای سرنشین دار رزمی قابل به کارگیری روی
ناوها در ایران موجود نیست اما در زمینه پهپادهای رزمی و همچنین بالگردها وضعیت
خوبی وجود دارد به طوریکه علاوه بر پهپاد رزمی کرار که تولید شده، دست کم دو نوع
بالگرد نیز در مراحل تولید قرار دارند که یکی از نوع تهاجمی بر اساس بالگرد کبرا و
دیگری از نوع ترابری است که در گزارش مستقلی به این بالگرد ترابری خواهیم پرداخت.
صنعت دفاعی کشورمان در زمنیه پهپادهای
شناسایی، امروز به حد بلوغ رسیده و انواع این پرنده های بدون سرنشین با برد، سقف
پرواز و مداومت پروازی های مختلف با قابلیت فعالیت در شب و روز، امکان استفاده به
عنوان سکوی دیده بانی هوایی برای هدفگیری و اصلاح آتش و البته با سطح مقطع راداری
بسیار پائین ساخته و به کار گرفته شده اند که سوابق پروازی آنها روی ناوهای جنگی
آمریکا بارها نمایش داده شده است.
ساخت پیشرانه اتمی برای کشتی ها در
کشورمان دارای سابقه ای نیست ولی تلاش های گستره ای در کشور برای ساخت پیشرانه های
دیزلی دریایی صورت گرفته که نمونه هایی از آن نیز به تولید رسیده است. هر چند این
نمونه ها از نظر توان تولیدی با موتورهای بزرگ ناوهای حامل هواگرد قابل مقایسه
نیستند اما نشان دهنده وجود دانش طراحی این نوع پیشران هستند بنابراین در صورت عدم
تأمین و خرید موتورهای دریایی از سازندگان خارج نیاز به تولید موتورهای دیزل
شناورهای بزرگ نیاز نیست کار از ابتدا آغاز شود و تجربیات ارزنده ای در این زمینه
در کشور موجود است.
بعلاوه توان متخصصان کشورمان در تعمیر
موتورهای دریایی بسیار بالا بوده و حتی برای کشتی های غیرنظامی سفارش ها و مراجعات
کشتی های خارجی نیز در کارنامه صنعت دریایی کشورمان وجود دارد و یکی از منابع
درآمدی سالیانه این صنعت محسوب می شود.
اما کشتی اقیانوس پیمای رده
ایران-اراک و نفتکش های رده افراماکس دو محصول صنعت دریایی کشورمان در عرصه کشتی
های غول پیکر هستند که می توانند گام بزرگی در رسیدن به توان طراحی و تولید ناوهای
متوسط و بزرگ حامل هواگرد باشند. کشتی های کانتینربر و اقیانوس پیمای رده
ایران-اراک به عنوان بزرگترین کشتی ایرانی در سال 1388 به بهره برداری رسید. این
کشتی 185 متر طول، 30 متر عرض، 18 متر ارتفاع دارد. جرم آن بدون بار بیش از 7هزار
تن بوده و توانایی حمل 30هزار تن بار معادل 2200 کانتیر را دارد. بنابراین بیشینه
جرم این کشتی دست کم 37هزار تن است.
کشتی کانتینربر ایران-اراک
موتور این کشتی بالغ بر 16هزار و 700
کیلووات معادل 22386 اسب بخار توان داشته و این کشتی را به سرعت بیشینه 39.78
کیلومتر بر ساعت می رساند. ایران-اراک قادر است به مدت 25 روز بدون وقفه به
دریانوردی بپردازد که در صورت حرکت با دوسوم سرعت نهایی به برد بیش از 15900
کیلومتر می رسد. هزینه ساخت هر فروند از این کشتی در سال بهره برداری آن حدود 32
میلیون دلار اعلام شده بود.
مقایسه مشخصات ایران-اراک با ناوهای
معرفی شده در جدول های فوق این نتیجه را حاصل می کند که این کشتی از نظر ابعاد هم
رده نمونه های کوچک این ناوها است هر چند که سرعت کمتر ولی تناژ بالاتری دارد.
با اختصاص بخشی از فضای بسیار زیاد
این کشتی برای حمل سوخت بیشتر، برد عملیاتی این کشتی نیز بیشتر شده و برای مأموریت
های فرامنطقه ای فعلی نیروی دریایی قابل اتکا خواهد بود.
طی هفته های گذشته بزرگترین کشتی ساخت
کشورمان که یک نفتکش از رده افراماکس است به آب انداخته شد. برنامه ساخت 4 نفتکش
افراماکس که در رده چهارم از نظر حجم بار در بین نفتکش ها قرار می گیرند به سفارش
کشور ونزوئلا و در اردیبهشت سال 1389 وارد مرحله عملی شد.
پس از گذشت حدود 2 سال اولین فروند از
آنها به مراحل نهایی ساخت رسیده و برای آزمایشات دریایی آماده می شود.
این نفتکش که در طراحی و ساخت اولین
فروند آن متخصصان کره جنوبی حضور داشته اند، 250 متر طول، 44 متر عرض، 21 متر ارتفاع،
و آبخور 14.8 متری دارد. این کشتی که مساحت عرشه آن حدوداً 2.5 برابر یک زمین
فوتبال است قابلیت حمل 113هزار تن نفت معدل 750هزار بشکه را داشته بیشینه سرعت آن
29.6 کیلومتر بر ساعت است که به واسطه موتوری با توان 15هزار و 820 کیلووات معادل
21206 اسب بخار حاصل می شود.
نفتکش سوروکایما از رده افرامکس ساخت
ایران
با توجه به اینکه نفتکش افراماکس
ایرانی 35.1 درصد در طول و 46.67 درصد در عرض بزرگتر از کشتی ایران-اراک است باید
گفت ساخت کشتی در این ابعاد در کشور بی سابقه در حالیکه زمان بندی تولید و کیفیت
آن مطابق با استانداردهای دنیا و تحت نظارت پیمانکار کره ای برای کسب تجارب آنها
بوده است. مسئله ای که با توجه وجود کارفرمای خارجی که دسترسی به کشتی های چینی،
کره ای یا اروپایی داشته بیشتر ارزش خود را نشان می دهد.
نفتکش غول پیکر ایرانی در مرحله ساخت
نکته قابل توجه دیگر تأمین 60 تا 70
درصد از مواد و قطعات به کار رفته در ساخت اولین فروند از این نفتکش ها از
تولیدکنندگان داخلی است که گام مهمی در حمایت از صنایع داخلی به عنوان پیمانکاران
فرعی این پروژه است.
قیمت هر فروند از این نفتکش ها 57
میلیون یورو و ارزش کل مواد و قطعات این نفتکش بالغ بر 15 میلیون یورو عنوان شده
است. هم اکنون دومین فروند از این کشتی ها هم در حال ساخت است که با توجه به
افزایش تجربه سازندگان آن، در زمان کمتری ساخته خواهد شد.
از نظر ابعاد کشتی های نفتکش افراماکس
ایرانی منطبق با ناوهای هواپیمابر متوسط رو به بالا هستند هر چند که از نظر تناژ
با سنگین ترین رده آنها برابری می کنند. به دلیل ماهیت مأموریت این کشتی ها، رسیدن
به سرعت های بالا در طراحی آنها مد نظر نبوده است و از اینرو اختلاف زیادی با
متوسط سرعت ناوهای هواپیمابر معرفی شده دارد.
البته بدیهی است هر یک از این کشتی
های بزرگ ایرانی برای تبدیل به ناو حامل هواگرد باید دستخوش تغییرات زیادی شود از
جمله طراحی و جانمایی مجدد سازه روی عرشه، طراحی طبقات داخلی برای نیازهای مطرح
شده ناوهای حامل، تغییر زیرسامانه های مکانیکی و برقی متناسب با اطمینان و
بقاپذیری مورد نیاز یک ناو نظامی و ... . بنابراین منظور از ارائه اطلاعات این دو
کشتی همانطور که پیشتر گفته شد اثبات وجود توانایی عملی در ساخت سازه و بدنه
ناوهای حامل هواگرد است.
ترکیب این توانمندی تولید با سامانه
های مأموریتی ناوهای حامل هواگرد و همچنین سامانه های دفاعی و تأمین هواگردهای
لازم از داخل کشور در مجموع صنعت دریایی ایران را دارای توان بالقوه مناسبی برای
طراحی و ساخت ناوهای حامل هواگرد در رده های کوچک تا متوسط رو به بالا نشان می دهد
هر چند که بحث تأمین یا ساخت پیشرانه مناسب چالش مهمی در این عرصه خواهد بود. چالشی
که بعید است بر اراده و علم متخصصان بومی غلبه کند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط hosien
|
ارتش مقتدر
پيام آور صلح و امنيت پايدار
در اين مقاله از مطالب طبقه بندى شده استفاده نشده و بيشتر با اتكا به
تحليل داخلى و خارجى و سياست هاى نظامى نگاشته شده است.
فضاى جهان در قرن ۲۱ حتى بيش تر از سال هاى ميانى قرن بيستم، براساس
منطق زور و توان رزمى كشورها شكل گرفته است. در چنين شرايطى متأسفانه تنها قدرت
تدافعى و تهاجمى يك كشور است كه مى تواند مانع طمع ورزى دشمنان به خاك آن شود.
ايران نيز از اين قاعده مستثنى نيست. كشورى با موقعيت ويژه سياسى، جغرافيايى و
اقتصادى چون ايران، اكنون بيش از هر زمان ديگرى مورد توجه قدرت هاى بزرگ جهان
بويژه آمريكا قرار گرفته است و به ناچار تنها راه منصرف كردن دشمن از تهاجم افزايش
قدرت دفاعى در كنار ديپلماسى فعال است. مقاله اى كه در ادامه مى خوانيد به مناسبت
هفته دفاع مقدس و پيرامون قدرت ارتش ايران نوشته شده و هدف آن نيز شناساندن بخشى
از توان دفاعى كشور به خوانندگان عزيز است.
* بزرگ ترين
واحد نظامى منطقه
ارتش ايران يكى از ۳ بازوى اصلى دفاعى كشور است كه بايد در كنار بسيج
و سپاه پاسداران از يك ميليون و ۶۴۸ هزار كيلومتر مربع خاك پهناور ايران، آن هم در
منطقه اى كه از ۳ هزار سال قبل به اين سو هرگز روى آرامش به خود نديده، دفاع كند.
مقام هاى نظامى اعتقاد دارند ارتش ايران با در اختيار داشتن بزرگترين نيروى زمينى
غرب آسيا، بزرگ ترين واحد هاى زرهى، قوى ترين توان توپخانه و پر تعداد ترين
واحدهاى موتوريزه از نظر تعداد، توان اول رزمى خاورميانه را در اختيار دارد و اين
سخن آنگاه ارزش پيدا مى كند كه دريابيم ايران اين ارتش عظيم را در كنار بسيج و
سپاه تنها با بودجه نظامى بسيار كمى، معادل يك سوم عربستان سعودى و نصف رژيم
صهيونيستى سرپا نگه داشته است. (رئيس ستاد كل نيروهاى مسلح ايران سال گذشته هزينه
سرانه دفاعى ايران را ۱۰۶ دلار اعلام كرد حال آن كه اين رقم براى تركيه ۱۵۴ دلار،
سوريه ۲۸۰ دلار، عربستان حدود يك هزار دلار و عمان ۷۲۶ دلار
بوده است. ارتش ايران در حال حاضر از همه ويژگى هاى يك نيروى فرامنطقه اى برخوردار
است و به گفته همه ناظران، در حال حاضر به مراتب قوى تر از سال ۱۳۵۷ (سال خروج
مستشاران خارجى و وقوع انقلاب اسلامى) و يا پايان جنگ در ۱۳۶۷ است.
وجود دو رشته كوه عظيم زاگرس از شمال غربى به جنوب و البرز از شمال
غرب تا شمال شرق ايران در كنار وجود كوير هاى عظيم شرقى، تپه هاى فراوان و نهرها و
رودخانه هاى طويل، جغرافياى نظامى ايران را به گونه اى طراحى كرده كه نيروى زمينى
ايران با قدرت دفاعى خود در كنار واحدهاى ضربتى هوايى و بالگردها قادرند انديشه
تهاجم را از فكر حريف بدر كنند، به گونه اى كه جغرافياى ايران در برابر كشورهايى
نظير عراق براى يك مهاجم خارجى به مانند جاده اى سنگلاخ در برابر اتوبانى وسيع است.
ايرانيان از هزاران سال قبل به اين سو، همواره هنر جنگيدن را به نحوى
نشان داده اند بطورى كه در بطن خود شواهدى چون ۷۰۰ سال شكست روميان و ۵۰۰ سال شكست
عثمانى ها، نشان داد كه ارتش ايران ، همه نيروهاى مهاجم از سمت غرب و شمال غرب را
بسادگى متوقف كرده كه آخرين آن نيز تهاجم نافرجام ارتش عراق در سال هاى ۱۳۵۹ تا
۱۳۶۷ بوده است.
* نيروى
زمينى ارتش ايران
ستون فقرات ارتش ايران را در سال هاى اخير، همواره نيروى زمينى تشكيل
داده كه اين نيرو به عنوان واحدى حرفه اى در كنار سپاه و بسيج از سال ۱۳۵۹ تاكنون
حلقه دفاعى ايران را تكميل كرده است. نبايد از ياد برد كه جنگ پديده اى چندوجهى
است و همان طور كه در جنگ به كشتى، هواپيما، موشك و تسليحات ديگر نياز است، وجود
مردانى را مى طلبد كه پاى ثابت جنگ باشند؛ كسانى كه حتى اگر جنگ سال ها به طول
بينجامد زندگى ديگرى را براى خود در سنگرها تعريف كنند اتفاقى كه در سال هاى جنگ
رخ داد و مردان نيروى زمينى در بعضى موارد سوابقى بالاى ۸ ماه حضوردر جبهه را
تجربه كردند.
نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران به طور قطع امروز به مراتب
آماده تر از مهرماه سال ۵۹ است، زمانى كه تنها با ۲ لشكر در غرب و جنوب در برابر
۱۲ لشكر عراق دفاع كرد. نيروى زمينى ايران در حال حاضر با بهره گيرى از ده ها لشكر
باسابقه از قوى ترين واحدهاى كماندويى و نيروى مخصوص بهره مند است كه بعضى از اين
واحدها حداقل ۴ دهه داراى تجربه هستند. ارتش ايران همچنين در كنار تانك هاى
قدرتمند و بازسازى شده چيفتن از تانك هاى پيشرفته (كه توسط صنايع داخلى ساخته شده)
بهره مى برد. اگرچه تعداد تانك هاى ايران اعلام نشده اما رسانه هاى خارجى و نشريات
تخصصى، ارقام آن را ۳ تا ۵ هزار دستگاه تخمين زده اند كه اين ارقام از قطعيت
برخوردار نيست؛ چرا كه ايران با توجه به اين كه تانك هاى مورد نياز خود را به طور
مستقيم مى سازد به طور طبيعى آمار آن محرمانه مى ماند. البته شكى نيست كه تانك هاى
ايرانى بيشتر از هر قدرت منطقه اى غرب آسيا حتى اسرائيل و تركيه است. ويژگى تانك
هاى ايرانى در نوسازى گسترده آنها از بعد از جنگ ۸ ساله به اين سو است چرا كه
بيشتر ارتش هاى جهان از كهنگى نيروهاى زرهى خود در رنج هستند.
ارزش ديگر نيروى زمينى ايران، در قدرت بالاى جابه جايى آن است.در
مانورهاى ولايت، ذوالفقار و نظاير آن نيز ناظران داخلى و خارجى شاهد جابه جايى
سريع صدها هزار سرباز و هزاران تانك و نفربر از مسافت هاى دور بودند.
* نيروى هوانيروز
شرايط خاص جغرافيايى ايران، وجود يك هوانيروز قوى را الزامى كرده است.
توان بالگرد ايران از دهه ۴۰ به اين سو قدرت گرفت و در سال ۱۳۵۷ ايران از تعداد
زيادى هلى كوپتر قدرتمند كبرا، ۲۱۲ ، ۲۱۴ ، ۲۰۶ و ۲۰۵ برخوردار بود.
اين نيرو در هفته هاى نخست جنگ و در زمانى كه هنوز بسيج، سپاه و نيروى
زمينى ارتش قدرت سازماندهى بالايى نداشتند موفق شد با بهره گيرى از پرنده هاى خود
و البته شهادت بسيارى از پرسنل، قدرت زرهى عراق را بشدت ضربه زند و سرعت آن را كم
كند.
هوانيروز ايران اكنون به مدد قدرت فنى صنايع دفاعى و كارشناسان خود
موفق به بازسازى خود و حتى ساخت هلى كوپترهاى جديد شده و از طريق مهندسى معكوس،
بسيارى از موشك ها و راكت هاى موردنياز هلى كوپترهاى خود را تأمين كرده است. در
مصاحبه اى كه نگارنده ۳سال قبل با فرمانده هوانيروز داشته است. وى تأكيد داشت كه
اكنون توان هوانيروز ايران چه از نظر كمى و چه از نظر كيفى كمتر از سال ۵۷ نيست.
* نيروى
هوايى ايران
اگرچه بسيارى از كارشناسان خارجى و حتى ناظران داخلى، گمان مى كنند
كناره گيرى آمريكا و اروپا ازكمك به نيروى هوايى ايران از سال ۱۳۵۷ از يكسو و
نابودى ۷۰ درصد هواپيماهاى ايران در جنگ تحميلى ميان سال هاى ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷موجب شده
تا توان هوايى ايران بشدت كاهش يابد، اما واقعيت چيز ديگرى است. ايران بين سال هاى
۶۷ تاكنون هرگز نيروى هوايى خود را فراموش نكرد چرا كه بياد داشت كه اين نيروى
هوايى بود كه در سال هاى جنگ در كنار از بين بردن نيروى هوايى عراق (نيروى هوايى
عراق در سال هاى جنگ حداقل ۳ بار بازسازى كامل شد) مانع ضدحمله هاى خونين واحدهاى
زرهى عراق شد و تا روزى كه خلبانان ايرانى پرنده اى براى پريدن داشتند فضا را براى
مهاجمان ناامن كردند.
امروز نيروى هوايى ارتش در كنار نيروى هوايى سپاه قدرت ضربتى قابل
توجهى را تشكيل داده است. كارشناسان زيادى در خارج از كشور در سال هاى اخير بر روى
توان نيروى هوايى ايران كار مطالعاتى انجام داده اند و در مقالاتى حتى آن را خطر
اصلى در برابر نيروى دريايى آمريكا در منطقه دانسته اند.
آنها با انتقاد از دولت آمريكا كه چندى قبل اف-۱۴هاى نيرويى دريايى
خود را كنار گذاشت تا لاكهيد بتواند صدها فروند اف-۱۸ جديد خود را به اين نيرو
قالب كند، متذكر شدند كه ايران تنها كشور جهان است كه هنوز اف-۱۴ دارد و قادر است
خطرى بسيار جدى براى نيروهاى دريايى خارجى محسوب شود. بعضى از منتقدان حتى پا را
فراتر گذاشته و كنار گذاشتن اف-۱۴ به وسيله نيروى دريايى را خيانت و حركتى براى
گرفتن پورسانت اف-۱۸ ها دانستند. به اعتقاد آنها ايران در سال هاى اخير از تعدادى
اف-۱۴ باقيمانده از جنگ خود استفاده كرده و با كمك روس ها قوى ترين نيروى رهگير
منطقه را ايجاد كرده، كه مى تواند از فاصله ۲۴۰ كيلومترى همه جنگنده
هاى آمريكايى نظير اف-،۱۶ اف-۱۸ و اف-۱۵ را رهگيرى كند و زمانى كه آنها حتى اين
پرنده هاى قدرتمند را نمى توانند مشاهده كنند (اف-۱۸ از فاصله ۹۰ كيلومترى قادر به
رهگيرى هدف است) جنگنده هاى آمريكايى را ساقط كنند و در پناه اين هواپيماها بمب
افكن ها، قايق هاى تهاجمى و ديگر نيروهاى ايران ناوهاى آمريكايى را از بين ببرند.
بنظر مى رسد منتقدان اغراق نيز نمى كنند چرا كه ايران در شرايطى كه كارشناسان
آمريكايى از سال ۱۳۵۷ ايران را ترك كردند توانست به تنهايى از اف-۱۴ ها استفاده
كرده و حداقل ۸۰ تا ۱۰۰ هواپيماى عراقى را با موشك هاى فونيكس منهدم كند. ايران هم اكنون توانسته موشك هاى فونيكس و اسپارو را با روش مهندسى
معكوس بسازد.
در حال حاضر نيروى هوايى ايران مطابق برآورد غربى ها ازتعداد قابل
توجهى نيرو و هواپيما بهره مى برد كه عمده آنها در اختيار نيروى هوايى ارتش است. (ارقام صحيح تنها بايد به وسيله مقام هاى رسمى اعلام شود) واحد اطلاعات
ارتش اسرائيل و منابع غربى مدعى هستند ايران از ميراژاف-،۱ ميگ،۲۳ سوخو،۲۴
توپولوف۲۲ نيز بهره مند است. البته نيروى هوايى ارتش در سال هاى اخير با بازسازى
هواپيماهاى اف-،۴ اف-۵ و اف-۱۴ در كنار خريد ميگ ۲۹ و سوخوى،۲۴ قدرت خود را بسيار
افزايش داده و قادر است با استفاده از بيش از ۱۰ پايگاه شكارى از سراسر خاك ايران
به خوبى حراست كند.
قدرت نيروى هوايى ايران به اندازه اى در سال هاى اخير افزايش يافته كه
چندى پيش ۲ نويسنده غربى به نام هاى دولين و كوپر در مقاله اى مفصل و جامع نسبت به
ناديده گرفتن اين نيرو به وسيله نظاميان آمريكايى هشدار دادند.
اما آنچه كه نبايد از ياد برد، ارزش مردان وخلبانان نيروى هوايى ارتش
است. كسانى كه با دست خالى و با بودجه هايى به مراتب
كمتر از سال هاى حكومت شاه اين نيرو را سر پا نگاه داشته اند. نبايد فراموش كرد كه
در رژيم سابق، سالانه ميلياردها دلار پول تنها صرف نيروى هوايى مى شد و شاه ۲/۵ميليارددلار در سال۱۹۷۳ براى خريد ۸۰ فروند اف-۱۴ داد ودر آن سال
هر فروند موشك فونيكس ۲ميليون دلار قيمت داشت. (ارزش دلار آمريكا امروز حداقل يك
سوم اوايل دهه۷۰ ميلادى است)
* نيروى
دريايى ايران
هنوز در درياى شمال، درياى عمان و خليج فارس بزرگ ترين شناورهاى نظامى
در اختيار ارتش جمهورى اسلامى ايران است. بعضى از اين ناوها بسيار بزرگ و مجهز
بوده و قادر است برترى ايران را در درياهاى مذكور به اثبات برساند.
نيروى دريايى ارتش در حال حاضر در كنار نيروى دريايى سپاه يك قدرت
دفاعى- تهاجمى مشترك و پرقدرت را تشكيل مى دهند كه با
بهره گيرى رزمناوها و ناوشكن هاى سنگين و ناوچه ها و قايق هاى تندرو قادر به انجام
مأموريت هاى متعدد هستند.
ايران با برخوردارى از زيردريايى هاى بزرگ طارق و زيردريايى هاى كوچك
تر قدير و نهنگ اين توان را داردكه شناورهاى بزرگ سطحى دشمن را از زير آب مورد هدف
قرار دهد و كارى كند كه ناوهاى چندده هزار تنى قدرت هاى مهاجم غربى نتوانند از
توپهاى عظيم خود و يا هواپيماهاى جنگى خود بهره ببرند.
زيردريايى طارق در اين ميان قدرتى ويژه دارد. اين زيردريايى با توان
حمل ۱۸ اژدر مى تواند قدرت تخريب يك ناوگان مهاجم را داشته باشد.
نيروى دريايى ايران امروز قادر است با كمك صنايع دفاعى خود، تعداد
زيردريايى هاى خود را بشدت افزايش دهد و آن را براساس نيازهاى دفاعى خود شكل دهد.
نيروى دريايى ايران همچنين از ده ها شناور رزمى قدرتمند ديگر بهره مى برد.
ايران مدت ها قبل در دكترين دريايى خود پيش بينى كرده بود كه بتواند
به وسيله نيروى دريايى خود يك لشكر كامل را جابه جا كند و اين مسأله زمانى اهميت
مى يابد كه دريابيم همواره دشمنان كشور قصد تعرض به جزاير ايرانى خليج فارس را
داشته اند.
نيروى دريايى ايران همچنين از واحدهاى ورزيده تكاور دريايى برخوردار
است كه با استفاده از هاور كرافت ها (كه سريع ترين وسيله آبى- خاكى دنيا است) مى
توان آن ها را به سرعت به نقطه درگيرى اعزام كرد. نيروى دريايى ارتش در كارنامه
خود، نبرد ۲ ماهه با نيروى دريايى عراق را نيز دارد كه طى آن (تنها از ماه هاى مهر
تا آذر۵۹) نيروى دريايى عراق را براى هميشه از روى خليج فارس محو كرد.
[align=center][/align]
* نگاهى به
توان ارتش در مانورهاى بزرگ اخير كشور
الف- مانور ضربت ذوالفقار
سال گذشته ارتش با اجراى مانور عظيمى با عنوان ضربت ذوالفقار در هوا،
دريا و زمين قدرت خود را به نمايش گذاشت. در دريا اين نيرو با به كارگيرى گسترده
نيروهاى خود، در منطقه اى به وسعت ۲۵۰ هزار كيلومتر مربع از شرقى ترين نقطه دريايى
منطقه (خليج گواتر در غرب پاكستان تا خرمشهر در غرب خليج فارس) قدرت شناورها، هلى كوپترها و زيردريايى هاى خود را به نمايش گذاشت.
در بخش زمينى نيز نيروى زمينى تنها طى يك روز ۱۲۰ هزار نفر را جابه جا
كرد كه اين رقم به معناى جابه جايى ۷ تا ۸ لشكر نيرو، فقط در يك روز است. (۹۰درصد ارتش هاى منطقه حتى از ۵ لشكر نيرو نيز برخوردار نيستند)
ارتش در اين مانور ۱۶ استان كشور را درنورديد و براى نخستين بار
سربازان ايرانى از گلوله هايى استفاده كردند كه حتى از جليقه هاى ضدگلوله هم عبور
مى كرد. نيروى هوايى ارتش نيز در اين مانور براى نخستين بار از جنگنده «صاعقه» ساخت ايران استفاده كرد. اين هواپيما كه شبيه اف-۵ است (البته
اندكى بزرگتر و داراى ۲سكان عمودى شبيه اف-۱۸) در كنار صدها فروند، اف-،۱۴ ميگ ،۲۹
اف-،۷ اف-۴ و اف-۵ قدرت رزمى ايران را به نمايش گذاشتند.
ب- رزمايش پيامبر اعظم(ص)
رزمايش پيامبر اعظم(ص) در فروردين سال گذشته نيز حركت ديگرى از سوى
ايران بود تا قدرت هاى خارجى را متوجه توان ايران كند. در اين عمليات كه به صورت
مشترك ميان ارتش، سپاه وبسيج انجام شد ايران قدرت خود را در دريا، زمين و هوا نشان
داد. ناظران معتقد بودند كه هيچكدام از قدرت هاى خاورميانه قادر به بكارگيرى اين
ميزان نيرو در يك مانور نبوده و نيستند. موشك هاى حوت، ميثاق، كوثر و فجر در اين
عمليات موجى از نگرانى را براى ارتش هاى مهاجم فرامنطقه اى به همراه داشتند. بويژه
موشك هايى كه قادر است با سرعت ۱۰۰ متر بر ثانيه، هر شناورى را در يك چشم به هم
زدن از بين ببرد. مانور دريايى رزمايش مذكور در عمق ۴۰ كيلومتر از نوار ساحلى
ايران و به وسعت ۱۰۰ هزار مايل دريايى توان مشترك ارتش و سپاه را به نمايش گذاشت.
آنچه كه از ديد ناظران مخفى نماند، قدرت بالاى هلى برن ايران در اين
عمليات بود. هزاران سرباز تكاور و چترباز در فرصت زمانى بسيار كوتاه در زير آتش
سنگين واحدهاى هوايى و دريايى در سرپل هاى مقرر فرود آمدند اين درحالى بود كه حركت
هواپيماى موسوم به «صاعقه» نيز كه از موتور قدرتمند بهره مى برد و همچنين از قدرت
مانور بالايى نيز برخوردار بود در عمل به كارشناسان نظامى ثابت كرد كه ايران قادر
به ساخت جنگنده است.
[align=center][/align]
*نگاهى به
بعضى جنگ افزارهاى جديد ساخته شده به وسيله ايران
۱- موشك ضد
زره توفان ۲
اين موشك كه برضد تانك هاى با زره ضخيم به كار مى رود مى تواند تا ۹۲
درصد برخورد با هدف را تضمين كند و در ۲ مرحله ابتدا نفوذ كرده و سپس تانك را به
آتش بكشد. اين موشك شبيه موشك تاو آمريكايى است و مى تواند تا ۷۶ سانتيمتر درون
تانك نفوذ كند، بدين ترتيب قادر است حتى تانك ۸۰ تنى ام يك آ يك آمريكايى را به
مانند پوسته تخم مرغ متلاشى كند. توفان ۲ در حال حاضر به صورت گسترده بر روى
خودروهاى جنگى ارتش به كار مى روند.
۲- موشك
دريايى كوثر
كوثر موشك هوشمندى به مانند كروز آمريكاست كه مى تواند از خشكى و يا
دريا به سمت هدف پرتاب شود. اين موشك در اختيار ارتش است و مشابه آن را چين با
عنوان (اف ـ ال ـ ۸) در اختيار دارد.
۳- موشك ضد
كشتى نور
اين موشك نيز كه از موشك ضدكشتى كرم ابريشم چينى پيشرفته تر است قدرت
تخريبى زيادى به مانند موشك هاى غربى نظير هارپون و اگزوست دارد. در مانور
ذوالفقار اين موشك از يك ناو الوند (نيروى دريايى ارتش) شليك شد. برد اين موشك به
۱۲۰ كيلومتر افزايش يافته و ويژگى آن در تغيير دادن مداوم ارتفاع آن است، به طورى
كه در لحظات آخر برخورد، براى فرار از دست تور پدافندى دشمن، در ۵ مترى سطح آب
قرار مى گيرد و تنها پس از آن كه به عمق كشتى نفوذ كرد منفجر مى شود، سپاه نيز در
كنار ارتش از اين موشك استفاده مى كند.
۴- موشك ضد
كشتى رعد
غربى ها اين موشك را بسيار خطرناك مى دانند كه به دليل سرعت زياد
امكان هرگونه تحرك را از شناور دشمن سلب مى كند. اين موشك ۸ مترى تا ۲۰۰ كيلومتر
برد دارد و وزن سرجنگى آن بالاى نيم تن است.
* نتيجه
گيرى
ارتش ايران شباهت زيادى به ملت ايران دارد. هر دو بدون ادعا بوده و
جنگ طلب نيستند اما اگر لازم باشد روحيه صلح طلبى خود را كنار گذاشته و از خاك
كشور دفاع مى كنند، اين كارى است كه ۲۶ قرن است انجام داده اند. ارتش ايران در سال
هاى اخير تنها در مانورها ظاهر شده و هميشه سعى كرده در قالب يك مدافع بزرگ ملت
ايران عمل كند. اين نيرو در ۱۵ سال اخير توأمان در مانورهاى مختلف قدرت خود را در
نبردهاى كلاسيك و يا جنگ نامتقارن نشان داده و بدون اغراق عظمت آن، مى تواند بزرگ
ترين «اطمينان دهنده» به ساكنان كشور عزيزمان باشد. واحد عظيمى كه در كنار سپاه و
بسيج قدرت دفاعى ايران را به درجه اى افزايش مى دهد كه «خيال نفوذ سرباز مهاجم را
حتى اگر نيروى متعلق به قدرت اول نظامى جهان باشد در مرحله آرزو باقى بگذارد.»
شايد وجود چنين نيرويى باشد كه سبب شده تا دشمنان ما اوج تهديدشان تنها حمله از
راه دور با موشك و يا بمباران از ارتفاع بسيار بالا باشد و كارشناسان نظامى غربى و
روسى سال هاست به آمريكا هشدار مى دهند، انتقال نيرو به داخل فلات ايران به معناى
باز كردن درهاى جهنم بر روى سربازان بر هنه آمريكايى است.
منبع : روزنامهي ايران
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط hosien
|